اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 444

صفحه 444

خرجت عند امّ الفضل بنت الحارث ليس معكما أحد، ثمّ قلت: ان أُصبت في سفري هذا فللفضل كذا و كذا و لعبداللَّه كذا و كذا» «1»

پس كجاست آن مالي كه گذاشتي در مكه هنگام بيرون آمدنت نزد ام فضل دختر حارث (زنت) كسي پيش شما نبود! بعد گفتي: اگر در اين سفر بلائي به سرم آمد پس براي فضل از اين مال اين قدر و براي عبداللَّه اين قدر.

2- وقتي كه نوفل بن حارث در بدر اسير شد حضرت فرمود: به خودت فداء بده، گفت: من مالي ندارم اي رسول خدا فديه بدهم فرمود: «أفد نفسك برماحك التي بجدّة» «2»

فديه بده به خودت آن تيرهائي را كه در جدّه گذاشتي!.

3- عبداللَّه بن عباس گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله به پدرم فرمود: «ياعباس ويل لذريّتي من وُلدك و ويل لولدك من ولدي» «3»

واي برذريه من ازاولادتو و واي براولاد توازاولاد من 4- رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «ويل لأمتي من الشيعتين شيعة بني امية و شيعة بني العباس و راية ضلالة» «4»

واي بر امت من از (دست) دو گروه، گروه بني اميه و گروه بني عباس و پرچم گمراه كننده.

4- عباس بن عبدالمطلب پسرش عبداللَّه را براي كاري پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله فرستاد ديد مردي آنجا، با حضرت صحبت مي كند، برگشت فرمود: اورا ديدي؟

گفت: بلي فرمود: او جبرئيل بود، «أما انّ ابنك لن يموت حتي يذهب بصره و يؤتي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه