آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام صفحه 179

صفحه 179

ابوبکر به مسجد نیاید خانه او را آتش خواهیم زد. در این هنگام حضرت فاطمه علیهاالسلام در دفاع از امیرالمؤمنین علیه السلام به آنها فرمود:

«ایّها الضّالّون المکذّبون! ما ذاتقولون؟ وایّ شی ءٍ تریدون؟ یا عمر! اما تتّقی اللّه؟ تدخل علی بیتی؟ أبحزبک الشیطان تخوّفنی؟ و کان حزب الشیطان ضعیفا. و یحک ما هذه الجرأه علی اللّه و علی رسوله؟! ترید ان تقطع نسله من الدنیا و تفنیه و تطفی ء نوراللّه؟! «و اللّه متمّ نوره».

... اما و اللّه، یابن الخطّاب! لولا انّی اکره ان یصیب البلاء من لا ذنب له لعلمت أنّی سأقسم علی اللّه ثمّ اجده سریع الإجابه [فلمّا احرقوا دارها و رکزها عمر قالت] یا ابتاه!یا رسول اللّه! هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک؟! آه! یا فضّه! الیک فخذینی، فقد واللّه قتل مافی أحشائی من حملٍ» [البحار، ج 53/18 و ج 8/229].

یعنی: «ای گمراهان دروغگو! چه می خواهید و چه می گویید؟ ای عمر! آیا از خدا پروا نداری؟

این گونه می خواهی وارد خانه من شوی؟ آیا با حزب خود که حزب شیطان است مرا می ترسانی؟ البته حزب شیطان ناتوان است!

وای بر تو، ای عمر! چقدر نسبت به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله جرأت و جسارت پیدا کرده ای؟ آیا می خواهی نسل رسول خدا را نابود کنی و نور او راخاموش گردانی؟ آگاه باش که خداوند نور خود را روشن و کامل خواهد نمود. [و چون عمرگفت: چرا علی خود نیامده و تو را فرستاده است؟ فاطمه علیهاالسلام فرمود:] من از حضور درمیان نامحرمان پرهیز داشتم، ولی هجوم و طغیان تو مرا از خانه بیرون آورد تا حجت را بر تو و بر دیگر گمراهان تمام کنم.

سپس فرمود: به خدا سوگند، اگر کراهت نمی داشتم که بی گناهان دچار بلا و عذاب شوند بر شما نفرین می کردم و تو می دانستی که نفرین و سوگند من به سرعت به اجابت می رسید و عذاب خدا بر شمانازل می شد.»

و پس ازکوبیده شدن فاطمه بین در و دیوار به وسیله عمر و شهید شدن محسن او فاطمه علیهاالسلام صدا زد: «یا رسول اللّه! بنگر که با دخترت فاطمه، حبیبه تو، چه می کنند؟ و چون بیچاره شد، صدا زد: «ای فضه!بیا به فریاد من برس که به خدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه