- تقدیم به: 1
- اهمیت تبلیغ دین 2
- پیشگفتار 2
- بخش اوّل: بایستههای مبلّغ دین 6
- تذکّر 6
- 1. اخلاص 9
- فصل اول: فردی 9
- اشاره 9
- روایات 11
- 2. توکل 13
- اشاره 13
- روایات 14
- 3. ایمان راسخ به رازقیت پروردگار (مناعت طبع) 16
- اشاره 16
- روایات 18
- 4. توسل به اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه به امام زمان (عج) 19
- اشاره 19
- روایات 21
- اشاره 22
- 5. علم برای عمل و تزکیه نفس 22
- روایات 24
- 6. تواضع و فروتنی در برابر مردم 26
- اشاره 28
- 7. دوری از شهرت طلبی 28
- روایات 29
- 8. پرهیز از گفتار به غیر علم و شجاعت در گفتن «نمیدانم» 31
- اشاره 31
- روایات 32
- اشاره 34
- 1. بهرهگیری از اساتید بزرگ 34
- فصل دوم: اجتماعی 34
- فواید انس با علما 36
- مشورت با دیگران (عرضه مطالب بر اساتید) 37
- روایات 38
- اشاره 41
- 2. برنامهریزی و تدوین بحث قبل از جلسه 41
- آرامش روحی 42
- تمرین قبل از اجرا 43
- ایجاد شبهه 43
- روایات 44
- اشاره 45
- 3. نوگرایی و نوآوری در شیوه تبلیغ 45
- ذکر لطایف شادیبخش در منبر 47
- روایات 48
- اشاره 50
- 4. ارتباط دوستانه با مخاطبین 50
- راه درست ایجاد انس با مخاطب 51
- روایات 53
- 5. احترام به آداب و رسوم فرهنگی مردم 54
- اشاره 54
- عدم ورود به منازعات فردی و محلی 55
- روایات 56
- 6. آراستگی ظاهری 57
- اشاره 57
- مبلّغ و تجمل گرایی! 58
- رعایت زی طلبگی 58
- سخنرانی و بیان معارف دین توسط غیر ملبّسین 59
- روایات 60
- اشاره 62
- 1. محوریت قرآن و عترت 62
- فصل سوم: سخنرانی 62
- مبلّغ باید: 63
- طلیعه سخن با نور قرآن 65
- روایات 65
- دین شناسی نه دین سرایی 65
- 2. خوف و رجاء 68
- اشاره 68
- روایات: 70
- 3. بهره گیری از ضرب المثل و ... 72
- اشاره 72
- یک خاطره، یک عبرت 73
- روایات 74
- اشاره 75
- 4. ذکر تاریخ و عبرتهای آن 75
- روایات 77
- اشاره 78
- 5. سخن در حد نیاز (دوری از افراط و تفریط) 78
- روایات 79
- 6. پرهیز از اطاله کلام 81
- اشاره 81
- روایات 82
- اطاله کلام بدون علت 82
- 7. علمی و عمیق ولی قابل درک و فهم 84
- اشاره 84
- روایات 85
- اشاره 87
- 8. محکم و متقن سخن گفتن 87
- روایات 89
- اشاره 90
- 9. اولویت سنجی با توجه به نیازهای واقعی مخاطبان 90
- چگونگی عکس العمل مخاطب 92
- روایات 93
- اشاره 95
- 10. رعایت مناسبتهای ویژه 95
- توجه به مناسبتهای ویژه متناسب با مستمعین 96
- روایات 97
- 11. توجه به نظم و انضباط در زمان جلسات 98
- اشاره 98
- رعایت تقوا در گرو رعایت نظم 99
- روایات 100
- اشاره 102
- 12. هدف، تربیت و اصلاح 102
- وظیفه مبلّغ در مجالس ترحیم 103
- روایات 104
- علل تزلزل روحی 105
- اشاره 105
- 13. حفظ آرامش و وقار 105
- روایات 106
- 14. پرهیز از گفتار، رفتار و حرکات اضافه و غیر ضروری 107
- اشاره 107
- ذکر چند مورد: 107
- روایات 109
- 15. نوشتن سخنان بعد از سخنرانی 110
- اشاره 110
- روایات 111
- فواید نوشتن و یادداشت کردن سخنان: 111
- 16. پرهیز از ورود به مباحث حزبی 113
- اشاره 113
- مبلّغ حق باشیم نه حزب خاص 114
- اشاره 115
- 17. استقلال در انتخاب موضوع 115
- سخن طبق وظیفه نه میل دیگران 116
- مبلّغ، ابزار دیگران 116
- روایات: 117
- یادآوری 119
- بخش دوم: روش سخنرانی 119
- 1. اهمیت بیان احکام 122
- فصل اوّل: بیان احکام و فروعات فقهیه 122
- 2. نکات مهم در بیان مسأله شرعی 124
- 3. روشهای بیان مسائل فقهی 129
- اشاره 137
- فصل دوم: بیان معارف دینی و اخلاقیات 137
- 1. شیوه بیان معارف دینی (در چهار مورد یاد شده) 139
- اشاره 140
- اول: تکیه بر استدلال 140
- 2. اعتقادات 140
- بیان اعتقادات از دو منظر مورد توجه است 140
- دوم: توجه دادن به تهذیب نفس 141
- 3. اخلاقیات 145
- 4. تفسیر 148
- 5. تاریخ 151
- اشاره 154
- بخش سوم: مرثیه خوانی 154
- 1. مراجعه به کتابهای معتبر 157
- فصل اوّل: نکات لازم و ضروری 157
- 2. نقل صحیح واقعه تاریخی 159
- اشاره 159
- یک خاطره، یک عبرت: 159
- 3. تأثیر پذیری از ذکر مصیبت 161
- انتخاب کلمات در شأن اهل بیت 163
- اشاره 163
- 4. حفظ شأن و جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) 163
- پرهیز از ذکر مصائب سنگین 164
- نقل صحیح کلمات ائمه (علیهم السلام) 165
- 5. استفاده از اشعار 167
- 1. مدّاحی با مرثیه خوانی تفاوت دارد! 169
- فصل دوم: سخنی با مداحان عزیز 169
- 2. مدح در قالب اشعار 172
- 3. پندیات 174
- 4. سخن در حد معلومات 175
- داستانی از حضرت موسی (ع) 176
- اشاره 176
- 5. دنیا پاداش خادمان اهل بیت (علیهم السلام) نیست 176
- 6. لزوم اقدام شاعران و ذاکران فرهیخته و پیشکسوت 178
- 7. قابل توجه صاحبان هیئات و جلسات مذهبی 179
روایات:
1- امام صادق (ع) فرمود:
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّی یَکُونَ خَائِفاً رَاجِیاً وَ لا یَکُونُ خَائِفاً رَاجِیاً حَتَّی یَکُونَ عَامِلًا لِمَا یَخَافُ وَ یَرْجُو. (1)
مؤمن، مؤمن نباشد تا آنکه ترسان و امیدوار باشد و ترسان و امیدوار نباشد تا برای آنچه میترسد و امیدوار است عمل کند.
2- امام صادق (ع) فرمود:
کانَ ابی عَلَیه السَّلام یَقُولُ: إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَی هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَی هَذَا. (2)
پدرم فرمود: هیچ بنده مؤمنی نیست جز آنکه در دلش دو نور است: نور ترس و نور امید، اگر این، وزن شود، از آن افزون نباشد و اگر آن، وزن شود، از این افزون نباشد.
3- امام صادق (ع) فرمود:
یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَخَافَ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَوْفاً کَأَنَّهُ مُشْرِفٌ عَلَی النَّارِ وَ یَرْجُوَهُ رَجَاءً کَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّة. (3)
سزاوار است برای مؤمن که بترسد از خدا، گویا که او مشرف بر آتش است و آن چنان به او امید داشته باشد گویا از اهل بهشت است.
4- امام علی (ع) فرمود:
1- اصول کافی، 3/ 114
2- همان، 3/ 114
3- وسائل الشیعه، 11/ 181