فلسفه اسلامی و اصول دیالک‌تیک صفحه 15

صفحه 15

را نمی توان «ایده آلیست» به معنی «ذهنی گرا» خواند، خواه به حرکت و تضاد در جهان و جامعه قائل باشد یا نباشد، خواه افکار بشری را متأثر از خارج و ناشی از وضع طبقاتی بداند یا افکار را مؤثر در جامعه بیندیشد. اختلاف در این فروع وجزئیات پس از اعتراف به اصالت واقعیات خارج از ذهن، سبب نمی شود که این گروههای مؤمن به واقعیت خارجی اشیا را «ایده آلیست» بنامیم. حال اگر بنا است که برای خود، اصطلاح خاصی وضع کنیم یا حریف را به جای ارائه براهین قوی، با ترفندهای تبلیغاتی از میدان بدر کنیم، مطلب دیگری است. اکنون که با ویژگیهای مکاتب الهی و مادی آشنا شدیم، لازم است به طور فشرده با ویژگیهای «فلسفه مارکس» نیز که شاخه ای از فلسفه مادی است آشنا شویم.


------------------ 50 صفحه

فصل پنجم: مارکسیسم در سه بعد فلسفی، تاریخی واقتصادی

مارکسیسم در سه بعد: فلسفی، تاریخی و اقتصادی از ماتریالیسم مکانیکی ـ تا ماتریالیسم دینامیکی خصوصیات ماتریالیسم دیالکتیک

1. وظیفه فیلسوف، کشف قوانین است

واژه «کاشف» و «مخترع» از دو معنی مختلف حکایت می کنند: یکی (کاشف) که از واقعیت پوشیده پرده برمی دارد ونقشی جز کشف یک راز نهفته چیزی ندارد، ولذا به او کاشف«آشکار کننده» می گویند، در حالی که دیگری (مخترع) چیزی را خلق و ابداع می کند. ازینروی باید «پاستور» را کاشف میکروب، ولی «ادیسون» را مخترع دانست. وظیفه فیلسوف نیز، جز کشف قوانین حاکم بر هستی چیزی نیست، یعنی وی کلی ترین قوانینی را که بر جهان هستی حکومت می کند، به دست می آورد. از این جهت همه فلاسفه جهان خود را کاشفان رازهای کلی می دانند و این مطلب اختصاص به هگل و مارکس ندارد. تحولی را که هگل در فلسفه به وجود آورد این بود که فکر و اندیشه را بر طبیعت عطف نمود، و قوانین حاکم بر طبیعت را بر اندیشه انسانی نیز حاکم دانست، تحولی را نیز که مارکس انجام داد آن بود که قوانین حاکم بر طبیعت و فکر را، بر تاریخ و جامعه نیز


------------------ 51 صفحه

حاکم دانست، وجامعه و تاریخ را از لحاظ حرکت و تغییر و دیگر اصول و ضوابط، بر طبیعت و فکر عطف کرد، از همین روست که در پیاده کردن هر یک از اصول چهارگانه دیالکتیک، به طبیعت، و فکر و اندیشه، وجامعه و تاریخ با یک نظر می نگرد. ژرژ پولستر می گوید: فلسفه مادی دیالکتیکی عمومیترین قوانین جهان را مطالعه می کند، قوانینی که بر کل پهنه هستی، اعم از طبیعت و اندیشه وجامعه حکومت می کند.(1) ما در بحث ماتریالیسم تاریخی خواهیم گفت که مارکسیسم به زعم خود کلی ترین قوانین جهان را کشف کرده است، ولی هرگز قوانین کلی حاکم بر فکر وجامعه را کشف نکرده، بلکه فقط قوانین حاکم بر طبیعت را بر جامعه و فکر تحمیل کرده است و اگر قانونی بر طبیعت حکومت کرد، دلیل بر آن نیست که بر جامعه و فکر و اندیشه نیز حکومت کند. مشروح این قسمت را در بحث حرکت (2)وبحث ماتریالیسم تاریخی(3) خواهید خواند.


------------------
1 . اصول مقدماتی فلسفه. 2 . گرچه حرکت در طبیعت یک قانون کلی و عمومی است، ولی عمومی بودن آن در جهان ماده هرگز دلیل بر آن نمی شود که همه افکار انسانی و یا قوانین طبیعی نیز، دستخوش دگرگونی باشند به گواه اینکه قوانین حاکم بر ماده از آن جمله اصول چهارگانه «ماتریالیسم دیالکتیک» ثابت بوده و دستخوش دگرگونی نیستند و خود این اصول در ذهن ما، به صورت یک رشته افکار و اندیشه ثابت تجلی دارند اگر افکار انسان محکوم به حرکت باشد، باید تمام این اصول در ذهن ما به مرور زمان دگرگون گردند، در صورتی که این اصول جنبه ابدی وپیوسته دارند. تفصیل این مطلب را در بخش حرکت خواهید خواند. 3 . حتی اگر فرضیه داروین و تبدیل جبری انواع به یکدیگر را ثابت انگاشته و آن را به عنوان یک قانون «بیولوژیکی» صحیح تلقی کنیم، باز نمی توانیم آن را به جامعه و تاریخ بشر سرایت داده و بگوییم انقلاب در جامعه انسانی به صورت امر جبری، تحقق می پذیرد، و اختیار ; و اراده انسان در آن اثری ندارد. خلاصه آنکه، از آزمایشهای علمی درباره اجزائی خاص ازطبیعت نمی توان قانونی فلسفی ساخت و آن را به تمام زمینه های طبیعت گسترش داد، چه رسد به فکر و اندیشه، و تاریخ و جامعه.
------------------ 52 صفحه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه