اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 215

صفحه 215

روايت ديگر است فرمود: «و إن اشتبه الأمر إليكم فقفوا و ردّوه إلينا» اگر امر بر شما مشتبه شد توقف كنيد و به خود ما برگردانيد (بحارالأنوار: 52/ 123 بنقل از أمالي مفيد در اين مورد روايت زياد است، براي روشن شدن مطلب به كتابهاي مربوطه از قبيل كتاب امامت بحار و اصول كافي و غيرهما مراجعه شود. 2- در خصوص روايت متن كه ممكن است اين اشكالها به نظر آيد 1- يك نوزاد چگونه مي‌تواند سخن گويد؛ 2- بچه دو سه روزه، چطور ممكن است، آن همه كتابهاي آسماني را بداند؛ 3- در مدت كوتاهي، آن همه كتابها را چگونه براي رسول خدا صلي الله عليه و آله خواند با اينكه ماهها زمان مي‌برد تا آنها تماماً تلاوت شود وو .. اولًا اينها بچه بظاهر دو و سه روزه‌اند ولي بر گرديم به عقب و كتابها و مصادر را در نظر گرفته به اين معنا فكر كنيم كه اينها آفرينش آغازين ماسوي اللّه‌اند بلي از نظر وجود مادي بچه هستند ولي اينها عرشيان مجردند كه خداوند تمامي مخلوقات را با حضور و شهود اينها آفريده است براي اطلاع بيشتر به سرچشمه حيات مؤلّف از صفحه 18 ببعد رجوع نمائيد. از نظر تكويني به خيلي از مسائل عادي فائقند مگر طبق نص صريح قرآن كريم عيسي بن مريم و بچه خاندان عزيز مصر در بچه گي حرف نزدند بالاتر از اين مگر تاريخ معتبر، قرآن خواندن سر مبارك امام حسين عليه السلام را در نوك نيزه بما باز گو نكرده است اما خواندن آنهمه كتاب در مدت كوتاه، اگر زمان قديم بود باز با دلائل بالا جواب مي‌داديم ولي در عصر فضا و در زمان اينترنت و رايانه و امثال اين اختراعات، پذيرفتن اين گونه مطالب خيلي آسان است چون مي‌بينيم بشر در مدت چند ثانيه ميلياردها اطلاعات و مطالب را در ايت تكنيكها رد و بدل مي‌كند بخصوص اين رد و بدل‌ها در ميان سلسله جنبانان عالم امكان و جهان آفرينش چه مشكلي دارد وانگهي يك جمله از روايت جوابگوي اين اشكال است، آنجا كه فرمود: «ثمّ عاد إلي حال طفوليّته» سپس به حالت بچگي اش بر گشت، از اين سخن معلوم مي‌شود كه اين بده بستانها و رد وبدل‌ها با حالت فوق بشريت و با مقام وراي عالم عادي، صورت گرفته و انجام يافته است (قبلًا در پاورقي روايات بودن اميرمؤمنان عليه السلام با تمامي انبياء را آورديم به آنجا مراحعه شود) البته اين مقام و اين مسائل آن وقت براي ما حل است كه به قول آن چوپان بياباني كه بالاي تلّي نشسته بود و عارفي ازآنجا مي‌گذشت، ديد گله گوسفند را چند گرگ شباني مي‌كند و گوسفندان ره گم كرده را با دُمِ خود بر گردانده به گلّه مي‌رسانند، با تعجب گفت: متي إصطلح الغنم مع الذئب گو سفندان كيَ باگرگ همسو شده و عقد أخوت بسته‌اند؟! ديد شبان از بالاي تل جواب داد حين اصطلح الرّاعي مع مولاه همسوئي و برادري آنها آن وقت ببار نشست و حقيقت پيدا كرد، كه شبان با مولاي خود همسو شد و طرح دوستي افكند. (از كتاب لئالي الأخبار).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه