اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 404

صفحه 404

و (دوباره) به مردي مرور مي كني در كنار راه كه نابينا است و از او (هم) آب مي خواهي برايت آب مي دهد و از حالت مي پرسد و به او بگو و او را (نيز) به اسلام دعوت كن او تسليم مي شود و با دستت هردو چشم اورا بمال كه خداي عز و جل هردو چشمش را به او برمي گرداند و به تو تبعيت مي نمايد و آن دو (نفر) ترا به خاك مي سپارند: سپس سواره ها ترا تعقيب مي كنند وقتي كه نزديك قلعه رسيدي در چنين محلي اسب سوارها به تو مي رسند: از اسبت پياده شو و به غار برو و «در آن غار» فاسق هائي از جن و انس در خون تو شريك مي شوند!».

عمرو همه اين كارهاي (سفارشي حضرت را) انجام داد و به آن دو مرد رسيد و به آنها گفت: بالا برويد و آيا چيزي مي بينيد؟ گفتند: يك دسته سوار مي آيند، پس از اسبش پياده شد و داخل غار شد و اسبش رالخت كرد؛

هنگامي كه داخل غار شد «مار سياهي» اورا زد و قشون رسيدند و اسب لختش را ديدند گفتند: اين اسب اوست و در نزديكي است: و به غار داخل شدند (ديدند مرده است) به هرجاي بدنش دست زدند از بدنش جدا شد و سرش را برداشتند به معاويه آوردند و به نيزه نصب نمود و آن اول سري است كه در اسلام به نيزه زده شد. «1»

2- محمد بن علي صواف، از حسين بن سفيان، از پدرش از شمير بن سدير الأزدي گفت: علي عليه السلام به عمرو بن حمق خزاعي فرمود: أين نزلت يا عمرو؟ قال: في قومي، قال: لا تنزلن فيهم، قال: أفأنزل في بني كنانة جيراننا؟ قال: لا، قال: أفأنزل في ثقيف؟ قال فما تصنع بالمعرة والمجرة؟ قال: و ماهما؟ قال: عنقان من نار يخرجان من ظهر الكوفة، يأتي أحدهما علي تميم و بكر بن وائل، فقلّما يفلت منه أحد و يأتي العنق الأخري فتأخذ علي الجانب الأخري «2» من الكوفة فقلّ من يصيب منهم، إنما هو يدخل الدار فتحرق (فيحرق) البيت و البيتين: قال: فأين أنزل؟ قال: انزل في بني عمرو بن عامر من الأزد، قال: فقام قوم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه