حجاز درصدر اسلام صفحه 267

صفحه 267

بنی سُلیم در مشرق آن است و در آنجا چشمه سارها باشد جاری بر روی زمین و در مغرب آنصخره است و نیز در غرب آن چند مکان دیگر است چون بَرام و وَتد وضاف و گفته‌اند که نخستین آنها عَسِیب است، سپس بَرام که کوهی است چون خیمه‌ای. وَتَد در پایین نقیع است مانند شاخی برافراشته و مُقَمِّل کوهی است سرخ رنگ میان بَرام و وَتَد راهی است در مغرب نَقیع. روایت شده که پیامبر بر مُقَمِّل فرا رفت و در آنجا نماز گزارد. در دشت نقیع غدیری چند است.

بکری می‌افزاید که در برابر نَقِیع از آن سوی کهصخره است جز یک آب نیست و آن هم چاهی است از آن جعفر بن طلحه که آن را حَفیرة السدره گویند. سیلابهای نقیع به زمینی می‌رود که آن را نفخاء گویند. «(1)» و آن زمینی هموار است. جمع نفخاء، نفاخی است. در فرو دست آن حصیر واقع شده. حصیر جایی است که در آن سیلاب نقیع می‌ریزد در آنجا چاههایی است و مزارعی و چراگاهی برای اشتران، از شوره گز و مغیلان و برخی درختان. نیز آتمه، آتمه ابن الزبیر به حصیر می‌ریزد و در آنجا چاهی است منسوب به ابن زبیر. اشعث مزنی در آتمه فرود آمد و در آنجا ماند وصاحب گله و رمه فراوان گردید و مال بسیار به دست آورد. آتمه از حصیر به غدیری می‌رود موسوم به مَزْج. این غدیر هیچگاه بی‌آب نمی‌ماند. در شکافی است میان دو کوه. سیلابهای عقیق نیز در آن غدیر وارد می‌شود ولی به سبب تنگی گذرگاه زمین را می‌کند این کوه را که سیل بر آن می‌گذرد سقف گویند. سیل از آنجا به غدیر دیگری می‌رود به نام رواوه. قعر آن را کس ندیده است؛ زیرا هیچگاه خشک نمی‌شود. سیلها از آن غدیر نیز می‌گذرند و به غدیر طفیتین می‌رود. آب آن شیرین و گواراست و از آنجا به اثبه روان گردد. در اثبه غدیری است به همین نام و نام زمین از آن گرفته شده. در آنجا ضیاع و عقاری است از آنِ حمزة بن عبداللَّه بن زبیر با نخلهای فراوان که سراسر وقف است. فرود آن رابغ است آن نیز بریدگی است در کوهِ سقف و تنگه‌هایی است که آب در آنها گرد می‌آید سیل عقیق. سپس به وادی عقیق و وادی ریم می‌رسد.


1- - بکری، ص 1327 و 1328.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه