حجاز درصدر اسلام صفحه 49

صفحه 49

که چندان هم اندک نبود، پدید می‌آمد؛ مثلًا در عهد خلفای راشدین و اموی برای سراسر حجاز یک فرمانروا معین نمی‌شد بلکه هر یک از مکه، مدینه و طائف را فرمانروایی بود و قلمروشان در وسعت فرق می‌کرد. گاه تا حدود عراق می‌رسید؛ یعنی بیشتر بلاد نَجْد را دربرمی‌گرفت.

چنانکه معلوم است، این تقسیمات بنابر موقعیتهای تاریخی بود و اوضاع و احوال جغرافیایی در آنها رعایت نمی‌شد. با تمام این احوال مفهوم «حجاز» چون یک وحدت اقلیمی به کار می‌رفت، مخصوصاً نزد جغرافیانویسان و اهل لغت. از اموری که بر اهمیت این مفهوم درافزود، ارتباط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مستحکمی بود که میان شهرهای آن وجود داشت.

در این بحثی نیست که حجاز واژه‌ای عربی اصیل است و معنای آن، حدّ فاصل میان دو چیز است ولی بحث در این است که چرا این منطقه را حجاز گفته‌اند.

گویند که حُرَیْث بن حَسّان به پیامبر (ص) گفت: اگرصلاح بدانی دَهناء را میان ما و بنی‌تمیم «حجاز» قرار ده. مرادش از حجاز حدّ فاصل بود. «(1)» حسن گفت: حجاز را حجاز گویند، زیرا رودها و درختان، آن را چون دیواره‌ای از بیابان جدا می‌سازند. «(2)» و یاقوت گوید که چون زبانها مختلف شد و عربها پرکنده شدند و به مواطن خود رفتند، طَسْم بن ارَم با فرزندان و فرزند زادگانش از پی برادران خود رفتند. آنها به بلاد خود رسیدند و اینان در سرزمینی که آن را حجاز نامیدند فرود آمدند. آنجا را حجاز نامیدند زیرا آنان را به سبب خوشی هوا و کثرت خیراتش از رفتن مانع شد. «(3)» این مطالبی که آوردیم همه تعریفهای لغوی و تاریخی حجاز است و هیچ رابطه‌ای با جغرافیا یا جنبه اداری آن ندارد. همچنین حدود آن را بگونه‌ای عام معرفی می‌کند نه از روی دقت.

اما برخی محققان، که شمارشان هم اندک نیست، در واژه حجاز خود تعریفی جغرافیایی یافته‌اند که حاکی از موقعیت جغرافیایی و حدود آنهم هست؛ مثلًا ابن کلبی در کتاب


1- - بکری، معجم ما استعجم، ص 11 و لسان العرب ج 7، ص 197.
2- - بکری، همان، ص 11.
3- - یاقوت، معجم‌البلدان، ج 2، ص 219.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه