اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 406

صفحه 406

؟ فقال نعم ياميثم .... «1»

آيا به تو مژده ندهم اي ميثم؟ گفت: به چه چيزي اي مولاي من؟ فرمود: براين كه تو به دار زده شده و مي ميري! گفت: اي مولاي من بر دين اسلام (مي ميرم)؟ فرمود: بلي اي ميثم آيا مي خواهي محلي را كه به دار زده مي شوي و درخت خرمائي كه به آن آويخته مي شوي، نشانت دهم؟! گفت بلي اي اميرمؤمنان، پس حضرت تمامي آنها را مشروحاً به ميثم نشان داد ...

2- إبراهيم ثقفي در كتاب الغارات روايت كند از أحمد بن حسن ميثمي گفت: ميثم تمار غلام علي عليه السلام برده زني از بني اسد بود، علي عليه السلام او را از آن زن خريد و آزادش كرد روزي به او فرمود: ما اسمك؟ قال: سالم، فقال: إن رسول اللَّه صلّي اللَّه عليه وآله أخبرني أن اسمك الذي سماك به أبوك في العجم ميثم، قال: صدق اللَّه و رسوله و صدقت، هو (واللَّه) اسمي، قال: فارجع إلي اسمك و دع سالما، و نحن نكنيك به، فكنّاه أبا سالم. «2»

نامت چيست؟ گفت: سالم، فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله به من خبرداده است: نامي كه پدرت ترا در عجم به آن ناميده «ميثم» است گفت: خدا و رسولش و شما راست گفتيد به خدا فسم نام من همان است.

فرمود: به اسمت برگرد و سالم را رها كن و ما ترا با آن كنيه مي دهيم، پس اورا ابا سالم مكنّا نمود.

علي عليه السلام او (ميثم) را بر اسرار زياد مطلع كرد و علم زياد را (در اختيار او گذاشت و) به او تعليم نمود ميثم بعض آنها را بيان مي كرد گروهي از اهل كوفه بر او شك مي كردند و امام را به خرافه گوئي و پوچ و فريب، نسبت مي دادند، تا اين كه روزي در محضر حضرت خلق زياد از اصحابش كه شك كننده و مخلص هردو بودند فرمود:

يا ميثم إنك تؤخذ بعدي و تصلب، فإذا كان اليوم الثاني ابتدر منخراك و فمك دماً حتي تخضب لحيتك، فإذا كان اليوم الثالث طعنت بحربة فتقضي عليك، فانتظر ذلك، و الموضع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه