گلستان سخنوران - جلد دوم صفحه 227

صفحه 227

زندگی او.

یا کسی اولاد دختر دارد هی دعا و ناله و روضه نذر کردنها و توسلات، آخرش از خدا می گیرد ولی آن پسر می شود بلای جان و مال و زندگی او، که اگر به صلاحدید خدا، تن می داد، هیچ وقت آن گرفتاری هابرایش پیش نمی آمد.

دقت و بر رسی در حالات و کیفیت زندگی انبیاء و اولیاء و و بندگان صالح خدا، ما را به این نتیجه می رساند که، در تمام دوران زندگی، خود را دربست، در اختیار و مشیت خدا قرار داده بودند، هیچ وقت بر خلاف مشیت و رضای خدا، کاری را انجام نمیدادند و شکایتی بر زبان نمی آوردند.

از بالای دار رفتن گرفته تا زیر تیغ دشمن رفتن، کوچکترین کلمه ای که، کاشف از نارضائی آنها باشد، به زبان نیاورده و درتاریخ ثبت نگردیده است.

قاتل امیرمؤمنان علیه السلام را دست بسته به محضرش می آورند در حالی که می لرزید، با اینکه خود غرق در خون بود، به فرزندانش فرمود: اگر من از دنیا رفتم، اگر می توانید او را ببخشید و گرنه فقط یک شمشیر به او بزنید و بیشتر اذیتش نکنید

اگر من زنده ماندم، او را خواهم بخشید، در حال تب و تاب، برایش شیر می آورند، شیری که یکی از یتیمان بی سرپرست بنمایندگی از یتیمان و بی سرپرستان دیگر آورده، تا بخورد و جلوی سرایت زهر شمشیر زهر آلود قاتل را بگیرد و به بدن مبارک سرایت نکند و از دست بیچارگان و بی سرپرستان و مظلومان، نرود، سؤال می کند آیا از این شیر به ابن ملجم نیز دادید؟! جواب می شنود نه، فرمود: اول از این شیر به او بدهید تا خیالم راحت شود و بعد من می خورم، فرزندانم او اسیر شماست با اسیر خود مدارا داشته باشید!!!.

چرا آن شخصیت دوم جهان آفرینش این رفتارها و بزرگواری ها را از خود نشان می دهد، چون رضای او بسته به رضای خداست و شکایتی هم ندارد چون در راه او و درخانه او (مسجد کوفه) به آن روز افتاده است.

یا فرزند دلبندش حسین علیه السلام را می بینند در گودی قتلگاه افتاده و لبهای مبارکش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه