اسلام، دین مساوات و برابری است.1 این دین زمانی ظهور کرد که در شبه جزیره عربستان و دیگر سرزمینهای جهان، نه تنها میان زن و مرد، بلکه میان انسانها، برابری معنا نداشت. در میان برخی از قبایل عرب جاهلی اگر فردی صاحب فرزند دختر میشد یا او را زنده به گور میکرد یا باید تا آخر عمر، ننگ داشتن دختر را تحمل میکرد.2 در چنان شرایطی، خداوند در قرآن کریم از زن و مرد در کنار هم یاد کرد و مبدأ خلقت هر دو آنها را «نفس واحده» معرفی فرمود: یا أَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً. (نساء: 1) ای مردم از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید؛ همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. افزون بر خلقت برابر، زن و مرد در ارزشها و آمادگی برای دستیابی به کمال والای انسانی نیز برابر هستند. در قرآن، هر جا سخن از ارزش و کمال است، زن و مرد با تعبیر «یا ایها الناس و یا ایها الذین آمنوا»، خطاب شدهاند و ملاک برتری آن دو در پیشگاه خداوند، تقوا معرفی شده است.3 خداوند میفرماید: إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُو?مِنِینَ وَ الْمُو?مِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً. (احزاب: 35 و 36) در این آیه، مسلمان بودن، ایمان داشتن، عبادت کردن و فرمانپذیری از خدا، راستی، شکیبایی، فروتنی، انفاق و صدقه دادن، روزه گرفتن، عفت و پاکدامنی و یاد خدا، همه به عنوان ارزش و در مقابل، نافرمانی خدا و پیامبر، گناه معرفی شده است. تأکید خداوند در این آیه، با آوردن واژه مؤنث در کنار مذکر، بیانگر یکسان بودن زن و مرد در پیشگاه خداوند است. همچنین با این تأکید، تمام اندیشههایی را که فضیلت و شرافت انسانی را ویژه مردها میدانست و زن را از رسیدن به این فضیلتها ناتوان میشمرد، مردود اعلام کرد.4 با وجود این، آنجا که بحث حقوق و تکالیف مطرح میشود، خداوند برای هریک از آن دو، وظایف و حقوق خاصی را بیان کرده است. گفتنی است تساوی حقوق به معنای غربیاش؛ یعنی تشابه کامل در تمامی موارد حقوقی بین زن و مرد، در نظام دینی اسلام جایی ندارد، بلکه تساوی به معنای برابری تأیید میشود.5 زن و مرد در آن جنبههایی که با هم شبیه هستند، از حقوقی مشابه نیز برخوردارند، ولی در جنبههایی که با هم تفاوت دارند، حقوقی متفاوت مییابند و این هرگز به معنای کمارزش بودن یک جنس و برتری جنس دیگر نیست. این همان برابری حقوق است که اسلام بر آن تأکید دارد و آن را از لوازم زندگی میشمارد.
1. «لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ».آل عمران:195
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُو?مِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً». (نحل: 97)
«وَ الْمُو?مِنُونَ وَ الْمُو?مِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُو?تُونَ الزَّکاةَ وَ یُطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ». (توبه:70) 2. «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلی هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ». نحل: 58 و 59 3. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ». حجرات: 13 4. زن در آیینه جلال و جمال، ص 101. 5. نظام حقوق زن در اسلام، ص 123.
ب) تفاوت یا تبعیض
تبعیض1 به معنای برتری بدون دلیل، همواره مورد تنفر بوده و هست. در مقابل، تساوی و برابری، مقدس و شایسته است. همچنین باید دانست که تفاوت غیر از تبعیض است. در جهان کنونی، زنان بیش از مردان، قربانیِ رفتارهای تبعیضآمیز شدهاند و حقوق آنان بیشتر ضایع میشود. نخستین هسته سازماندهی شده در زمینه حمایت از زنان جهان در سانفرانسیسکو و در نخستین مجمع عمومی سازمان ملل متحد با عنوان «کمیسیون مقام زن» آغاز به فعالیت کرد.2 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1963م. از این کمیسیون درخواست کرد تا پیشنویس اعلامیه رفع تبعیض از زنان را تهیه کند. کنوانسیون رفع تبعیض از زنان، در سال 1979م. در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و برای تصویب و پیوستن دیگر کشورها آماده گردید. این کنوانسیون بر اساس بند 1 از ماده 27 از سال 1981م. (1360) اجرایی شد.3 «واژه تبعیضات درباره زنان، در این کنوانسیون، به معنی قائل شدن هرگونه وجه تمایز، قائل شدن استثنا یا محدودیتی براساس جنسیت است که بر به رسمیت شناختن آزادیهای اساسی انسان، حق بهرهوری و رعایت حقوق بشر در مورد آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مدنی یا سایر موارد، بدون توجه به وضعیت تأهل آنها و مساوات حقوق زن و مرد، خلل و آسیب وارد آورد.»4 به طور کلی، در این کنوانسیون، واژه تبعیض معنای گستردهای دارد و هدف از آن، برقراری تساوی و تشابه میان زن و مرد در تمام جنبهها، بدون در نظر گرفتن جنسیت است. تهیهکنندگان این کنوانسیون، به باور خود، برای احقاق حقوق زن تلاش کردهاند، ولی از یک نکته اساسی غافل شدهاند و آن، فلسفه آفرینش زن و مرد است؛ زیرا خداوندی که خالق انسان است، از آفرینش زن و مرد با این تفاوتها، هدفهایی داشته5 که در آموزههای دینی بدان اشاره شده است. خداوند در کرامت و شرافت، زن و مرد را برابر دانسته،6 ولی حقوقی متفاوت برای هریک از آنها قرار داده است. چون این کنوانسیون بدون توجه به فلسفه آفرینش انسان تنظیم شده است. نمیتواند بیان کننده حقوق واقعی زن باشد. درباره پیوستن به این کنوانسیون، دو دیدگاه فقهی وجود دارد: دیدگاه اول که دیدگاه بیشتر فقیهان7 است، بر نپیوستن به این کنوانسیون تأکید دارد؛ زیرا آن را مخالف صریح قوانین اسلام میداند. دیدگاه دیگری که هواداران کمتری8 دارد، قائل به پیوستن مشروط است.9 دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل سازگار نبودن این کنوانسیون با قوانین اسلام، تا کنون بدان نپیوسته است.10 اکنون برخی از ناسازگاریهای مفاد این کنوانسیون و قوانین روحبخش اسلام را از دیدگاه فقیهان بیان میکنیم. در اسلام، در مواردی مانند دیه، قصاص، شهادت، ارث، چندهمسری، طلاق، حق حضانت، عیبهای موجب فسخ نکاح، نشوز، لزوم سپری شدن عده برای زن، پوشش واجب بدن، لزوم تمکین جنسی، ولایت بر فرزندان، سرپرستی خانواده، مرجعیت و قضاوت، برای هر کدام از زن و مرد، قوانین متفاوتی وضع شده است. در نتیجه، مفاد کنوانسیون رفع تبعیض که برابری و تشابه کامل احکام و حقوق زن و مرد را خواستار است، با احکام و قوانین اسلامی سازگاری ندارد.11 در آغاز سال 1375، شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشکیل کمیتهای به بررسی این کنوانسیون پرداخت. همچنین متن کنوانسیون در اختیار چند تن از فقیهان حوزه علمیه قم و نیز واحد مطالعات و تحقیقات زنان و مرکز تحقیقات فقهی قوه قضاییه قرار گرفت تا ارزیابی شود. از مقام معظم رهبری و برخی مراجع تقلید و عالمان بزرگوار نیز استفتا و نظرخواهی به عمل آمد. سرانجام شورای عالی انقلاب فرهنگی در 14/11/1376 در مصوبه چهارصد و سیزدهم خود، مخالفتش را با پیوستن جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون اعلام کرد.12 پیشتر اشاره شد که تفاوت در جسم و روح زن و مرد به معنای برتری یکی و کمارزش بودن دیگری نیست. در واقع، همین تفاوتها است که سبب دوام و قوام اجتماع میشود.13 اگر تفاوت در جسم و روح زن و مرد را بپذیریم که انکارناپذیر است، به تبع آن، تفاوت در حقوق را نیز باید پذیرفت. در دین مبین اسلام، وظایف و حقوق به تناسب همین ظرفیتهای روحی و جسمی مشخص شده است و این هرگز به معنای تبعیض نیست، بلکه به معنای تفاوت در حقوق است و این تفاوت، لازمه حیات نظام بشری است.14 تساوی به این معنا که حقوق زن و مرد، مانند هم باشد، با عدل خداوند نیز سازگاری ندارد؛ «زیرا عدالت به معنای این است که به هر کس، حق خودش را بدهی و خدا که هیچکس را بر او حقی نیست، به هر انسانی به تناسب وظیفهای که به حکم آفرینش بر دوشش گذاشته، ویژگیهایی را بخشیده است. عدالت به معنای مساوات بین مردم نیست، به گونهای که همه مردم هم شکل باشند. چنین چیزی چه بسا ضد عدالت است؛ زیرا آسیبی جدی به زندگی و تکامل انسانها وارد میکند. عدالت در عرصه اجتماع، آن است که برای انسانها فرصت جنبوجوش برای کسب حقوق و انجام وظایفشان را ـ که متناسب با ویژگیهایشان است ـ فراهم کنیم. بنابراین، مفهوم درست مساوات این است که حکم به تساوی زن و مرد در انسانیت کنیم و نه اینکه به تساوی نقشهایشان معتقد شویم.»15 عدل خداوند اقتضا میکند که حقوق هریک از زن و مرد با توجه به روحیه، تکلیف، استعدادها و قابلیتهای آنها وضع شود؛ زیرا نظام هستی بر دو پایه حق و عدالت استوار است.16 از آنجا که نپیوستن جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون، به افزایش فشارهای سیاسی دشمنان خواهد انجامید، برخی اعتقاد دارند میتوان به شرط کلی مغایر نبودن با اسلام و قوانین داخلی، به کنوانسیون پیوست و از فشارهای سیاسی کاست. باید دانست چنین شرطی با روح کلی کنوانسیون ناسازگار است و براساس کنوانسیون چنین شرطی پذیرفتنی نیست و پس از مدتی، با فشار مجامع بین المللی، به پس گرفتن حق شرط روبهرو خواهیم شد، چنانکه از بین 43 کشوری که به طور مشروط به این معاهده پیوستهاند، 14 کشور پس از مدتی حق شرطهای خود را پس گرفتهاند.17 به جز آن، فشارهای سیاسی قدرتهای بزرگ بر جمهوری اسلامی ایران، به دلیل ماهیت انقلابی، ستمستیزی و دینمحوری انقلاب اسلامی است. به همین دلیل، برخی از کشورها که رابطه خوبی با غرب دارند، با وجود رعایت نکردن حقوق اولیه زنان، هیچگاه به نقض حقوق بشر در مورد زنان محکوم نمیشوند و در این زمینه، هیچگونه فشار سیاسی بر آنان وارد نمیشود. بنابراین، با پذیرش کنوانسیون نه تنها از فشارهای سیاسی کاسته نخواهد شد، بلکه به دلیل شفاف بودن تعهدات مندرج در کنوانسیون و پیگیری اجرای این تعهدات در جمهوری اسلامی ایران، فشارهای سیاسی افزایش خواهد یافت؛ زیرا عملی شدن مفاد کنوانسیون به دلیل ناسازگاری با قوانین داخلی ایران ممکن نیست.18
1. «بین دو یا چند کس مساوی یکی یا بعضی را امتیاز دادن». محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، 1371، چ 8 ، ج 1، ص 1024. 2. مقاله «نگاهی به روند جهانی جنبش زنان و موقعیت زن در جمهوری اسلامی ایران»، ص 69 . 3. مرکز تحقیقات فقهی قوه قضاییه، دیدگاههای فقهی در خصوص عهدنامه محو کلیه اشکال تبعیض از زنان، به کوشش: محسن قدیر، قم، مرکز تحقیقات فقهی قوه قضاییه، 1377، چ1، ص 12؛ مهرانگیز کار، رفع تبعیض از زنان، تهران، پروین، 1378، چ1، ص 17. 4. کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض از زنان، ماده 1. 5. «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً». روم:21 6. «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ...». اسراء:70 7. مقام معظم رهبری، آیت الله شیخ جواد تبریزی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله نوری همدانی، آیت الله وحیدی تبریزی، آیت الله خرازی، آیت الله سید مهدی روحانی و... . 8. آیت الله امینی، آیت الله تجلیل تبریزی، آیت الله معرفت و... . 9. دیدگاههای فقهی در خصوص عهدنامه محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، ص 17. 10. حسین مهرپور، حقوق بشر در اسناد بین المللی و موضع جمهوری اسلامی ایران، تهران، اطلاعات، 1374، چ1، ص242. 11. دیدگاههای فقهی در خصوص عهدنامه محو کلیه اشکال تبعیض از زنان، صص20، 25 و 33. 12. مرکز امور مشارکت زنان، نکاتی چند درخصوص اجلاس جهانی زنان، 1378، ص 11، به نقل از: سیدجعفر حق شناس، «سیاستهای جهانی در مسائل زنان»، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان ما و نظام بین الملل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، 1380، چ 1، ص 23. 13. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران دارالکتب الاسلامیه، 1378، چ27، ج 3، ص 406. 14. زخرف: 32. 15. سیدمحمدحسین فضل الله، «زن، واقعیتها و پرسشها در گفتوگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله»، ترجمه: مجید مرادی، پیام زن، سال دوازدهم، خرداد 1382، ش 3، ص 27. 16. «وَ خَلَقَ اللّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ». جاثیه: 22 17. واحد مطالعات و تحقیقات زنان، بررسی و ارزیابی کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض از زنان، آذر 1376، ص 16. 18. محسن قدیر، ارزیابی کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض از زنان از منظر حقوق بینالملل، مدیریت پژوهش دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، صص 3و4.
فصل سوم: حقوق زن در ازدواج
در این فصل، پس از تعریف نکاح، به اهمیت و هدف ازدواج میپردازیم و سپس حق انتخاب همسر و اذن پدر، حق شرط ضمن عقد، چندهمسری، قسم و نشوز را بررسی خواهیم کرد.
1. تعریف نکاح