- اَلاِْهْداءِ 1
- متنتأييديهحضرتآيةاللّهسيدعلياصغردستغيب نمايندهمحترمخبرگانرهبريدراستانفارس 2
- متن تأييديه حضرت آيةاللّه خزعلي مفسّر و حافظ كل قرآن كريم 3
- مقدمه ناشر 4
- مقـدمـه مـؤلـف 7
- فصل اول:آغازي بر مسأله قانون و قانونگذاري 10
- اولين فرمان در تشريع دين 10
- فلسفه تشريع و قانونگذاري 12
- چگونگي به وجود آمدن قانون 14
- ادراك طبيعي قانون استخدام 15
- اختلاف طبقاتي تهديدي بر عدالت اجتماعي 17
- پيدايش قانون، نتيجه طبيعي پيدايش اختلاف 18
- دين، تنها راه صحيح رفع اختلاف 20
- اختلاف در خود دين 23
- احكام مسكوت در شريعت و نهي از كنكاش در آنها 24
- روايات درباره احكام مسكوت در قرآن 26
- شريعـــت جامــــع 27
- ريشههاي شريعت اسلام 27
- وجوب اقامه دين و رعايت تمامي احكام آن 30
- وجوب ايمان به تمام شرايع و تمامي انبياء 31
- شريعت اسلام، داراي دقيقترين و پيشرفتهترين قوانين 32
- كتابهاي آسماني و مدت اجراي شريعت هريك از آنها 35
- فصل دوم :مباني قوانين قضائي و حكومتي اسلام 36
- قانونگزار در دين اسلام كيست؟ 38
- لزوم قضاوت براساس احكام الهي 39
- انحصار داوري و صدور حكم به رسول اللّه صلياللهعليهوآله 41
- قضاوت براساس احكام اسلام در مورد اهل كتاب 43
- مفهوم حكم 44
- اَلا لَهُ الْحُكْمُ 46
- قضاوت به عدالت، و رد امانت 49
- خطاب آيه به حكام است! 50
- توصيه به عدل در داوري و قضاوت 51
- نهي از پشتيباني و دفاع از خيانت 53
- فلسفه نهي پشتيباني و دفاع از خيانت 53
- تساوي حقوق انسانها، و تفوق عامل تقوي 55
- حكم نهي از بدي، ظلم، معصيت و بهتان 58
- مكافات خطا 60
- نهي از تشريع حكم از طرف بندگان 61
- نهي از عمل به خبر فاسق 63
- دستورالعمل اصلاح بين طوايف مؤمن و متخاصم 64
- قانوني بنام «اخوت اسلامي» 66
- بيان احكام مستضعفين 68
- عذر استضعاف 70
- مستضعفيــن واقعي 71
- بيان احكام مهاجرت في سبيل اللّه 71
- حكم مسلمانان امروز در سرزمين شرك 73
- تكليف هيچگاه از هيچكس ساقط نميشود! 74
- امر به اقامه عدل و ميزان و نهي از كم فروشي و خيانت 75
- اقامه عدل بين انسانها: (هدف تشريع دين و انزال آهن) 77
- فصل سوم :عقدها، پيمانها، و سوگندها 78
- بحثي پيرامون معناي عقد 79
- سوگندهاي صحيح و اعتبار آن 80
- مفهوم سوگند 81
- اعتبار قانوني سوگند 81
- آيا سوگند به غير اسم خدا شرك است؟ 83
- راه قانوني شكستن سوگندها 84
- حكم و كفاره شكستن سوگندها و عهد و پيمانها 85
- تعيين نوع و مقدار كفاره شكستن سوگند 87
- نهي از سوگند خوردن به خدا براي ترك كارهاي نيك و عالم المنفعه 88
- نهي از سوگندهاي لغو 89
- وفا به عهداللّه، و نهي از نقض سوگندها 90
- قسمهاي خود را وسيله غدر و نيرنگ و خيانت قرار ندهيد! 92
- مفسده دغل گرفتن سوگند 93
- عهد خدا را به قيمت ناچيزي نفروشيد! 95
- فصل چهارم:مباني احكام شهادت 96
- نهي از شهادت مغرضانه 99
- طبقات شهود در وصيت و اعتبار شهادت آنها 100
- فصل پنجم :بحثي در قوانين مورد نظر قرآن 102
- ضمانت اجرائي قوانين اسلامي 102
- بحث فلسفي در چگونگي تكليف و دوام آن 108
- ظالم نبودن خدا به چه معنا است؟ 111
- عدل، مبناي تشريع قوانين الهي 111
- منشأ ايجاد قوانين 113
- قوانين از طرف خدا تعيين ميشود 114
- مجري قانون نبايد قانون را بشكند! (اجراي قانون ظلم نيست!) 115
- قانون و اخلاق كريمه و توحيد 116
(138) مباني قانون و قانونگذاري در اسلام
«اِنَّ اللّهَ عَليمٌ خَبيرٌ،» اين جمله مضمون جمله قبل را تأكيد ميكند، و در ضمن اشارهاي هم به اين معنا دارد كه اگر خداي تعالي از بين ساير مزايا تقوي را براي كرامت يافتن انسانها برگزيد، براي اين بود كه او به علم و احاطهاي كه به مصالح بندگان خود دارد ميداند كه اين مزيت، مزيت حقيقي و واقعي است، نه آن مزايايي كه انسانها براي خود مايه كرامت و شرف قرار دادهاند، چون آنها همه، مزاياي وهمي و باطل است، و زينتهاي زندگي مادي دنيايند كه خداي تعالي درباره آنها فرموده: «وَ ما هذِهِ الْحَيوةُ الدُّنْيـا اِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِـبٌ وَ اِنَّ الدّارَ الاْخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.» (64 / عنكبوت)
آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه بر هر انساني واجب است كه در هدفهاي زندگي خود تابع دستورات پروردگار خود باشد، آنچه او اختيار كرده اختيار كند، و راهي كه او به سويش هدايت كرده پيش گيرد، و خدا راه تقوي را براي او برگزيده، پس او بايد
تساوي حقوق انسانها، و تفوق عامل تقوي (139)
همــان را پيـش گيــرد.
علاوه بر اين، بر هر انساني واجب است كه از بين همه سنتهاي زندگي دين خدا را سنت خود قرار دهد.
در الدر المنثور است كه ابن مردويه و بيهقي از جابربن عبداللّه روايت آوردهاند كه گفــت: در وسط ايــام تشريق (يازدهــم و دوازدهم و سيزدهم ذيالحجه كه روز وسطش دوازدهم ميشود،) رسول خدا صلياللهعليهوآله براي ما خطبـه وداع را ايراد كرد و فرمود:
ايها الناس! آگاه باشيد كه پروردگارتان يكي است، پدرتان يكي است و هيچ فضيلتي براي عربي بر غيرعرب نيست، و هيچ غيرعربي بر عرب فضيلتي ندارد و هيچ سياهي بر سرخي، و هيچ سرخي بر سياهي، فضيلت ندارد مگر به تقوي. و گراميترين شمــا نزد خــدا با تقويتريــن شمــا اســت!
(140) مباني قانون و قانونگذاري در اسلام
بــا شمــا هستــم آيــا ابــلاغ كــــردم؟