گلستان سخنوران - جلد اول صفحه 347

صفحه 347

گفتند همان شد.»(1)

حبیب و کوفه

پس از مرگ معاویه به اهل کوفه خبر رسید که امام حسین علیه السلام از مدینه خارج شده و از بیعت با یزید سر باز زده است. حرکت امام به سوی مکه بسیار معنا دار بود. شیعیان حضرت در منزل «سلیمان بن صرد خزاعی» جمع شدند. بنا شد که نامه هایی به سوی امام نوشته شود و همگی حضرت را به کوفه دعوت کنند. خطبا هم در نماز جمعه ها مردم را به این مسئله سوق دهند. از جمله کسانی که به امام نامه نوشت و حضرت را به کوفه دعوت کردند، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و سلیمان بن صرد ... بودند.(2)

این گونه گفته اند: هنگامی که مسلم بن عقیل وارد کوفه شد و به منزل مختار فرود آمد، شیعیان رفت و آمد با ایشان را شروع کردند.(3) در برابر او برخی از سخنوران چون عابس بن ابی شبیب شاکری به سخن برخاستند. پس از وی حبیب از جای برخاست و عابس را مدح بلیغی کرد و گفت: خدا رحمتت کند، البته آن چه در باطن داشتی در قالب جملاتی کوتاه بر زبان آوردی! در حالی که به خدایی که جز او معبودی نیست. ما همه بر همان راهی هستیم که تو بر آن استوار گشته ای.»(4)

ورود حبیب به کربلا

«روزی حبیب با عیالش مشغول صرف نهار بودند، در را زدند حبیب رفت دم در دید عربی گرد آلود نامه ای به حبیب داد و با سرعت برگشت!.

نامه را همانجا باز کرد دید از امام حسین علیه السلام به این مضمون است «من الحسین

1- رجال الکشی، ص 78، ش 133/ مامقانی، تنقیح المقال، ج 2، ص 328.

2- ابصارالعین، ص 25/ الارشاد، ج 2، ص 37/ الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 533.

3- اللهوف، ص 108/ الارشاد، ج 2، ص 41/ الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 555، الاخبارالطوال، ص 341

4- ابصارالعین، ص 102.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه