فلسفه اسلامی و اصول دیالک‌تیک صفحه 33

صفحه 33

فصل هشتم: تفاوت آری، تبعیض نه

آیا در جامعه مطلوب اسلامی، تضاد وجود دارد؟ تفاوت آری، تبعیض نه!

اکنون که از بحث پیرامون واقعیت تضاد در طبیعت و جهان مادی فارغ شدیم لازم است نظر اسلام را نیز درباره وجود تضاد درجامعه مورد بررسی قرار دهیم. شکی نیست که اسلام، جامعه ای را که در آن گروهی رفاه زده و تن پرور در کنار گروهی محروم و گرسنه و به دیگر تعبیر: گروهی استثمارگر در برابر گروهی استثمار شده بسر برند، محکوم می کند و با تمام قوا و نیرو می کوشد طاغوت وطاغوتیان را از میان بردارد وهر نوع ظلم واجحاف را از متن جامعه پاک سازد. اینکه برخی می گونید: جامعه اسلامی، جامعه توحیدی بی طبقه است، معنی محصل و درست آن این است که در جامعه اسلامی، علل و عوامل تبعیض مطلقاً محکوم بوده و هیچ نوع امتیاز بی جهت وبی ملاکی وجود ندارد. زیرا این گونه تضاد، نه تنها مایه کمال نیست، بلکه موجب بدبختی جامعه انسانی است.


------------------ 101 صفحه

قرآن از این قماش جامعه ها نمونه هایی را ارائه داده و آنها را محکوم ساخته است: یکی از آنها جامعه فراعنه است، که فرد ستمگری با ایادی خود بر گرده مردم سوار شده و آن را به گروههای مختلف تقسیم کرده بود، تا در سایه تشتت آنان و حزب سازی، و فرقه بازی، گروهی (بنی اسرائیل) را ضعیف وناتوان ساخته و مورد استثمار و بهره برداری خود و گروه خود قرار دهد.(1) امیر مؤمنان (علیه السلام) درباره چنین جامعه آشفته ای می فرماید: «وَما أخذَ اللّهُ علی العلماء أن لا یقارّوا علی کِظّة ظالم ولا سَغب مَظْلُوم».(2) «خداوند از دانشمندان ودانایان امت پیمان گرفته است که در برابر پرخوری ستمگر و گرسنگی مظلوم، صابر وشکیبا نباشند». چنانچه مقصود از تضاد اجتماعی این است که فقر در جامعه بشری، یک پدیده لازم و ضروری بوده واجتماع حتماً باید به دو دسته تقسیم شوند: گروهی غنی وثروتمند، و گروهی فقیر وبیچاره، یک چنین تضادی در اقتصاد اسلام بشدت محکوم است واگر در آثار مارکسیستها چنین مطلبی را به متافیزیسینها نسبت می دهند، بی پرده وقاطع باید گفت بهتانی بیش نبوده و اسلام از آن پیراسته است.(3) در اینجا، البته مجال این نیست که سیستم اقتصادی اسلام را بگونه ای روشن بیان کنیم واین بحث بر عهده بخش سوم از بحثهای مقایسه ای ما است


------------------
1 . (إِنَّ فِرْعَونَ عَلا فی الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفةً مِنْهُمْ یُذبِّح أَبْنائَهُمْ وَیَسْتَحیی نِسائَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدین)(قصص/4). 2 . نهج البلاغه، خطبه سوم. 3 . به اصول مقدماتی فلسفه، ص 112، مراجعه شود.
------------------ 102 صفحه

که پس از سپری گشتن بخشهای مربوط به نقد ماتریالیسم فلسفی و ماتریالیسم تاریخی، پیرامون آن بحث و گفتگو کنیم. ولی به گونه فشرده یادآور می شویم: بر خلاف تصور گروهی که فقر را بلای آسمانی یا نشانه بندگی، و غنا و ثروت را نشانه مهر آسمانی یا دلیل دوری از مقام ربوبی می دانند، باید گفت که از نظر قرآن، فقر از اندیشه های شیطانی است که شیطان گرایان آن را با طرق گوناگون در جامعه شایع می سازند چنانکه می فرماید: (اَلشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرکُمْ بِالْفَحْشاء...).(1) «شیطان شما را به فقر و تنگدستی دعوت می کند وبه فحشاء و پلیدکاری فرمان می دهد». اگر شیطان به اندیشه فقر دامن می زند، از طرف دیگر شیطان گرایان ویاران او با اعمال ضد انسانی خود، این فساد اجتماعی را در جامعه تحقق می بخشند در حالی که مقصری جز خود انسان و جامعه کس دیگری نیست چنانچه می فرماید: (ظَهَرَالْفَسادُفی البَرّ وَالْبَحْرِبِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون).(2) «فساد و تباهی در خشکی ودریا بر اثر اعمال ورفتار مردم گسترش یافت تا خداوند نتیجه برخی از اعمال آنان را به خود آنان بچشاند شاید از اعمال بد خود بازگردند». ممکن است گفته شود که مفاد آیه این است که فساد اجتماع معلول


------------------
1 . بقره/268. 2 . روم/41.
------------------ 103 صفحه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه