- مقدمه مترجم 1
- اشاره 1
- مبارزه با استعمار فرهنگی 1
- سه داستان تارخی 2
- زهد و خودپسندی 2
- تربیت و اصلاح جامعه 2
- توطئههای دشمن 3
- تمدن درپرتو تفکر و سازندگی 3
- درسی از رفتار علی علیهالسلام 3
- چگونگی تداوم انقلاب اسلامی 4
- توطئهها و راه حلها 4
- آگاهی سیاسی 4
- خونسردی و نرمخوئی 5
- رویاروئی ما با جهان 5
- انسان و هدف 5
- طرح یک حکومت جهانی اسلامی 6
- نابرده رنج، گنج میسّر نمیشود 6
- نظم و انتظام در جامعه اسلامی 6
- احیای آثار پیامبر اسلام (ص) 7
- قدرت جامعه 7
- تقوی و پرهیزگاری 7
- تنظیم حوزههای علمیه 7
1 ـ تفضیل آن را در کتاب گفتگو با ملیگرایان مطالعه نمائید.
انسان و هدف
انسان و هدف
انسان یا هدف دارد یا ندارد، اگر در زندگی هدفی ندارد اشتباه کرده و باید فکرش را عوض کند به قول سعدی شیرازی. ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری همه از بهر تـو سرگشتـه و فرمـانبردار شرط انصاف نباشد کـه تو فرمان نبری حال، اگر انسان هدف داشته باشد و برای آن کار نکند باز اشتباه کرده چون امکان نداردکه به هدفش نائل آید، و اما اگر واقعا برای رسیدن به هدف کار و کوشش کند امکان پیشرفت و موفقیتش هست. در مرحله نخست برای رسیدن به هدف باید بامردم رابطه برقرار کرد چون دنیا دنیای واقعیات است نه خیالات، اینکه کسی در خانه بنشیند و خیال کند که شخصیت است و مردم باید به سراغش بیایند اشتباه کرده، بلکه باید او به سراغ مردم برود، و اما چگونگی ارتباط با مردم. یک ـ باید حتیالامکان به مردم خدمت کرد، چون مردم هیچگاه آقا نمیخواهند، بلکه خدمتگزار میخواهند، در مثال عربی آمده (سید القوم خادمهم) یعنی آقای مردم کسی است که به آنان خدمت کند، واین واقعیتی است که هرکس بیشتر به مردم خدمت کند، مردم بیشتر به دنبالش هستند، و تا رابطه برقرار نشود نمیتواند افکار را پیاده کرد. ما باید از همایسگان شروع کنیم، به آنان خدمت کرده و بعد زیر پوشش فکری قرارشان دهیم، پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) میفرماید: مازال جبرائیل یوصینی بالجیران حتی ظننت انه سیورثهم) یعنی پیوسته جبرئیل به من سفارش همسایگان را میکرد تا آنجائی که گمان بردم آنان را وارث قرار خواهد داد. دو ـ باید تواضع و فداکاری داشت، پیغمبر اکرم فرمودند (الفقر فخری) یعنی فقر افتخار من میباشد، و در روایت دیگر آمده: (انی مسکین اجالس المساکین) من مستمندی هستم که همنشین مستمندانم، و این خصلت را در احزاب و سازمانها میبینیم که چگونه فداکاری میکنند برای هدفشان و با تمام نابسامانیها میسازند. عدهای حالت مردمی پیدا میکنند و برخی اخلاق طاغوتی، و همیشه غیر طاغوتیهای فقیر، طاغوتیها را کنار زدهاند، چون نیازمند بوده و کار میکردند، به خلاف طاغوتیها، قرآن مجید میفرماید: (واورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها) یعنی مشرق و مغرب زمین را به دست مستضعفین سپردیم، چون فرعون طاغوت بود و همه چیز برایش فراهم بود و لذا نیازی به کار کردن نداشت. سه ـ رفتن به سراغ مردم، و این روش انبیاء و اوصیاء بوده است که به دنبال مردم میرفتهاند. و الان احزاب همینطور هستند، چون احساس به فقر و نیازمندی کرده و لذا دنبال هدف دویدند و کار کردند. یک کمونیست که جزو کادر مرکزی حزب کمونیست حلّه (از شهرهای عراق) بود در خاطراتش چنین میگفت. یک دوست کمونیست داشتم که خیلی به من اظهار علاقه میکرد، و چون کمونیست بود من ارادتی نسبت به او نداشتم و همیشه به او کمتوجهی نشان میدادم، اما از رو نمیرفت، تا اینکه یک روز چندبار به دنبالم آمد و من به اهل خانه میگفتم که او را رد کنند وبگویند فلانی خانه نیست، این شخص میرفت و مجددا میآمد، من که از او بستوه آمده بودم سطلی پر از کثافت و آشغال را آماده کردم در اطاق بالای درخانه و تا او آمد سطل کثافت را روی سرو صورتش خالی کردم، البته بطوریکه او مرا ندید، با کمال تعجب دیدم که بعد از مدتی رفته شستشو کرده و لباس تمیزی پوشیده باز آمده دنبالم من دیگر خجالت کشیدم و آمدم با او سلام و علیک کردم و بعد باهم برای گردش به بیرون رفتیم، و با این نحو و این فداکاری دوست کمونیستم توانست روی من اثر گذاشته و کم کم مرا وابسته به حزبش قرار دهد. مدتی بود که ما زیاد در این اندیشه بودیم که چرا افکار کمونیستی در اروپای غربی پیشرفت چندانی ندارد؟ تا اینکه یک روز یکی از دوستان ما از کشور آلمان غربی مراجعت کرده بود و با ما دیدار کرد، همین سئوال مطرح شد؟ دوست ما در پاسخ گفت: آلمان غربی را کشیشهای مسیحی نگاه داشتهاند، به این نحو که از طرف کلیسا هر مدت بمدتی خیابانهای شهرها تقسیم میشود و هر کشیشی تبلیغ یک خیابان را به عهده میگیرد، سپس درب یکایک خانهها میآید و به اهل خانه میگوید آیا مبلغ و روحانی میخواهید؟ اگر خواستند وارد میشود و تعالیم مسیحی را به آنان میآموزد، اگر احیانا پولی اهل خانه دادند در مقابل رسید کلیسا دریافت میکنند، و اگر به روحانی نیاز نداشتند کشیش در خانه بعدی میرود و به همین ترتیب. کشور اندونزی حدود20? مسلمان دارد، اخیرا کشیشان مسیحی همین روش را آنجا پیش گرفتهاند و تا حدودی موفق هم شدهاند. در روایتی آمده که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در عروسی همسایه یهودیشان شرکت کردند. و این خیلی معنی دارد، از اینکه اهلبیت عصمت و طهارت چگونه به سراغ مردم میرفتند، و سرانجام آن خانواده یهودی به برکت حضرت فاطمه به اسلام مشرف شدند.
خونسردی و نرمخوئی
خونسردی و نرمخوئی
قرآن مجید میفرماید. (ولو کنت فضا غلیظ القلب لانفضوا من حولک) یعنی اگر تو بداخلاق و سخت دل بودی مردم از دور تو پراکنده میشدند، پس قلب میتواند نرم بشود و بوسیله تلقین میتوان به نرم خوئی و خونسردی رسبد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: (درختهائی که چوبشان نرمتراند شاخ و برگ بیشتری میدهند) و در باره اوصاف مؤمنین میفرماید: و (قور عندالهزاهز) یعنی هنگام سختیها با وقار و خونسرد است، ما هنگام مطالعه در تاریخ بزرگان میبینیم که اکثریتشان نرمش و خونسردی داشتهاند چون کنترل اتومبیل در مواقع ناگهانی هنر است نه در مواقع عادی، اگر انسان در برابر ناملایمات و مشکلات ناگهانی خونسرد باشد هنر است، قرآن مجید میفرماید (خذ العفو... و امر بالمعروف و اعرض عنالجاهلین) یعنی عفو کن و امر به معروف کن و از نادانها روی گردان، میگویند که تمام حکمت در این سه جمله جمع شده است، واقعا اگر کسی بتواند مانند حضرت رسول اکرم با همه زندگی کند هنر کرده است. (ضِرار) در باره حضرت علی (علیه السلام) به معاویه گفت: (کان فینا کأحدنا) علی در میان ما خیلی عادی بود مانند یک فرد از خودمان. اگر بنا بود که فقط عدهای از خوبان پیرامون پیغمبر و حضرت امیر باشند و پیغمبر و امام خوش اخلاق بودند چندان اهمیتی نداشت، مهم این است که پیامبر و ائمه اطهار علیهمالسلام توانستند با تمام ناملایمات بسازند و ثابت قدم بمانند. درختی هست در لبنان بنام (درخت ارز) که خیلی اصیل است و به گفته مسیحیان هفت هزار سال عمر دارد میگویند هماکنون دستخط حضرت عیسی علیهالسلام روی ساقه آن به چشم میخورد، از این درخت برای هر کجای دنیا ه باشد شاخه بریده و نهال میبرند، قلمه ایندرخت در ظرف پنجاه سال سبز میشود، یعنی پدران رعایت میکنند و فرزندانشان بهرهبرداری، طبیعت بشر مانند این درخت است، دیر هدایت میشود، و اگر بنا بود که انسانها ظرف چند ماه اول خوب شوند باید این توقع را از پیامبران و ائمه علیهمالسلام داشت. هنگامی که حضرت موسی و برادرش دعا کردند قرآن میفرماید: (قد اجیبت دعوتکما فاستقیما) یعنی خداوند به آنان فرمود دعایتان مستجاب شد پس استقامت کنید، در روایت هست که بعد از چهل سال اثر دعای آن دو ثمر بخشید. قرآن کریم در باره حضرت نوح میفرماید: (فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاما) حضرت نوح950 سال تبلیغ کرد، این برای آن است که ما درس عبرت بگیریم، یعنی هرچند که تبلیغ کنیم به حضرت نوح علیهالسلام نمیرسیم ولی باید نرم خوئی و خونسردی را از آن بزرگوار بیاموزیم. انگلیسیها الان حدود هفتصد سال است که استعمارگرند و آن موقع اولین پارلمان را تشکیل دادند و تمام موفقیتشان برای این است که خون سرد هستند، یکی از صفات بسیار ناپسند، تندخوئی و بداخلاقی است. شخصی چند مرتبه به حضرت امام سجاد علیه السلام ناسزا گفت و امام به روی خودشان نمیآوردند و خون سردی نشان میدادند، آن شخص به امام گفت: غرضم از این فحشها تو هستی. امام سجاد با روئی گشاده فرمودند. منهم از تو چشمپوشی میکنم. روزی کسی به جناب سلمان فارسی گفت: ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ سلمان با کمال خونسردی پاسخش داد. اگر توانستم روز قیامت از پل صراط عبور کنم ریش من بهتر است، و الا دم سگ بهتر است. قرآن مجید میفرماید: (و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا) عدهای هستند که بدی میکنند و فکر میکنند که کار خوبی انجام میدهند، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: (حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا) یعنی پیش از آنکه دیگران به حساب کارهایتان برسند خودتان به حساب کارهای خویش برسید، بدبختی ما این است که همیشه مشغول محاسبه کارهای مردم هستیم و هیچ به فکر اصلاح خودمان برنمیآئیم. ما اگر واقعا پیرو انبیاء هستیم باید در عمل نشان بدهیم پیغمبر اسلام میفرماید (فاسئلوا الله بنیات صادقة) یعنی خدا را بخوانید با نیتهای راست چون ممکنست نیت آدمی کاذب باشد، در ادعیه ماه مبارک رمضان میخوانیم (و یقیناً صادقاً) از خدا اعتقادی راست و صادق میخواهیم، چون برخی یقینها و اعتقادها دروغ است، و این خودش خیلی مهم است که انسان قدرت پیدا کند منحرف را مستقیم نماید. چه بسا یک فرد منحرف بعد از سی سال مستقیم شود. قرآن مجید میفرماید: (و مثل کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی السماء) چون کلمه بمانند یک بذر است که در ظرف ده یا بیست و یا چه بسا صد سال دیگر ثمر میدهد. مرحوم آیةالله سید عبدالحسین شرفالدین یکی از علمای بزرگ شیعه است ایشان خیلی نرمخو و خوش اخلاق بود، و کتابهایش را با شیوهای زیبا به رشته تحریر در آورد. امروز در اکثر کشورها کتابهایش فروش دارد و مردم مطالعه میکنند چون دور از فحش و سر و صدا حقیقت را بیان کرد و انسان اگر شیعه هم نباشد از خواندن کتابهایش لذت میبرد. قرآن مجید میفرماید: (ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم) یعنی به کسانی که دعوت به شرک میکنند فحش ندهید، چون آنان هم در مقابل از روی جهالت به خدا ناسزا میگویند، حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید: (أکره ان تکونوا سبابین). یعنی اینکه خوش ندارم که شما فحاش و ناسزا دهنده باشید. مردم اصالتشان خوب است. پیغمبر اسلام (صلی الله علیه وآله) میفرماید: (الناس معادن کمعادن الذهب والفضه) یعنی مردم معدنهائی همانند طلا و نقره هستند، کنایه از این است که همه خوب آفریده شدهاند اما خودشان خودشان را بد ساخته و تربیت میدهند، روایتی است از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل میکنند که فرمودهاند.. اگر بین من و مردم نخ باریکی هم باشد نمیگذارم که قطع شود. در روایتی دیگر آمده: (لا یکونن اخوک علیالقطیعه اقوی منک علی الصله) یعنی برادرت که خواهان قطع رابطه با توست نباید از توئی که خواهان پیوند با او هستی قویتر باشد، بنا براین ما باید تا آنجائی که ممکن است با مردم رابطه برقرار کنیم و برای چیزهائی جزئی پیوند و رابطه مان را با دیگران قطع نکنیم. و اگر توانستیم این خصلت را که از اخلاق انبیاء است در خودمان پرورش دهیم تمام امتها به سوی اسلام روی خواهند آورد. ما باید از اخلاق و رفتار ائمه اطهار علیهمالسلام درس بگیریم.
رویاروئی ما با جهان
رویاروئی ما با جهان
در متون تاریخی آمده که در دوران سلطنت سیفالدوله که از سلسله حمدانین بوده و بر کشور سوریه و اطراف آن حکومت داشته شاعری بود بنام (متنبی) که بسیار توانا، ادیب و دانشمند بود، عدهای از شعرا و درباریان به مقام متنبی رشک و حسد میورزیدند و با وی رقابت میکردند، متنبی رقبا را مسخره میکرد و میگفت که اگر سیفالدوله بخواهد به ریش احمقی بخندند، گرد و غبار مرا که با سرعت میتازم به او نشان داده میگوید اگر میتوانی به او ملحق شو(1) این مقدمه بود. صحبت در باره رویاروئی ما با جهان است. غرب و شرق دشمن و کافرند این شبهای ندارد، اما نمیتوان انکار کرد که آنان با سرعت مشغول تاختن بوده و تا حدود زیادی عوامل قوت و قدرت را در خودشان جمع کردهاند و با کمال تأسف کشورهای جهان سوم فقط غبار آنان را از دور مشاهده میکنند و در این اندیشهاند که چه زمانی به آن برسند، و سنت خدا بر این نیست که در دنیا معجزه کند، بلکه دنیا از آن هرکسیست که فعالیت و کوشش کند، خداوند هیچگاه انسان مؤمن بیقدرت را برانسان کافر قوی و نیرومند برتری نمیدهد، چون دنیا دار امتحان است و لذا پیامبران خدا که در اوج خوبی، اخلاق پسندیده، انسانیت و ایمان بودند گرفتار شکنجههای دلخراش میشدند که در حظیظ لادینی و در عمق درههای بدی، اخلاق ناپسند، کفر و وحشیگری قرار داشتند، بله در آخرت کافرین هیچ مقامی ندارند و تمام لذتها از آن مؤمنین است، اما دنیا دنیای اسباب است، در این سیصد سال اخیر هرچه واقع شد به ضرر مسلمانان بود، حدود سیصد سال پیش سرزمین هند از دولت عظیم اسلامی جدا شد، چون هند حدود هزار سال جزو کشور اسلامی بود و در دوران امام زینالعابدین علیه السلام در اواخر قرن اول هجری محمد بن یوسف ثقفی برادر حجاج بن یوسف هند را فتح کرد، بعد از هند حدود صد و پنجاه سال پیش سرزمین افغان را از ایران جدا کردند، بعد از آن شش جمهوری اسلامی که فعلاً در جنوب شوروی هستند و جزو خاک آن کشورند از سرزمین اسلامی ایران جدا شد، سپس صربستان و اروپای شرقی از میهن بزرگ اسلامی جدا شد و بالاخره سرزمین فلسطین هم طبق یک توطئه فریبکارانه از پیکر اسلام جدا و به دست یهودیان صهیونیست افتاد. البته سخن در این زمینهها تفصیل دارد، مقصود این است که باندازه ضعف و ناتوانی ما شرق و غرب قوی و نیرومند شدند، و علتش هم این است که دشمن اسباب قوت را در خودش جمع کرد و ما متأسفانه اسباب ضعف را، در یک گزارش آمده بود که آمریکا سالانه بین40 الی47 هزار نوع از صنایع جدید کوچک و بزرگ به بازارهای جهان عرضه میکند، و آشکار است که چنین کشوری از نظر مادی جلو میافتد و لذا حدود دویست سال است که آمریکا قوی است و قدرت استعماریش را برخ دیگران میکشد. از طرفی به مردم خاورمیانه و بویژه مسلمانان نظری بیفکنیم، در همین سی سال اخیر چند جنبش در خاورمیانه رخ داد. 1 ـ حرکت مرحوم آیتالله کاشانی و روی کار آمدن مصدق که در واقع با کمک روحانیون بود. 2 ـ حرکت ناسیونالیستهای عرب. اینها واقعا به قومیت عربی معتقد بودند و نهضتشان را با تکیه بر قومیت عربی شروع کردند، البته عدهای از آنان افراد فعال و دلسوز و خیرخواهی بودند، در کتاب لعبهالامم آمده که استعمارگران برای تحریف این نهضت چهار مسیحی را بنام میشال عفلق، انتونی سعاده، جرج حبش و اکرم الحورانی به عنوان افراد قومی و ناسیونالیست به میان ناسیونالیستهای انقلابی رخنه دادند و نهضت را قلب به ضد کردند یعنی نهضتی که علیه استعمارگران و برای رهائی اعراب از چنگال آنان شروع شده بود، به دامان استعمار افتاده و با خدمت کامل به آن خاتمه یافت. 3 ـ نهضت کمونیستها که میول کاملاً شرقی داشت و در مصر، سوریه، ایران، عراق و غیره گسترش یافت و سر و صدای زیادی به بار آورد، چند روزی که کمونیستها در عراق سرکار آمدند دست به اعمال وحشیانهای زده و شکست خوردند، سرانجام نهضتشان ساقط و قدرت به دست غربیها بازگشت. 4 ـ نهضت اسلامی و مردمی ایران تحت رهبری روحانیت که از قیام15 خرداد1342 شروع و در22 بهمن1357 به پیروزی رسید. یک روزی بود که عده زیادی از مردم عراق که برای زیارت حضرت امام حسین علیه السلام به شهر مقدس کربلا مشرف شده بودند در تظاهرات با شکوهی شعار میدادند که همگی پیروان حوزه علمیه و مراجع تقلیدند، متأسفانه این تنها یک شعار بود، اما متقابلاً میشل عفلق بعثی نقشه میکشید و با یارانش کار میکرد، بالاخره همان عفلق بعثی کافر پیش برد و حتی از شعارهای توخالی و ظاهری مردم هم جلوگیری به عمل آورد. اگر واقعا ما مسلمانان میخواهیم بقایا و تفالههای گندیده استعمار را از سرزمینهای اسلامی بزدائیم و به طور مستقل آینده را بسازیم باید از همین حالا شروع به کار کنیم چون مقابل سلاح باید سلاح بکار برد و الا سرانجام سقوط و شکست حتمی است، بنا بر این. اولاً: افکار اسلامی را هرچه بیشتر در میان مردم بویژه جوانان گسترش دهیم، ما بهترین مکتب و عالیترین و کاملترین ایدئولوژی را در تمام زمینهها داریم، اما با کمال تأسف افکار مان را ترویج ندادیم، نه فقط برای ملل دنیا که حتی جوانان خودمان را هم آنطور که شاید و باید روشن ننمودیم. در همین آخرین شماره مجله (مکتب اسلام) یکی از نویسندگان آن بنام آقای عقیقی بخشایشی نوشته بود حوزه علمیه قم از زمان مرحوم آیةالله بروجردی تاکنون تقریبا1518 کتاب در زمینههای مختلف صادر کرده، حال ببینیم آیا با این مقدار کتاب که در طول حدود سی و چند سال توانسته حوزه تقدیم جامعه کند میشود با سیل افکار جهانی و پخش کتابهای دشمنان اسلام روبرو شد؟! (البته اصل موضوع مورد بحث است نه مقاله مذکور). آنگاه آماری که از دشمنان ما پخش میشود واقعا سرسامآور است، اینجانب ده سال پیش در کتاب (قذائف الحق) نوشته غزالی خواندم که فقط شوروی روزی23 هزار کتاب حاوی افکار کمونیستی به زبانهای مختلف چاپ و در سطح جهانی منتشر میکند، یکنفر از کارمندان وزارت پست نقل میکرد که طی یک ماه60 هزار بسته پستی حاوی سه الی پنج عدد کتاب فقط توسط پست از شوروی به ایران رسید... در همین ایام انقلاب در ایران میلیونها کتاب توسط عوامل مزدور شوروی و کمونیستها در ایران پخش شد. جالب توجه این است که ما خیلی مغروریم بخصوص اگر مختصری کار کنیم، یک مسئول مؤسسهای از مؤسسات مذهبی خوشحال بود که در طول یکسال پنج هزار کتاب پخش کرده، الان یکی از مشهورترین مجلات ایران با چندین سال سابقه60 هزار تیراژ دارد، یکی از مهمترین مؤسسههای مذهبی گاهی که تیراژ را خیلی بالا میبرد از برخی کتابها50 هزار نسخه چاپ میکند. باید اذعان کنیم که فقر تبلیغاتی داریم، لااقل نیرویمان را با دشمنان برابر سازیم، خود بنده در روزنامههای کویت خواندم که اسرائیل در خارج از مرزها بیش از هزار روزنامه وابسته و در داخل به میزان دو برابر تمام مطبوعا و نشریات کشورهای عربی نشریات، روزنامه و مجله دارد. این از طرف تبلیغات و اما از سوی وسایل ارتباط جمعی رادیو و تلویزیون هماکنون دهها ایستگاه رادیوئی علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول تبلیغات سوء هستند، اینها به مردم دنیا فکر میدهند. مسلمانان تا بدنبال واقعیت، کار و کوشش و فعالیت نروند، و تا دست از شعار بر ندارند و از انتظار معجزه در نیایند ترقی نخواهند کرد، خداوند بدون علت کاری انجام نمیدهد، اگر بنا بود معجزه شود خداوند امام حسین و اصحابش را با معجزه میتوانست زنده نگاه دارد، اما دنیا دار امتحان است، امام حسین علیه السلام فدای دین خدا شد و تا آخرین نفس از اسلام عزیز دفاع کرد. استالین 17 هزار مسجد مسلمانان را در شوروی از بین برد، با وجود آنکه مردم اطراف آن مساجد مسلمان بودند. بنا براین ما تا خودمان را قوی نکنیم واقعا خود را گول زده و فریب میدهیم. عدهای میگویند که امکانات نداریم، در جوابشان باید گفت که امکانات را بایستی ایجاد کرد، واقعا مشکلات را باید برای تجار و ثروتمندان مسلمین شرح داد، چه بسا برای نشر و پخش افکار اسلامی خود آنان داوطلب شوند. پس باید کاری کرد که واقعا زمام فکری دنیا و بویژه تودههای مسلمان را به دست تعالیم اسلام بسپاریم، البته با نیتهای درست و صادقانه وارد عمل شویم، پیامبر اسلام میفرماید (فاسئلوا الله بنیات صادقه) خداوند را با نیتهای درست بخوانید. قرآن مجید میفرماید (واعدوالهم ما استطعتم من قوه) یکی از نیروها همین نیروی فکری است، ما باید زمام فکری را به دست بگیریم، و برای هدایت مسلمانان جهان لااقل به یک ملیارد کتاب در حال حاضر یعنی برای هر مسلمانی لااقل یک کتاب اسلامی نیازمندیم. ناگفته نماند که آیه (کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة بإذن الله) یعنی چه بسا گروه اندکی بر عده بسیاری به خواست خدا پیروز و غالب شوند را باید با آیه قبلی (واعدوا لهم...) کنار هم بگذاریم، به این معنی که هرچه نیرو داریم برابر کفار بسیج کنیم و آنگاه با توکل بر خدا وارد کارزار شویم. چه بسا نیروی اندک به خواست خدا بر نیروی بسیار دشمن پیروز شود، نه اینکه خانهنشین بشویم و ازخدا یاری و نصرت بخواهیم. ملک فیصل پادشاه سابق عربستان همیشه اظهار میداشت که آرزو دارد در بیتالمقدس نماز بخواند، این تنها یک شعار بود اما عملی درکار نبود، یکی از کارمندان شرکت نفتی (آرامکو) در عربستان اظهار میداشت که این شرکت حدود صدهزار کارمند آمریکائی و نیم میلیون کارمند و کارگر غیر مسلمان اعم از ژاپنی، کرهای و غیره استخدام کرده و امکان دارد بیش از این هم باشد، این یک شرکت سعودی است که حدود ششصد هزار کارمند و کارگر اجنبی و غیر مسلمان دارد، اجانب به این نحو عملاً در شئون یک کشور اسلامی دخالت میکنند، آنگاه پادشاه عربستان اظهار امیدواری میکنند که در قدس نماز بخواند! تظاهرات علیه حکومت غاصب اسرائیل خیلی خوب اما همراه آن باید به ملتهای جهان و بویژه مسلمانان فکر بدهیم، و الا اسرائیل که به تظاهرات تنهای مسلمانان اهمیت نمیدهد، بلکه سعی میکند که آنها را نیز به هم بزند، همین ایام عید فطر یکی از دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا نزد اینجانب آمد و اظهار میداشت که در ایالت (کلریدا)ی آمریکا بیش از هفتصد دانشجو بودیم که بعد از یک ماه تلاش و فعالیت توانستیم در روز قدس تظاهراتی علیه اسرائیل به راه بیندازیم، اما یهودیها با یک حمله بما وارد تظاهرات شده و به زد و خورد پرداخته و سرانجام تظاهرات را به هم زدند. ما باید حتیالامکان افکار اسلامی را به جهانیان عرضه بداریم نه اینکه افکار مان را منحصر به خود و محدوده شهرهایمان سازیم، خدا رحمت کند مرحوم علامه امینی را کتاب الغدیر را که نوشت آقای مصطفوی در ایران آن را به چاپ رسانید، و آقای (قاسم رجب) یکی از کتابفروشان عمده بغداد که شیعه نبود تمام کتابهای آقای مصطفوی را یکجا خریداری کرده و در شهرهای شیعه مانند کربلا، نجف، کاظمین و غیره به قیمت خوب فروخت، در نتیجه هم سود سرشاری به دست آورد و هم کتاب را به میان خود شیعیان پخش کرد و نگذاشت به دست غیر شیعه برسد تا افکار ما پخش شود. پس نباید تنها به شعار دادن، پخش نشریات و پوستر در سطح شهرهای خودی و انتظار معجزه خدائی اکتفا کرد بلکه واقعا باید کار کنیم و با کار و توکل بر خدا بتوانیم زمام فکر جوامع بشری را به دست بگیریم انشاءالله.