فلسفه اسلامی و اصول دیالک‌تیک صفحه 63

صفحه 63

محرکی غیر از خود لازم دارد که مبدأ تمام حرکتهای سطحی وجوهری در طبیعت باشد، و هیچ گاه خود طبیعت از آن نظر که متحرک و دگرگون شونده است، نمی تواند خود محرِّک و پدید آورنده حرکت و دگرگونی گردد. زیرا حرکت از آن نظر که صیروت و شدن است، سنخ وجود آن«انفعال» و اثر پذیری است، در حالیکه محرک از آن نظر که فعّال و اثر بخش است، سنخ وجودش از قبیل «فعل» و انجام دادن است یک شیء هرگز نمی تواند ازیک نظر، هم فاعل باشد و هم منفعل، هم محرّک باشد و هم متحرک. از این بیان نتیجه می گیریم که جهان سراپا انفعال و تغیر، به محرک و اثربخشی نیاز دارد، و یکی از این دو لزوماً باید محرک باشد نه متحرک، و دیگری متحرک باشد نه محرک.(1) *** نهادن تز وآنتی تز به جای علت فاعلی شبیه به شوخی است. مقصود از علت، بالأخص «علت فاعلی»، پدید آورنده حرکتها وفعلیتها وایجاد کننده صورتهای جوهری انسانی وحیوانی و نباتی و غیره است، چنین موجودی از آن نظر که معطی و موجود بخشنده وپدید آورنده است، باید قویتر از معلول باشد، ومثلث «هگل» ناتوانتر از آن است که جایگزین چنین علتی گردد، زیرا: اوّلاً: «آنتی تز» صد در صد جنبه عدمی دارد و نقشی جز «نفی تز» ندارد. آیا می توان یک چنین امر عدمی را یکی از پایه های علت و اجزای آن شمرد؟


------------------
1 . به اصطلاح فلسفی، حرکت ازمقوله انفعال ومحرّک از مقوله فعل است، ومقوله3 فعل و انفعال از اجناس عالیه ای هستند که هرگز با هم گرد نمی آیند. برای آگاهی بیشتر از این برهان، به اسفار، ج3، ص 38ـ 40 ، مراجعه کنید.
------------------ 186 صفحه

به خاطر آورید که هگل مثلث خود را به نحو «اثبات»، «نفی» و «نفی در نفی» مطرح می کند و پایه دوم مثلث وی از واقعیت برخوردار نیست تا بتواند واقعیتی را پدید آورد. ثانیاً: در طرح هگل، «سنتز» کاملتر از دو پایه نخست است. هرگاه دو پایه نخستین را علت سنتز بدانیم، نتیجه این می شود که معلول کاملتر از علت باشد! از این جهت، باید «سنتز» و «آنتی تز» را زمینه پیدایش سنتز (به گونه ای که گفته شد، یعنی ویرانگر صورتها و آماده کننده برای صورت جدید) دانست نه علت واقعی آن. آنچه گفتیم، بحثی فشرده بود که ثابت کرد: حرکت عمومی جهان در تمام سطوح، به محرکی غیر از خود نیازمند است، وهرگز نمی توان به بهانه «خصیصه ماده بودن» با «تضاد درونی»، از اعتقاد به چنین علتی سرباز زد. در اینجا به بحث پیرامون نخستین اصل دیالکتیک ـ وحدت تضاد ـ پایان داده و به بررسی دومین اصل آن می پردازیم. پایان بحث و بررسی نخستین اصل دیالکتیک به حرکت اصل دوم دیالکتیک

فصل نوزدهم: حرکت اصل دوم دیالکتیک

فصل نوزدهم: حرکت اصل دوم دیالکتیک

اصل تغییر و حرکت

حرکت و دگرگونی در برابر سکون و رکود، دومین اصل از اصول چهارگانه دیالکتیک است. اصل تغییر و حرکت، به طور اجمال چیزی نیست که بر کسی مخفی و پنهان باشد، و هر فردی از همان آغاز زندگی آن را در طبیعت حس می کند، هر چند اذعان به کلیت وگسترش آن به برهان و مطالعه ای عمیق نیاز دارد. حرکت چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه