اصلاحات ارضی در اسلام صفحه 27

صفحه 27

که گذشت ناگهان مأمورین اصلاحات ارضی بسراغ آنها آمدند و درخواست یک قسط از مبلغ معین را نمودند. کشاورز پیش همسرش آمد و گفت پولهائی که نزد تست به من بده تا قسط اول آن مبلغ را بپردازم.

زن به مأمورین گفت: محصول ما هنوز بدست نیامده مهلت بدهید تا بدست بیاید.

مأمورین گفتند: ممکن نیست، وقت پرداخت قسط اول رسیده است. زن هر چه پول داشت به مأمورین اصلاحات ارضی داد.

بعد از چند روز دیگر پیش از آنکه محصول بدست بیاید دسته دیگری از مأمورین اصلاحات ارضی آمدند و قسط دوم را مطالبه کردند.

زن بشوهرش گفت: هیچ پول نداریم هر چه داشتیم برای قسط اول دادیم.

شوهر گفت: ما امروز خودمان مالک زمین هستیم البته مالک گاهی سود میبرد و گاهی زیان میکند باید اثاث خانه مان را پیش یکی از همسایگان به گرو بگذاریم و مقداری پول بگیریم و قسط دوم را بپردازیم و بعد از جمع آوری محصول دین خود را ادا کنیم.

بالاخره این کار را کردند ولی مدتی که گذشت دیدند گروهی دیگر از مأمورین اصلاحات ارضی از دور بسوی زمینشان می آیند.

مرد آمد و به همسرش خبر داد.

همسرش گفت: حالا چکار میکنی؟

گفت: اگر اینها بیایند نه پولی داریم که به آنها بدهیم و نه اثاثی که به گروه بگذاریم و مسلم اینها قسط سوم را از ما مطالبه میکنند و اگر به آنها ندهیم ما را به زندان میاندازند و پول و اثاثمان از بین میرود و زندان هم باید برویم، چاره این است که فرار کنیم تا زندانی نشویم!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه