- اشاره 1
- پیش گفتار 1
- مقدمه مؤلف 1
- اقتصاد اسلامی 1
- دوره های تاریخ از نظر مارکس 2
- علم اقتصاد 2
- ثروت 2
- سرمایه داری غربی و مالکیت فردی 3
- بردگی 3
- کمونیسم ساقط میشود 3
- بالا بردن سطح اجتماعی 4
- نکاتی پیرامون صنعت و کشاورزی 4
- فرصتهای یکسان و ملاحظه نسبت 4
- مسائلی چند 4
- قدت پول در معامله 5
- تورم 5
- آسیب تورم 5
- چگونگی حل مشکل تورم 6
- بانک 6
- مثلث اختناق 6
- عرضه و تقاضا 7
- استعمار 7
- بهره افزوده 7
- ارزش کالاها 7
- شمه ای از زبانهای استعمار 8
- خاتمه 8
- زمین و منابع طبیعی 8
- واما مسأله کشاورزی در اسلام 9
واما مسأله کشاورزی در اسلام
واما مسأله کشاورزی در اسلام
از جمع چند دلیل مانند (الارض لله و لمن عمرها) زمین از آن خدا و از آن کسی است که آن را تعمیر و احیاء کند. و (لزوم یکسانی فرصتها برای همه) و (عدم اجحاف) و (من ساوی یوماه فهو مغبون) یعنی کسی که دو روزش یکسان باشد مغبون و زیان دیده است، و از مراعات کفایتها به دلیل آیه شریفه (وان لیس للانسان الا ماسعی) یعنی جز آنچه انسان برای خودش کوشش کرده چیزی به او تعلق نمیگیرد، و غیر از اینها.. از جمع تمام این ادله لازم است که به هر انسانی که خواستار کشاورزی است به مقدار درخواست و توانائیش داده شود، مثلا اگر هزار هکتار زمین و هزار انسان وجود داشته باشند، و یک انسان تنها نیم هکتار در حالی که دیگری یک هکتار و نیم میخواهد و به همین ترتیب به طوری که درخواست مجموع آن هزار نفر بیش از هزار هکتار نشود.. باید زمین طبق درخواست همگان تقسیم شود، ولی اگر درخواست هایش از مقدار زمین موجود بود، به هر انسانی به نسبت داده میشود، همان طوری که نسبت به شخص ورشکسته مقروض با نسبت به طلبکاران داده میشود، و اینجا دیگر به طور مساوی زمین را تقسیم نمیکنند، چه اینکه برای شخصی یک هکتار کم است و اگر کمتر از مقدار قدرتش به او داده شود این نوعی نابودی قدرت و توانائیش میباشد، و به عکس شخصی دیگر هم هست که یک هکتار برایش زیاد است، پس اگر به او یک هکتار داده شود.. این هم نوعی نابودی و به تباه کشیدن زمین خواهد بود. و این که گفتیم در صورت عدم کفایت زمین برای تقاضاها تقسیم به نسبت باید شود، چون عرفا همین مفهوم را از اینکه زمین ملک همگان است میتوان دریافت، به طور مثال اگر ده قرص نان به ده نفر داده شود و یکی از آنان به دو قرص و دیگری به یک قرص نیاز داشته باشد.. در این صورت نباید درخواست کننده یک قرص سیر و درخواست کننده دو قرص به اندازه نصف گرسنه بگذاریم. بلکه بایستی به همگان آن هم هرکس به اندازه کفایت و یا نصف کفایتش. در حال آزمندی بدهیم.. پس باید به صاحب یک قرص نان نیم قرص و به صاحب دو قرص یک قرص و بدین ترتیب تقسیم کنیم، چه اینکه مقتضای قاعده عدالت و انصاف نیز همین است، و طبق قاعده هم پول را به طلبکاران تقسیم میکنند. در هر صورت.. اگر زمین تقسیم عادلانه شد.. کسی که مدیریت دارد میتواند کشاورزان را استخدام کند البته در فضائی آزاد و بدون اکراه و نه در جوی که در آن یکسانی فرصتها نباشد با مراعات عدم اجحاف از سوی مالک و کشاورز در تقسیم در آمد، و به شرط اینکه هرکس حق عادلانهاش را به دست آورد. و لازم است که دولت چگونگی استخدام تکنولوژی جدید را در زمینهای زراعتی به دست بگیرد، زیرا اسلام دینی است پیشرو همان گونه که در حدیث آمد: (کسی که دو روزش مساوی شود مغبون و زیان دیده است.. و اسلام همیشه پیش میرود چیزی بر آن پیش ندارد و غیره. بنا بر این اسلام مبنای توزیع و تقسیم اراضی را کفایت و توانائی قرار داده نه یکسانی و برابری، چنانکه معلوم شد که اشکال ندارد انسانی به شرط عدم اجحاف کشاورزان را نیز استخدام نماید و این با روش مزارع دستهجمعی و همگانی فرق دارد، چه اینکه انسان بر غیر خواستهاش مجبور نمیشود، پس از دلیل لااکراه ولا اجحاف و غیره روش اسلام در چگونگی برنامهریزی و تقسیم زمین جهت کشاورزی آشکار میگردد. از خداوند متعال مسئلت داریم که همه را در راه رضایش موفق نموده، و کلمه مسلمین را مبنی بر تقوی و پرهیزکاری یکی گرداند، و تمام بشر را هدایت کند تا همگی تحت پرچم ایمان گردهم آمده، و در زندگی راه خدائی را پیش بگیرند، تا در دنیا و آخرت سعادتمند شوند. و هوالموفق المستعان. قم مقدس محمد بن المهدی الحسینی الشیرازی