نگاهی به حقوق زن در اسلام صفحه 7

صفحه 7

از میان تعریف‌هایی که برای نکاح وجود دارد، به سه تعریف اشاره می‌کنیم: الف) «نکاح، قراردادی است که به موجب آن، زن و مرد در زندگی با یکدیگر شریک و متحد شده، خانواده‌ای تشکیل می‌دهند».1 ب) «نکاح، عقدی است که به موجب آن، زن و مردی به منظور تشکیل خانواده و شرکت در زندگی با هم متحد می‌شوند».2 ج) «نکاح، رابطه‌ای است حقوقی ـ عاطفی که به وسیله عقد، بین زن و مرد حاصل می‌گردد و به آنها حق می‌دهد که با یکدیگر زندگی کنند و مظهر بارز این رابطه، حق تمتع جنسی است».3 تعریف سوم، هر دو نوع نکاح؛ یعنی ازدواج دایم و موقت را دربر می‌گیرد،4 در حالی‌که دو تعریف اول، چنین نیست و تنها شامل ازدواج دایم می‌شود. ازاین‌رو، ناقص است؛ زیرا در نکاح موقت، هدف تشکیل خانواده به معنی واقعی آن نیست و این مطلب از احکام و قوانین آن مشخص می‌شود، بلکه هدف نکاح موقت، تأمین نیازهای غریزی زن و مرد در زمان محدود است. البته برخی از حقوق‌دانان5 معتقدند نکاح موقت نیز نوعی خانواده را تشکیل می‌دهد، اگرچه استحکام خانواده در نکاح دایم را ندارد.

1. سیدحسین صفایی و اسدالله امامی، مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر دادگستر، 1378، چ2، ص 21. 2. ناصر کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده، تهران، مؤسسه نشر یلدا، 1375، چ1، ص 35. 3. سید مصطفی محقق داماد، بررسی فقهی حقوق خانواده، نکاح و انحلال آن، بی‌جا، نشر علوم اسلامی اندیشه‌های نو در علوم اسلامی، 1372، چ4، ص 22. 4. همان، ص 22. 5. مختصر حقوق خانواده، ص 21.

2. اهمیت ازدواج

ازدواج به عنوان یک حکم فطری و هماهنگ با قانون آفرینش، لازمه یک زندگی سالم، بقای نسل و آرامش روح و جسم انسان است. اسلام که هماهنگ با آفرینش و فطرت است، در این زمینه تعبیرهایی زیبا دارد که به چند نمونه بسنده می‌کنیم. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره اهمیت ازدواج فرموده است: «ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الْإِسْلامِ أَحَبُّ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْوِیجِ؛ در اسلام، هیچ بنایی نزد خداوند، محبوب‌تر از ازدواج ساخته نشد».1 در حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام آمده است: اِذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدِ اسْتَکْمَلَ نِصْفَ الدِّینِ، فَلْیَتَّقِ اللّهِ فِی النِّصْفِ الْباقِی.2 زمانی که بنده‌ای ازدواج کند، به یقین، نیمی از دین او کامل گشته است. پس باید در نیم دیگر تقوا پیشه کند. غریزه جنسی، نیرومندترین و سرکش‌ترین غریزه انسان است که به تنهایی با غریزه‌های دیگر برابر است. انحراف این غریزه، نیمی از دین و ایمان انسان را به خطر می‌اندازد.3 همچنین در کلام دیگری، پیامبر فرموده است: «أَکْثَرُ أَهْلِ النّارِ الْعُزّابُ؛ بیشتر اهل دوزخ مجرّدها هستند».4 در قرآن کریم نیز خداوند به ازدواج سفارش فرموده است و ازدواج را عامل زدوده شدن فقر می‌داند: وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی مِنْکُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ. (نور: 32) مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و کنیزان صالح و درست‌کارتان را اگر فقیر و تنگ‌دست باشند. خداوند از فضل خود، آنان را بی‌نیاز می‌سازد. خداوند، گشایش‌دهنده و آگاه است. واژه «نکاح» به معنی تزویج است و واژه «ایامی»، جمع «اَیّم» است که به معنای پسر و دختر مجرد به کار می‌رود.5 در این آیه، خداوند متعال وعده می‌دهد که با ازدواج، روزی افراد گشایش می‌یابد و با عبارت «وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» تأکید می‌کند که رزق هر فردی، در دست اوست و تنها او بر این امر تواناست.6

1. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، باب استحبابه از ابواب مقدمات نکاح و آدابه، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث العربی، 1414هـ . ق، چ2، ج 20، ص 14، ح4. 2. محمد محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1372، چ4، ج 4، ص272، ح7807. 3. تفسیر نمونه، ج 14، ص 463. 4. وسائل الشیعة، ج20، باب کراهة العزوبة و ترک التزویج من ابواب مقدمات النکاح و آدابه، ص 20، ح7. 5. المیزان، ج 15، ص157؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب الفاظ القرآن، دمشق، دارالقلم، 1416هـ . ق، ج 1، صص 100 و 823 . 6. تفسیر نمونه، ج 14، ص 458.

3. هدف ازدواج

پس از بحث از اهمیت ازدواج، این نکته به ذهن می‌رسد که هدف از ازدواج که تا این اندازه بدان سفارش می‌شود، چیست؟ قرآن کریم، هدف ازدواج را این‌گونه بیان می‌کند: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. (روم: 21) و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و محبت قرار داد. در این آیه، هدف از ازدواج، آرامش دانسته شده است. این آرامش، به این دلیل است که هریک از دو جنس زن و مرد، مکمل یکدیگرند و سبب شکوفایی و نشاط و پرورش یکدیگر می‌شوند، به گونه‌ای که به تنهایی ناقص هستند. طبیعی است میان این دو موجود کامل‌کننده هم باید چنین جاذبه‌ای وجود داشته باشد.1 خداوند برای اینکه این آرامش، همیشگی باشد، میان زن و مرد مودّت و رحمت قرار داد. «مودّت به معنای محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد و رحمت، به معنای نوعی تأثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت محرومی که کمال ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می‌آید و صاحب‌دل را وادار می‌کند که در مقام عمل برآید و او را از محرومیت نجات دهد و نقصش را رفع کند».2 گفتنی است آرامش، مهم‌ترین هدف ازدواج است که در این آیه بیان شده است، ولی ازدواج هدف‌های دیگری نیز دارد که انسان، در سایه آرامشِ حاصل از ازدواج می‌تواند به آن دست یابد.

1. همان، ج 16، ص 391. 2. المیزان، ج 16، ص 250. 4. حق انتخاب همسر و اذن پدر

اسلام همواره به زن به دید یک انسان می‌نگرد و حقوق و آزادی‌هایی برای وی قائل می‌شود و زن در استفاده از این حقوق آزاد است. البته در برخی موارد بنا به مصلحت زن، این آزادی‌ها محدود می‌گردد تا راه انحراف، اشتباه و سقوط به دورش بسته شود. در حقیقت، این محدودیت‌ها نقش راهنمایی و هدایت دارند، نه سلب اختیار. حق انتخاب همسر، از آزادی‌های زنان است که احکام و حقوق اسلامی با رعایت مصالح زن، قوانینی برای آن وضع کرده است تا ازدواج و تشکیل خانواده برای دختر سعادت آفرین باشد و بنای خانواده از استحکام لازم برخوردار شود. حق انتخاب همسر برای هر انسانی محفوظ است و هیچ کس حتی پدر نمی‌تواند دخترش را به ازدواج با شخصی مجبور کند. البته با توجه به مصالحی، اجازه پدر برای دختر در انتخاب همسر و ازدواج لازم است، ولی برای دخترانی که یک‌بار شوهر کرده‌اند، این اجازه لازم نیست. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در این باره می‌فرماید: وَ الثِّیِّبُ اَحقُّ بِنَفْسِها مِنْ وَلیِّها وَ الْبِکرُ تُستَأَذنُ فِی نَفْسِها وَ اِذْنُها صَماتُها.1 زن بیوه در تصمیم‌گیری، از ولیّ خود سزاوارتر است و از دختر باکره درباره خودش اجازه می‌گیرند و اجازه‌اش، سکوت وی است. بنابر آیات قرآن در مستقل بودن دختری که یک‌بار ازدواج کرده است، شکی نیست2 و تمامی فقیهان بر این نظرند که پدر و جدّ پدری بر دختری که یک‌بار ازدواج کرده است، ولایت ندارند؛ ولی درباره دختری که هنوز ازدواج نکرده و به اصطلاح، باکره است، مشهور فقیهان می‌گویند موافقت پدر و دختر به طور مشترک در عقد ازدواج لازم است، بدین صورت که هریک از آنها برای ازدواج باید رضایت دیگری را جلب کند. شیخ مفید،3 سید محمد کاظم طباطبایی یزدی4 و امام خمینی رحمه‌الله5 و همچنین بیشتر فقیهان متأخر6 به مشترک بودن ولایت میان پدر و دختر معتقدند. دلیل این عده از فقیهان روایت‌هایی است که در این زمینه وجود دارد، مانند روایت امام صادق علیه‌السلام که می‌فرماید: «لا تُنْکَحُ ذَواتُ الْاباءِ مِنَ الْأَبْکارِ إِلّا بِإِذْنِ آبائِهِنَّ؛ زن‌های باکره‌ای که پدران آنها حیات دارند، جز به اذن پدرانشان ازدواج نکنند».7 با توجه به اینکه شاید گاهی پدری بدون دلیل موجه، از دادن اذن به دخترش خودداری کند، همه فقیهانی که بر این نظرند، گفته‌اند اگر پدر بدون دلیل موجه، با ازدواج دختر مخالفت کند، دیگر ولایت پدر، اثری ندارد و دختر می‌تواند ازدواج کند. از دیگر مواردی که دختر، به اذن پدر نیازی ندارد تا بتواند ازدواج کند، هنگامی است که پدر، غایب است و امکان دست‌یابی به نظر او ممکن نیست.8 قانون مدنی در این باره از نظر مشهور پیروی کرده و ازدواج دختری را که هنوز شوهر نکرده است، به اذن پدر، یا جدّ پدری وابسته می‌داند و در صورت ندادن اذن بدون دلیل موجه، دختر می‌تواند با مراجعه به دادگاه، اجازه نکاح را به دست آورد.9

1. صحیح مسلم، ج 2، ص 1037. 2. بقره: 232 و 234. 3. ابو عبدالله محمد بن نعمان عکبری بغدادی، المقنعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1410 هـ . ق، چ 2، ص 510. 4. العروه‌الوثقی، ص 423. 5. تحریر الوسیلة، ج 2، ص 233. 6. آیت الله سیستانی، آیت الله خویی، آیت الله اراکی، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله صافی، آیت الله بهجت. نک: توضیح المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1377، چ2، ج 2، ص 387، ذیل مسئله 2376. 7. وسائل الشیعه، ج 20، باب 6 از ابواب عقد النکاح و اولیاء العقد، ص 277، ح5. 8. شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج 2، ص 277؛ العروة، ج 2، ص 423؛ تحریر الوسیلة، ج 2، ص 423؛ توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 387، ذیل مسئله 2377. 9. قانون مدنی، ماده 1043. 5. حق وضع شرط ضمن عقد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه