- اشاره 1
- فصل اول: اهمیت حجاز درصدر اسلام 1
- اهل حجاز در شهرها 2
- مقام مردم حجاز در عصر اموی 4
- تأثیر حجاز در انتظام امور جهان اسلامی 6
- نقش مردم حجاز در فعالیتهای بازرگانی و تنظیم آن 9
- حجاز و سنت 10
- نقش مردم حجاز در فرهنگ بغداد 12
- مقام و مرتبت علمای حجاز 14
- اشاره 16
- فصل دوم: کتابهای عربی در باب مدینه و حجاز 16
- محمد بن حسن بن زباله 22
- یحیی بن حسن علوی 24
- علی بن محمد مدائنی 25
- عمربن شَبَّه 26
- زبیر بن بَکّار 29
- ابوعبدالله اسدی 32
- عَرّام بن الاصْبَغ السُلَمی 34
- ابوعبیدالله عمرو بن بِشر السُّکونی 36
- فصل سوم: حدود حجاز در نزد متقدمان 48
- تبوک 58
- 1- مناطق شمالی 58
- فصل چهارم: سرزمین حجاز 58
- خَیْبَر 60
- فَدَک 62
- وادی القری 64
- 2- مناطق غربی مدینه 67
- اشاره 67
- خُشُب و ذوالمَروْه و حَوراء 69
- غابه 69
- قَبَلِیّه 70
- اجْرد و اشْعر 71
- بُواط 72
- دو حَوْره و ظَلِم 72
- وادیهای اشْعَر 74
- یَلْیَل 75
- رَضْوی 76
- عَزْوَر و ثافل 77
- یَنْبُع 78
- حوراء 78
- خَفَینَن و غَیْقَه 81
- عُذَیْبه و جار 82
- اماکن بین مدینه و بدر 84
- بدر 87
- کوه آرَه و فُرْع و ودّان 87
- 3- مناطق جنوب شرقی مدینه 87
- ابْواء 90
- سُقْیا 91
- وَرِقان و قُدْس و عَرْج 91
- 4- مناطق جنوب شرقی مدینه 93
- سوارِقیّه 93
- حَرِّه (/ سنگلاخ) بنی سُلَیم 96
- مَعْدن بنی سُلَیْم 97
- فصل پنجم: آبها و آبیاری 98
- اشاره 98
- چاهها 100
- چشمهها 103
- غدیرها 107
- دیگر آبها 107
- زهابها (اوشال) 108
- برکهها 109
- آبهای زیرزمینی 109
- بُثور (زمینهای سست) 109
- حوضها 110
- اراضی دیم 110
- گنبدها 110
- باغها 110
- آبگیرها و استخرها 111
- قَنان 111
- زَلَفه 112
- قناتها 113
- آب در مکه 114
- باران وسُدّ 114
- سیلها و سیلبندها (سدها) 115
- چشمهها 116
- چاهها 117
- برکهها 118
- سرابستانها 119
- مدینه؛ وادیها (/ خشکرودها) و سدهای آن: 120
- چاهها 121
- فصل ششم: تولیدات کشاورزی 122
- اشاره 122
- تاکستانها و انگور 129
- درختان میوه 130
- سبزیها و حبوبات 131
- گندم و جو 132
- تولیدات 133
- فصل هفتم: اهل حجاز: عشایر 134
- اشاره 134
- اهل مَدَر و اهل وَبَر 135
- عشایر حجاز 136
- عشایر شمالی حجاز 138
- عشایر حجاز میانه 140
- فصل هشتم: راههای ارتباطی در حجاز 145
- 1- راههای ارتباطی قدیم 145
- اشاره 145
- راه شمال 149
- دگرگونیهای وضع راهها بعد از اسلام 151
- 2- راه میان مکه و مدینه در قرون اولیه اسلامی 153
- ذوالحُلَیْفه 167
- فصل نهم: منزلهای بین راه مدینه و مکه 167
- بَیْداء 168
- حَمراء الاسد 169
- ذات الجَیْش و حُفَیْره 170
- خاخ 170
- تُربان 172
- اعْظَم 172
- مَلَل 173
- فَرْش 175
- سَیاله 177
- رَوحاء 178
- رُوَیْثَه 181
- عَرْج 182
- قُدْس و آرَه 184
- وَرِقان 184
- سُقیا 185
- ثافل 187
- ابْواء 188
- هَرْشی 189
- شَمَنْصِیر 190
- وَدّان 192
- رابغ 194
- جُحْفَه 194
- خُلَیْص 196
- عُسْفان 197
- قُدَیْد و مُشَلَّل 198
- گردنه خُلَیْص 199
- غدیر خُمّ 199
- کَدِید 201
- بطن مَرّ 202
- مسجد عایشه 204
- مسجد سَرِف 204
- مسجد تَنْعیم 204
- ذوطُوی 205
- کَداء 206
- فصل دهم: نظام اداری حجاز در دوره های نخستین اسلامی 208
- اشاره 208
- قضاء و حَرَس 229
- دیوان و عامل بازار 231
- صوافی (املاک خالصه) 235
- اداره مناطق قبیلگی 236
- والیان اماکن تابع مدینه 242
- رؤسای شرطه 243
- خراج مدینه 243
- کارگزاران مدینه 243
- والیان مدینه 244
- والیان عمل 244
- قاضیان مدینه 245
- والیان دیوان 245
- والیان مکه 246
- والیان طائف 247
- فصل یازدهم: شیوه جمع آوریصدقات 248
- اشاره 248
- مکان جمع آوری صدقات 252
- زمان جمع آوری صدقات 253
- مصرف کردنصدقات در محل 255
- اشاره 262
- فصل دوازدهم: مراتع و چراگاهها درصدر اسلام 262
- نقیع 264
- حِماهای رسول خدا (ص) 264
- حِمای (چراگاه) نَقیع 265
- حِماهای عمر: ربذه 268
- مراتع ابوبکر 268
- شَرَف 270
- مرتع ضریّه 271
- نَقِیع 276
- فَیْد 277
- امویان و مراتع 278
- فصل سیزدهم: عطا و رزق و تطور سازمان آن در حجاز 280
- اشاره 280
- تنظیم عطا در عهد عمر بن خطاب 281
- عطای فرزندان 285
- عطای زنان 287
- تنظیم توزیع عطاء 288
- دگرگونی عطا در عصر عثمان و علی (ع) 291
- دگرگونی پرداخت عطا در عصر اموی 292
- عطا در عصر عمر بن عبدالعزیز 296
- عطاء در عصر عباسی 301
- عطای موالی 305
- بعث(بسیج سپاه) 308
- طوی و جعائل و بدائل 310
- رزق 313
- کیلها 314
- طعام جار 315
- جامه 317
- اشاره 318
- فصل چهاردهم: مالکیتهای ارضی درحجاز 318
- املاک علی بن ابیطالب (ع) 327
- املاک دیگر 330
- املاک آل علی 331
- املاک خاندان زبیر 336
- املاک طلحه 340
- اراضی خلفای سهگانه و خاندانهایشان 341
- املاک خلفای اموی 342
- املاک مهاجران 343
- عبداللَّه بن عامر 344
- املاک سعید بن عاص 344
- املاک رجال دیگر 345
- دگرگونیهایی در مالکیتها 348
- بهای اراضی در مدینه 349
- املاک انصار 349
- اشاره 351
- فصل پانزدهم: مدینه منوّره 351
- حدود مدینه 354
- بُطْحان 355
- وادیها (خشکرودها) ی مدینه 355
- مُذَیْنِب 356
- رانونا 357
- قنات 358
- اشاره 358
- مَهْزور 358
- 1- قُبا 359
- اشاره 359
- محلّه بنی عمرو بن عَوْف 360
- محله بنی انیف 361
- عُصْبَه 361
- مسجد فَضیخ 362
- محلّه جَحْجَبا 362
- محلّه امیة بن زید 364
- محلّه سُنْح- محله حارث بن خزرج 365
- مَحله قَیْنُقاع 365
- محلههای بنی سالم و غَنْم و حُبْلی و بیاضه 366
- محلّه بنی نضیر 368
- بخش جنوب شرقی 368
- محله حارثه 369
- محله عبدالاشْهَل 369
- منازل بنی ظفر 370
- قُفّ وصدقات پیامبر (ص) 371
- منازل زُهْره 371
- بَقیع 373
- آبریزگاهها 377
- منازل بنی حُدَیْله 378
- بقیع الزبیر 380
- محلّه بنی زُرَیْق 381
- محله بنی النجار 381
- مسجد رسول الله (ص) و بناهای اطراف آن 382
- درهای مسجد 384
- بَلاط 389
- مصلّی 393
- منازل مهاجران حجاز 395
- در شمال غربی 396
- بازارها 401
- فصل شانزدهم: نشانههای عمران در مکه 406
- اشاره 406
- منزلت مکه و مردمش 406
- تحولات بعد از اسلام 407
- قبایل مکه 409
- منابع بحث در اماکن مکه 414
- کتب تاریخ و تراجم 415
- کتابهای انساب 416
- تألیفاتی که ویژه مکه است 417
- کتب جغرافیا نویسان 417
- اخبار مکه از ابن شَبه 419
- اخبار مکه فاکهی 420
- منارههایی که بر سر کوههای مکه بود 422
- ذکرریختن سنگریزه برسطح مسجدالحرام وبرگرفتنسنگریزه از آن 422
- خانههای حوالی مسجدالحرام 423
- خانههای رو به روی مسجدالحرام و اطراف آن 424
- ذکر حمامهای مکه و شمار آنها 425
- برکههای مکه 425
- تاریخ مکه تألیف ازرقی 426
- کعبه و مسجدالحرام 432
- بنای قریش 434
- بنای ابن زبیر 435
- تزیینات و آویزهها 436
- تجدید بنای کعبه در زمان عبدالملک بن مروان 436
- مقام ابراهیم 438
- زمزم 440
- سقایه عباس 441
- مسجد الحرام 443
- الف- جانب شرقی: 445
- ج- پشت کعبه: 449
- د- شق شامی 449
- آثار جنوبی 449
- اجْیاد الکبیر 449
- حِزامیّه 451
- سُوَیقه و قُعَیْقِعان 452
- جانب شمالی مسجدالحرام 452
- جانب شرقی مسجدالحرام 458
- کوه ابوقبیس 458
- اجیاد الصغیر 459
- صفا 459
- مَسْعی 461
- مروه و اطراف آن 465
- کویهای اطراف آن 467
- خَنْدَمَه 467
- زادگاه پیامبر (ص) 468
- کویهای بنی عبدالمطلب 468
- خانه خدیجه 469
- کوی آل ابیسفیان 470
- حَجُون 471
- کوی بنی عامر بن لُؤَی 471
- شعب المقبره 472
- ذی طُوی 474
- فَخّ 475
- شعب ابن عامر 476
- شِعب عبدالله بن خالد بن اسَیْد 477
- ثَبِیر 477
- شِعْب الخُوز 479
- جمرات ثلاثه 480
- مُحَصَّب 480
- مسجد خَیْف 482
- مِنا 483
- مُزْدَلِفه 484
- عرفه 486
- مسجد ابراهیم خلیل 487
- مَأْزِمَیْن 488
3- هجری غیر از سکونی است و یکی از آن دو، معلومات خود را از دیگری برگرفته و اثبات این فرض نیاز به تحقیق دقیق در کتب تراجم دارد.
امّا هجری، سمهودی او را ابوعلی الهجری میخواند (وفاءالوفا، ج 1،ص 69) و در جای دیگر از کتاب خود میگوید: «و در ابیات الهمزه در کتاب هجری از محمد بن قلیع از مشایخ او روایت شده که گفتهاند که بر کوه عظم (کوهی است نزدیک مدینه) هرگز برق نزد مگر اینکه باران در پی داشت و میگفتند که بر سر آن کوه قبر پیامبری یا مردی ازصالحان است و من میگویم که عظم از خانه من در ملکی که در ثنیّه دارم، بگونهای است که صدای من به آنجا میرسد و کم اتفاق میافتد که ما را باران رسد مگر آن که عظم را که بهترین کوههای ما و پربهرهترین آنهاست، باران فراگیرد» (ج 2،ص 247)
از این عبارات معلوم میشود که هجری از مردم مدینه بوده و ملک او در ثنیه نزدیک عظم بوده؛ یعنی در هشت میلی مغرب مدینه.
ابوعلی هجری را کتاب النوادر است که کتابی است بزرگ، دو نسخه خطی از آن موجود است، یکی در دانشگاه کلکته و دیگر در دارالکتب المصریه. دکتر حمود عبدالأمیر حمادی آن را در دو جلد به سال (1980- 1981) با اتکاء به نسخه قاهره چاپ کرده است.
بیشتر آن شعر و لغت و ذکر عشایر است اما آنچه در آن به جغرافیا مربوط میشود اندک است و پراکنده. طولانیترین مطالب آن در ذکر دارههای «(1)» عرب است (ج 1،صص 74- 65) و ذکر تیمین است (ج 1،صص 454- 453) و نیز ضَریّه است (ج 2،ص 10) یاقوت از هجری هیچ نقل نکرده است ولی بکری تنها یک مطلب از آن آورده است. (ص 1017)
قابل ذکر است که سمهودی در مواضعی از کتاب خود مطالبی نقل میکند و میگوید که آنها را از هَجَری نقل کرده است. ولی وقتی با بکری سنجیده میشود، معلوم میگردد که آنچه را که او از هَجَری آورده عین سخن یا تلخیص سخن بکری است که از سکونی آورده است.
1- - داره سرزمینی است وسیع، محصور میان کوهها، دارای آب و گیاه. شمار دارهها عرب از صد میگذرد؛ از آن جمله استدارة جلجل که در معلقه امرؤ القیس آمده است. م.