حجاز درصدر اسلام صفحه 256

صفحه 256

فرستاده‌ام تا از توانگران مردم بستانی و به فقرایشان دهی. معاذ گفت: اگر کسی را می‌یافتم که از من چیزی بستاند، چیزی برای تو نمی‌فرستادم. سال دیگر نیم آن را فرستاد باز میان او و عمر همین گفتگوها شد.

سال سوم تمام آنچه را که وصول کرده بود فرستاد و باز همان گفتگوها پیش آمد و معاذ گفت: حتی یک تن را هم نیافتم که از من چیزی بستاند. «(1)» عمر معاذ را برای گردآوریصدقات به میان بنی کلاب یا بنی سعد بن ذُبیان فرستاد و او هر چه گرفته بود به میان آنها تقسیم کرد و هیچ باقی نگذاشت. «(2)» و گویند که عمر بن عبدالعزیز، ابن زُراره را برای جمع آوریصدقات به یمامه فرستاد.

در سال اول به او نوشت که نصف آن را تقسیم کن و در سال دوم نوشت که همه را تقسیم کن و چیزی نزد خود باقی مگذار. «(3)» واقع این است که بعضی از فقها تأکید دارند بر وجوب تقسیمصدقات در محل. مثلًا مالک می‌گفت: نباید چیزی از زکات به بیت المال برسد، بلکه باید همه آن در همان موضع که جمع آوری شده مصرف گردد و اگر در محل کسی را نیافتند که مستحق زکات باشد پس در نزدیک‌ترین مکان به محل اخذصدقات ... و گویند که والی باید به محلی کهصدقات از آنجا گرد آمده است بنگرد. ساکنان محل گردآوری در بهره‌مندشدن از تقسیمصدقات اولی هستند و چون چیزی افزون آمد به دیگران دهند و به هنگام تقسیم مستمندان را بر توانگران مقدم داشت. و اگر خبر برسد که در فلان بلد به سبب قحط و غلا یا از دست رفتن اموالشان یا زراعتشان نیاز به یاری هست امام موظف است که همهصدقات را به آنجا گسیل دارد. و همه بلاد اسلام در بهره مندی از این موهبت برابرند.

روایتی هم از ابومعاویه از ابو برده از ابراهیم هست که گفتصدقه بر سر آب تقسیم می‌شود. اگر آنجا مستحقی نیافتند بر سر آب دیگر که نزدیکتر است می‌روند و اگر آنجا هم کسی یافته نشد بر سرآبی که نزدیکتر است می‌برند.

یزید سوم خلیفه اموی، چون به خلافت رسید گفت: من اجازه نمی‌دهم که مالی از مکانی به مکان دیگر حمل شود. مگر آن که نیاز نیازمندان آن بلد برآورده شود. اگر چیزی


1- - الاموال، ص 596.
2- - الاموال، ص 199، ص 200.
3- - المدونه، ج 21، ص 756 و الاموال، ص 594.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه