فلسفه اسلامی و اصول دیالک‌تیک صفحه 41

صفحه 41

هگل را در دوجلد ترجمه کرده و همراه پیشگفتار وواژه نامه ای فلسفی از مترجم در سال 1347 شمسی به چاپ رسیده است. سومی آقای حمید حمید است که کتابی تحت «هگل و فلسفه جدید» در سال 1345 منتشر ساخته و در آخرین فصل از کتاب دیگرش به نام «مقدمه ای بر فلسفه معاصر» نیز به گونه ای پیرامون تضاد هگلی بحث کرده است. افزون بر این، بررسیهایی به صورت ترجمه و یا تحقیق درباره فلسفه هگل به زبان فارسی انجام گرفته است، مانند: ترجمه کتاب اندره کرسون به نام «هگل» توسط آقای علی کسمائی. مقاله ای تحت عنوان : «استیک هگل» که در دوره دوم مجله «علم و زندگی» منتشر شده است، مقاله ای از دکتر کاویانی به نام «مفهوم طبیعت در فلسفه هگل» که در مجله «یغما» و «کتاب هفته» منتشر شده است، و دیگر رساله ها و مقاله هایی که غالباً به دور بودن مفسران و یا مترجمان از آشنایی با فلسفه اسلامی، نمی توانند خوانندگان فارسی زبان را که بیشتر با فلسفه شرقی مأنوس هستند بسهولت از طرز تفکر هگل آگاه سازند و انسان ناچار است برخی از فصول آنها را مکرر بخواند، هر چند قسمتی از پیچیدگی آنها مربوط به افکار خود هگل است. اصول دیالکتیک هگل

هگل دیالکتیک خود را روی سه اصل استوار ساخته است. این سه اصل عبارتند از: 1. تغییر وحرکت و تحول، از احکام عمومی موجودات ذهنی وطبیعی است، وچیزی در این جهان، اعم از اندیشه و اشیا، در یک حال باقی نیست.


------------------ 122 صفحه

2. تناقض و تضاد، پایه و اساس هر نوع حرکت و فعالیت موجودات است. ریشه حرکتها وجنبشهای فکری و طبیعی همان تناقض وتضادهایی است که در درون اشیا پدید می آید، 3. هر نوع حرکت و تکامل، بر اثر عبور از ضدی به ضد دیگر، و سپس ترکیب دوضد در مرحله سوم به وجود می آید و هر نوع تکامل تحت قانون مثلث «اثبات: نفی، نفی در نفی» انجام می گیرد. به عبارت روشنتر: آگاهی از مکانیسم عملکرد طبیعت و اندیشه از نظر هگل بستگی به این دارد که دو مطلب زیر را به هم ربط دهیم: 1. در همه پدیده ها، حتی اندیشه، سه دوره وجود دارد، که عبارتند از تولید، رشد، نزول، 2. گوهر هر نهادی، همانا گهواره نهاد برتری است. در این صورت، هستی اشیا وحتی هر فکر ونهادی، حرکتی سه مرحله ای دارد، مطابق قاعده سه پایه معروف: الف: نهاده، یا وضع، و یا «تز»، ب: برابر نهاده، یاوضع مقابل، یا «آنتی تز»، ج: هم نهاد، یا وضع مجامع، یا «سنتز»، به طور خلاصه: نخستین چیز، «نهاده موجود» است، سپس چیزی مخالف او در «برابر نهاده» می شود، و ترکیب این دو با هم نیز «همنهادی» می شود یعنی ترکیب یا «سنتزی» که در سطح بالاتری آن تضاد را حل کرده و به سطح عالیتری رسیده است،و به عبارت دقیقتر: تصدیق، نفی، ونفی در نفی.


------------------ 123 صفحه

با توضیحی بیشتر: هر هستی، هر فکر و هر نهاد، ابتدا موجودیت خود را تصدیق می کند (این مرحله، مرحله تولید یا مرحله «تز» است)، امّا هنگام رشد، مخالفتی برمی انگیزد، و ضد خود را ایجاد می کند(که مرحله «آنتی تز» است) و از مبارزاتی که در درون پدیده به وجود می آید، فکر یا نهاد برتری، ظهور می کند که اضداد را در یک «سنتز» برتر آشتی می دهد.(1) این مقوله سه گانه ای که هگل در تفکر می گوید، شبیه جنس و فصل منطقیین است که از ضمیمه شدن این دو به یکدیگر، نوعی خاص متولد می گردد، یا بسان وجود مطلق است که با ماهیت آمیخته می گردد، و موجودی مشخص به وجود می آید. در هر حال، آنچه که مایه تحرک و جنبش می گردد و اینکه پایه نخست، به وسیله پایه دوم نفی می شود، سپس در مقوله سوم خلاصه می گردند همان مسئله تضاد درونی است که غوغا را در درون فکر و موجودات طبیعی برپا می کند. می توان از خود فلسفه هگل برای این اصل توضیح خواست. وی می گوید: مقوله نخستین، معنای مثبت دارد، مقوله دوم، معنی سلبی یا مخالف مقوله نخست بوده، و آنچه را که مقوله نخست اثبات کرده است نفی می کند. هگل این مقوله دوم را از هیچ منبع خارجی نمی گیرد بلکه از مقوله نخست استنتاج می کند. ازینرو لازم می آید که مقوله نخست، حاوی مقوله دوم


------------------
1 . مارکس و مارکسیسم، ص 21، با کمی توضیح.
------------------ 124 صفحه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه