اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 343

صفحه 343

زمين بغداد پس فرمود: ما تدعي هذه الأرض؟ قالوا: بغداد، قال: نعم تبني ههنا مدينة، و ذكر وصفها و يقال: إنه وقع من يده سوط فسأل عن أرضها، فقالوا: بغداد، فأخبر أنه يبني ثم مسجد يقال له مسجد السوط. «1»

اين جا چه ناميده مي شود؟ گفتند: بغداد، فرمود:

بلي بنا شود در اينجا شهري و ذكر نمود اوصاف آن را، و گفته مي شود كه تازيانه از دستش افتاد پس از زمينش پرسيد؟ گفتند: بغداد، پس خبر داد كه بنا مي شود بغداد و مسجدي كه مسجد «سوط» ناميده مي شود. (يعني در زمين افتادن تازيانه (سوط).

3- ... مفضل‌گفت: اي آقاي من چگونه مي شود دار الفاسقين (يعني بغداد) در آن زمان؟ فرمود: في لعنة اللَّه و سخطه تخربها الفتن و تتركها جماء فالويل لها و لمن بها كل الويل من الرايات الصفر، و رايات المغرب، و من يجلب الجزيرة و من الرايات التي تسير إليها من كل قريب أو بعيد. درلعنت خدا و غضب او، ويران مي كند آن را فتنه ها و رها سازد باير پس واي برآن و هركهِ در آن هست تمام واي، از پرچم هاي زرد، و پرچمهاي مغرب و هركس كه جلب مي كند او را جزيره، و از پرچمهائي كه سير مي كند به سوي آن از همه جاي نزديك و دور،

واللَّه لينزلن بها من صنوف العذاب ما نزل بسائر الأمم المتمردة من أول الدهر إلي آخره، و لينزلن بها من العذاب ما لا عين رأت و لا أذن سمعت بمثله و لا يكون طوفان أهلها إلا بالسيف، فالويل لمن اتخذ بها مسكنا فانّ المقيم بها يبقي لشقائه، و الخارج منها برحمة اللَّه و اللَّه ليبقي من أهلها في الدنيا حتي يقال: إنها هي الدنيا، به خداقسم البته فرود آيد بر آن، از هرگونه عذاب، آن گونه كه به ساير امتهاي متمرد نازل شده است از اول روزگار تا آخر آن، و البته فرود آيد بر آن از عذاب، نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده است به مانند آن، و نباشد طوفان اهل آن مگر با شمشير پس واي بر كسي كه آن را براي خود مسكن قرار دهد، اقامت كننده در آن باقي مي ماند برشقاوتش و بيرون رونده از آن در رحمت خداست، به خدا قسم البته مي ماند از اهل آن در دنيا تا گفته شود همانا دنيا تنها آن (بغداد) است؛

و إنّ دورها و قصورها هي الجنة، و إن بناتها، هنّ الحور العين، و إن ولدانها هم الولدان و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه