مبانی قانون و قانون‌گذاری در اسلام از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 55

صفحه 55

فهمانــده كه خداي تعالــي در هر حالــي كه يكي از آن احــوال جرمــي است كــه مرتكب شدند، عالم و آگاه است. (1)

تساوي حقوق انسان‌ها، و تفوق عامل تقوي

«يــا اَيُّهَاالنّــاسُ اِنّــا خَلَقْناكُــمْ مِــنْ ذَكَــرٍ وَ اُنْثــي وَ جَعَلْناكُــمْ شُعُوبــا وَ قَبائِـلَ لِتَعارَفُــوا اِنَّ اَكْرَمَكُــمْ عِنْدَاللّــهِ اَتْقيكُــمْ اِنَّ اللّـهَ عَليــمٌ خَبيــرٌ،»

هان اي مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را تيره‌هايي بزرگ و


1- الميزان ، ج: 5 ص: 117.

(134) مباني قانون و قانون‌گذاري در اسلام

تيره‌هايي كوچك قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد نه اين‌كه به يكديگر فخر كنيد و فخر و كرامت نزد خدا تنها به تقوي است و گرامي‌ترين شما باتقوي‌ترين شما است كه خداي دانا باخبر است!» (13 / حجرات)

مردم از اين جهت كه مردمند همه با هم برابرند، و هيچ اختلاف و فضيلتي در بين آنان نيست، و كسي بر ديگري برتري ندارد، و اختلافي كه در خلقت آنان ديده مي‌شود كه شعبه شعبه و قبيله قبيله هستند تنها به اين منظور در بين آنان به وجود آمده كه يكديگر را بشناسند، تا اجتماعي كه در بينشان منعقد شده نظام بپذيرد، و ائتلاف در بينشان تمام گردد، چون اگر شناسائي نباشد، نه پاي تعاون در كار مي‌آيد و نه ائتلاف، پس غرض از اختلافي كه در بشر قرار داده شده اين است، نه اين‌كه به يكديگر تفاخر

تساوي حقوق انسان‌ها، و تفوق عامل تقوي (135)

كنند، يكي به نسب خود ببالد، يكي به سفيدي پوستش فخر بفروشد، و يكي به خاطر همين امتيازات موهوم ديگران را در بند بندگي خود بكشد، و يكي ديگري را استخدام كند، و يكي بر ديگري استعلا و بزرگي بفروشد، و در نتيجه كار بشر به اين‌جا برسد كه فسادش تري و خشكي عالم را پر كند، و حرث و نسل را نابود نموده، همان اجتماعي كه دواي دردش بود، درد بي‌درمانش شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه