- مقدمه ناشر 1
- سخنی از مترجم 2
- مقدمه نویسنده 3
- اساس قانون عمرانی اسلام 4
- عمران از نظر اسلام و قوانین غرب 6
- نمونه های شکوفای عمران در اسلام 7
- سقوط عمران در سایه قوانین وضعی 10
- شکوفائی عمران در نظام اسلامی 11
- تفاوتهای کلی نظام اسلام با قانون اصلاحات ارضی 13
- تفاوتهای کلی نظام اسلام با قانون اصلاحات ارضی 13
- 1. ایجاد محدودیت در مقدار عمران 14
- 2. محدود ساختن احیاء کننده 17
- 3. اولویت در ایجاد عمران: 19
- 4. شرایط سنگین عمران: 23
- 5. پرداخت قیمت برای زمین های عمرانی: 25
- 6. پس گرفتن زمین 28
- نتیجه 29
- شرائط عمران و کشاورزی در اسلام 30
- پی نوشتها 33
اگر نظام اسلام را در زمینه احیای اراضی مطالعه کنیم و قانون اصلاحات ارضی را نیز مورد بررسی قرار دهیم می بینیم میان این دو نظام تفاوتهایی وجود دارد که این تفاوتها روشن بینی و دقت اسلام در قانونگذاری را میرساند و دلالت دارد بر اینکه اسلام در آباد ساختن زمین بوسیله عمران و کشاورزی و مانند آن تا آنجا که ممکن است به نقطه اوج خود رسیده است، چنانکه از سوی دیگر این تفاوتها بی اساس بودن قوانین وضعی و عقب زدن عمران و کشاورزی در سایه قانون اصلاحات ارضی را میرساند.
ما اینجا به برخی از این تفاوت اشاره کرده و دو نظام مزبور را با هم مقایسه می کنیم و مطالعه هر یک از احیای موات اسلامی و قانون اصلاحات ارضی را بعهده خواننده محترم میگذاریم تا خودش تفاوتهای زیادی را که میان دو نظام وجود دارد و ما به آن پی نبرده ایم لمس کند و پیروزی اسلام در قانون احیای اراضی و شکست قانون اصلاحات ارضی را درک نماید:
1. ایجاد محدودیت در مقدار عمران
اسلام بدون آنکه مقدار عمران را محدود کند، آباد ساختن زمین را بوسیله ساختمان و کشاورزی و مانند آن مباح کرده و به مردم اجازه داده که هر قدر استطاعت دارند به احداث ساختمان و ایجاد کشاورزی اقدام نمایند و هرگز فردی را از این اقدام جلوگیری نکرده هر چند هزاران کیلومتر را آباد کند.
اسلام نه تنها از چنین انسانی جلوگیری نکرده بلکه او را تشویق و کمک میکند تا زمین بوسیله کشاورزی سرسبز و از ساختمان پر شود، در نتیجه قیمت ها پائین بیاید و همگی با خوشبختی زندگی کنند.
ما در آغاز کتاب به
برخی از روایاتی که کشاورزان را تشویق میکند اشاره کردیم از قبیل روایتی که امام صادق (ع) در آن میفرماید: «کشاورزان چیز پاکی را که خداوند میآورد میکارند، آنها روز قیامت مقامشان از همه مردم بالاتر و بخدا نزدیک ترند و آنها را مبارک میخوانند».
ولی اصلاحات ارضی استعماری جز مقدار محدودی به انسان اجازه کشاورزی نمیدهد هر چند قدرت آباد ساختن چند برابر آن را داشته باشد، به قراردادها و مواد زیر توجه کنید:
دکتر عبدالصاحب علوان استاد اقتصاد و نائب رئیس سابق دانشکده کشاورزی بغداد میگوید:
قانون اصلاحات ارضی مصر سال 1952 شماره 178 تصریح میکند که: «زمینهای تصرف شده روستاها بخاطر بهتر شدن وضع آن میان خورده کشاورزان تقسیم میشود بطوریکه بهر یک از آنها قطعه کوچکی که کمتر ازدو جریب و زیادتر از پنج جریب نباشد برسد».