اسلام فراتر از زمان‌ صفحه 60

صفحه 60

چون (ترونها: صفت براي عَمَد است معنيش چنين مي شود: آسمانها را بدون ستوني كه مرئي باشد: برافراشته است: و لازمه آن وجود ستوني براي آسمان است:

اما ستوني نامرئي!. اين آيه با توجه به حديثي كه در تفسيرآن وارد شده است: پرده از روي يك حقيقت علمي برداشته كه در زمان نزول آيات: بر كسي آشكار نبود: چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمامتر: بر محافل علمي جهان و بر افكار مردم حكومت مي كرد: و طبق آن آسمانها به صورت كراتي تو در تو همانند طبقات پوست پياز روي هم قرار داشتند و طبعا هيچ كدام معلق و بي ستون نبود:

بلكه هر كدام بر ديگري تكيه داشت: ولي حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات:

علم و دانش بشر به اينجارسيد كه افلاك پوست پيازي: به كلي موهوم است و آنچه واقعيت دارد: اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود: معلق و ثابتند: بي‌آنكه تكيه گاهي داشته باشند: و تنها چيزي كه آنها را در جاي خود ثابت مي‌دارد: تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكي ارتباط با جرم اين كرات دارد و ديگري مربوط به حركت آنهاست.

اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئي: كرات آسمان را در جاي خود نگه داشته است.

اين همان است كه حسين بن خالد گويد: از امام ابي الحسن الرضا عليه السلام پرسيدم، اين كه خداوند فرموده و السماء ذات الحبك (سوگند به آسمان كه داراي راههاست) يعني چه: فرمود: اين آسمان راههائي به سوي زمين دارد ... حسين بن خالد مي‌گويد عرض كردم چگونه مي‌تواند راه ارتباطي با زمين داشته باشد در حالي كه خداوند مي‌فرمايد آسمانها بي ستون است: امام فرمود: سبحان اللَّه، أليس اللَّه يقول بغير عمد ترونها؟ قلت بلي، فقال ثم عمد و لكن لا ترونها: عجيب است: آيا خداوند نمي‌فرمايد بدون ستوني كه قابل مشاهده باشد؟ من عرض كردم آري: فرمود: پس ستونهائي هست و ليكن شما آنها را، نمي بينيد.

3- وَ السماءَ رَفَعَها وَ وَضعَ الْمِيزانَ. «1» ص: 104

و آسمان را برافراشت و ميزان و قانون (در آن) گذاشت.

در اين آيه به نعمت آفرينش آسمان اشاره كرده، مي‌فرمايد: خداوند آسمان را برافراشت (و السماء رفعها).

اين آسمان برافراشته با تمام مفاهيمش آيت عظيمي از آيات خدا است، و در طريق معرفتش به انسانها بهترين كمك را مي‌كند،

سپس به سراغ نعمت ديگر مي‌رود، و مي‌فرمايد: خداوند ميزان را قرار داد (و وضع الميزان)

ميزان به معني سنجش است، پس هر قانون تكويني و دستور تشريعي را شامل مي‌شود، چرا كه همه وسيله سنجشند

درست است كه ميزان در لغت به معني ترازو و وسيله وزن كردن سنگيني اجسام است، اما مسلما ميزاني كه در اين آيه، بعد از ذكر آفرينش آسمان به آن اشاره شده مفهوم گسترده‌اي دارد كه هر وسيله سنجش و همه قوانين تكوين و تشريع را فرا مي‌گيرد، نه فقط وسيله سنجش وزن اجناس.

اصولا برافراشته بودن آسمان و نظم دقيقي كه بر مليونها كره آسماني حاكم است بدون ميزان و قوانين حساب شده‌اي امكان پذير نيست.

و اينكه مي‌بينيم در بعضي از عبارات ميزان به معني قرآن يا به معني عدل يا به معني شريعت يا ترازو تفسير شده است در حقيقت هر كدام اشاره به مصداقي از اين مفهوم كل و گسترده است.

اگر ميزان و قانون از عالم بزرگ برچيده شود راه فنا و نابودي پيش مي‌گيرد، و اگر زندگي شما هم فاقد نظم و ميزان باشد رو به فنا خواهيد رفت.

چه تعبير جالبي كه از كل عالم هستي به انسان منتقل مي‌شود، و قوانين حاكم بر آن عالم كبير را با قوانين حاكم بر زندگي انسان عالم صغير هماهنگ مي‌شمرد، و اين است حقيقت توحيد كه اصول حاكم همه جا يكي است.

از آنچه گفتيم روشن مي‌شود اينكه در بعضي از روايات ميزان به وجود امام (عليه‌السلام) تفسير شده به خاطر آن است كه وجود مبارك امام معصوم وسيله‌اي است براي سنجش حق از باطل و معياري است براي تشخيص حقايق، و عامل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه