فلسفه اسلامی و اصول دیالک‌تیک صفحه 64

صفحه 64

ساده ترین تعریف برای حرکت این است که گفته شود جسم از حالتی که فعلاً دارد تدریجاً به حالتی که می تواند به آن برسد، دست یابد.(1) به عبارت دیگر، هرگاه شیء تدریجاً به طور مستمر از چگونگی خاصی به سوی چگونگی دیگری پیش رود، به حالت«تدریج استمراری» آن حرکت می گویند، مثلاً سیب ریز و کم رنگ به سوی بزرگی پیش رود، و سنگ از


------------------
1 . تعریفدقیق حرکت آن است که در فلسفه اسلامی آمده است: «خروجُ الشیء من القُوّة إلی الفِعْلِ بالتدریج» یاد می شود. به اسفار، ج3، ص 22 مراجعه شود.
------------------ 190 صفحه

ارتفاعی، به زمین فرو افتد، در همه این مثالها، زوال حالتهای پیشین و باز یافتن حالتهای پسین را، حرکت می نامند. از این بیان می توان به نکته ای پی برد و آن اینکه در ماهیت حرکت دو چیز معتبر است: 1. هر نوع تغییری باید تدریجاً انجام گیرد، نه دفعةً و به طور ناگهانی، و فرق این دو نوع تغییر در فصل آینده بیان خواهد شد. 2. در واقعیت حرکت، اتصال ویکپارچگی اجزای آن قطعی است، وحرکت هیچ گاه از اجزای منفصل و در کنار هم چیده شده، ترکیب نمی یابد. اتصال اجزای حرکت بسان توالی عکسهای منفصل بر پرده سینما نیست که انسان در اثر سرعت توالی عکسهای متعدد ولی جدا از هم، همه را به هم پیوسته ومتصل می انگارد. خلاصه آنکه، واقعیت حرکت همان استمرار تدریجی است، و استمرار، در صورتی واقعیت پیدا می کند که واقعاً میان اجزای حرکت، پیوستگی حاکم باشد، والاّ در غیر این صورت، استمرار پنداری بیش نبوده وسرانجام حرکتی در کار نخواهد بود. از این جهت، در فلسفه اسلامی تأکید می شود که حرکت از مبدأ تا مقصد، و از لحظه شروع تا لحظه پایان، واحد شخصی است که فقط قابلیت (نه فعلیت) تجزیه و تقسیم را دارد ومی توان اجزای بالقوه ونهفته آن را، به صورت اجزای بالفعل و محقق درآورد، نه اینکه حرکت، از اجزای مشخص و ممتاز از هم ترکیب یافته باشد. تفاوت دو جمله یاد شده در زیر بسیار روشن است: الف: حرکت، واحد متصل و موجود ومشخصی است که اجزای بالقوه و


------------------ 191 صفحه

نهفته ای دارد. ب: حرکت، از اجزای منفصل وجدا از هم ترکیب یافته است و هم اکنون اجزای مشخص وبالفعل دارد. زیرا، در فرض نخست، از مبدأ تا مقصد هر چند هم طولانی باشد، حرکت یک موجود گسترده بیش نخواهد بود. در حالیکه در دومی، هر جزء که موجود مستقلی است چون استمرار، فرع بر پیوستگی است، طبعاً استمراری در واقع در کار نبوده و حرکت یک امر موهوم وغیر واقعی خواهد بود که مولود توالی اجزا در حس خطا پذیر باصره آدمی است. تعریف حرکت، به گونه ای دیگر می توانیم حرکت را به گونه ای دیگر نیز تعریف کنیم، و آن اینکه: حرکت، زوال تدریجی قوه ها و توانستنها و حدوث تدریجی فعلیتها و شدنها است. حرکت تنها زوال نیست، همچنانکه تنها حدوث نیز نیست، بلکه زوال آمیخته با حدوث، وحدوث آمیخته با زوال است. از یک طرف زوال، و از طرف دیگر حدوث است. مقصود از زوال، زوا ل قوه ها و توانستنها است، ومقصود از حدوث، حدوث فعلیتها و شدنها و افزایش کمالات. در حقیقت، حرکت همان امر ممتد و متصل و یکپارچه است که زوالها و حدوثها به هم پیوسته و در ضمن آن به طور مستمر، قوه ها و توانستنها به فعلیت درمی آیند. این عصاره سخنی است که فلاسفه اسلامی در باره حرکت دارند، شما این واقع بینی را با تعریف هایی که دیگران درباره حرکت کرده اند مقایسه کنید وآنگاه خود داوری نمایید که کدام به حقیقت امر نزدیکتر است؟


------------------ 192 صفحه بشر از چه زمانی به پدیده حرکت توجه یافته است؟

هرگز نمی توان برای توجه بشر به تغییر و حرکت در بخش محدود یا تمام اجزای جهان، تاریخ معینی را مشخص کرد وفی المثل آن را مولود جهان بینی یونان دانست. بلکه این اصل، بسان دیگر اصول فلسفی، تاریخچه بسیار کهنی دارد، و هر چند افلاطون و ارسطو قهرمان حرکت و تحول در فلسفه یونان شناخته شده اند، ولی توجه بشر به این امر سابقه بس دیرینه ای دارد. موضوع حرکت در تحول علمی اخیر مغرب زمین (رنسانس) بار دیگر زنده شد، و در عصر «هگل» حرکت بر پایه «تز» و «آنتی تز» و «سنتز» بر سر زبانها افتاد و یکی از اصول چهارگانه دیالکتیک معرفی شد. به رغم اینهمه،فلاسفه اسلامی را بایستی بحق،قهرمان مبحث حرکت نامید، مسائلی که هنوز در هیچ یک از مکتبها به آن دقت ومتانت مطرح نشده ومورد موشکافی قرار نگرفته است. در این مکتب مطرح شده است. در قرآن مجید، تصریحات و اشارات روشنی به اصل تغییر و تحول در مجموع جهان وجود دارد، تا آنجا که به تحول ذاتی وجوهری کوهها در طول زمان تصریح شده است: (...وَتَرَی الجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرّالسَّحابِ...)(1). «کوهها را می بینی و گمان می کنی که آنها ساکنند، در حالیکه بسان ابر در حرکتند». اگر در فلسفه غرب، یا فلسفه مارکس، مسئله تبدیل کمیتها به کیفیتها مطرح شده است، در فلسفه اسلامی و بالأخص در فلسفه صدر المتألهین


------------------
1 . نمل/88.
------------------ 193 صفحه
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه