گلستان سخنوران - جلد دوم صفحه 367

صفحه 367

پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت: آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته اند دروغی مصلحت آمیز به ز راستی فتنه انگیز"

به هرحال، باید از غلبه نومیدی برفکر و روان و زندگی جلوگیری کرد و به راه های موفقیت و گره گشایی ازمشکلات وبندهای زندگی خود و دیگران اندیشید وبرنامه ریزی کرد.

عزیزان با توجه به مطالب مذکور، معنای فرمایشات امامان علیهم السلام به ما روشن می شود که فرمودند: بسی در نومیدی امید و در امید نومیدی هست.

و در این مورد سرگذشت ها و جریان های زیادی درتاریخ و در مدت عمر خود دیده و شنیده ایم و نباید یأس و نومیدی را به مغز خود راه دهیم.

تمام گردن کشان و زور گویان عالم، به امید رسیدن به یک زندگی پایدار و ایده آل، نمرودها ابراهیم ها را به آتش انداختند که به فونداسیون و ریشه سلطنت خودشان، استحکام بخشند، ولی با پیشامدهای نسوختن و گلستان شدن آتش، تیشه به ریشه خود زده و از صفحه روزگار برچیده شوند، یحیاها را از دم تیغ گذراندند که فرمان روائی خود را، به کمال برسانند ولی باقدرت و نیروی مافوق بشری، ازمیان برداشته شدند.

حجاج ها کعبه و قبله مسلمین را، به آتش کشیدند و با فروریختن وسایل آتش زا، خواستند، بع فرمانروائی و تسلط خود ادامه دهند، ولی این آرزو هارا باخود به گوربردند.

یزید در دوران سه سال و اندی حکومت خود، مردم مدینه را، قتل عام نمود و نوامیس مردم را به لشکرش حلال نمود و کعبه را وسیله منجنیق های آتش زا، ویران ساخت و واقعه جانسوز و دلخراش کربلا را پیش آورد و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به اسارت برد و در مجلس خود به سر مطهر امام، چه جسارتها و لبخندهای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه