چگونگي به وجود آمدن قانون
1- الميزان ، ج: 2 ص: 167.
چگونگي به وجود آمدن قانون (33)
روزگاري بود كه آسمان و زمين و همه موجودات زميني بودند، ولي از اين نسل بشر هيچ خبر و اثري نبود، آنگاه خداي تعالي از اين نوع يك مرد و يك زن خلق كرد، كه نســل فعلي بشر منتهــي به آن دو نفــر ميشود.
خداي تعالي اين نوع از موجودات را ـ آن روز كه ايجاد ميكرد ـ از دو جزء و دو جوهر تركيب كرد، يكي ماده بدني، و يكي هم جوهري مجرد، كه همان نفس و روح باشد، و اين دو، مادام كه انسان در دنيا زندگي ميكند متلازم و با يكديگرند، همين كه انسان مرد بدنش ميميرد، و روحش، همچنان زنده ميماند، و انسان (كه حقيقتش همان روح است،) به سوي خداي سبحان بازميگردد.
خداي تعالي آن روز كه بشر را ميآفريد شعور را در او به وديعه نهاد، و گوش و
(34) مباني قانون و قانونگذاري در اسلام
چشم و قلب در او قرار داد، و در نتيجه نيروئي در او پديد آمد به نام نيروي ادراك و فكر، كه به وسيله آن حوادث و موجودات عصر خود و آنچه قبلاً بوده، و عوامل آنچه بعدا خواهد بود نزد خود حاضر ميبيند، پس ميتوان گفت: انسان به خاطر داشتن نيروي فكر به همه حــوادث تا حــدي احاطه دارد.
و نيز خداي تعالي براي اين نوع از جنبندگان زمين سنخي از وجود اختيار كرده كه قابل ارتباط با تمامي اشياء عالم هست، و ميتواند از هر چيزي استفاده كند، چه از راه اتصال به آن چيز، و چه از راه وسيله قرار دادن براي استفاده از چيز ديگر، همچنانكه ميبينيم: چه حيلههاي عجيبي در امر صنعت به كار ميبرد و راههاي باريكي با فكر خود براي خود درست ميكند، و خداي تعالي هم در اين باره فرموده: «خَلَقَ لَكُمْ مـا فِيالاَْرْضِ جَميعا،» (29/بقره) و نيز فرموده: «وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِيالسَّمواتِ وَ ما فِيالاَْرْضِ
چگونگي به وجود آمدن قانون (35)