گلستان سخنوران - جلد دوم صفحه 467

صفحه 467

مدینه به طرف مکّه روانه شد تا با عبدالله بن زبیر بجنگد و در بین راه وفات کرد، در مرض مرگش گفت: «خدایا اگر بعد از اطاعت از خلیفه و کشتار اهل مدینه را به جهنم ببری معلوم می شود که من خیلی بدبختم.»(1) یعنی من کشتار اهل مدینه را در راه اطاعت خلیفه انجام دادم و بدین وسیله به خدا تقرب جستم.

با توجه به مطالب مذکور در این مجلس نهضت و قیام و شهادت امام حسین علیه السلام در موقعیتی پیش آمد که میرفت از اسلام خبری نماند و در زیر خاک دفن شود، این بزرگوار با بذل جان و مال و جوانان خود و به اسارت دادن اهل حرم، تشکیلات استبدادی را، بهم ریخت و کاخ ظلم و ستم را به لرزه در آورد و بساط یزید و یزیدیان را برچید و تخت نظام خود خواهانه آنان را واژگون ساخت.

از یک طرف اطاعت مسلمانان از خلیفه به این حد رسیده بود که شمربن ذی الجَوشن، وقتی بعد از شهادت حضرت سید الشهداء علیه السلام مورد سرزنش قرار گرفت، در جواب گفت: «وای بر شما، کار ما اطاعت از خلیفه بود. اگر ما اطاعت خلیفه نمی کردیم، مثل این چهارپایان بودیم!(2)

یزید کسی بود که خیال می کرد بعد از شهادت حضرت سید الشهداء علیه السلام همه چیز اسلام تمام شده است و دیگر کسی نیست تا در مقابل او بتواند قیام کند و در آن مجلس که سر حضرت سید الشهداء علیه السلام را آوردند، حقیقت خود را با خواندن این اشعار اظهار کرد:

«لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلکِ فَلا خَبَر جاءَ وَلا وَحیٌ نَزَلَ

لَستُ مِن خِندِفَ أن لَم انتَقِم مِن بَنی أحمَدَ ما کانَ فَعَلَ

قَد قَتلنا القَرم مِن ساداتِهِم وَ عَدَلنا مَیلَ بَدرٍ فاعتَدَلَ»(3)

1- تاریخ یعقوبی، 2/ 251؛ تاریخ ابن کثیر، 8/ 225.

2- تاریخ الاسلام ذهبی، 3/ 18 ج 19.

3- ابن اعثم و خوارزمی و ابن کثیر نقل کرده اند که وقتی یزید با سر اباعبدالله علیه السلام رو به رو شد به ابیات زیر، که در اصل سروده ی ابن زِبَعری است، تمثل جُست. 1 لیت اشیاخی ببدر شهدوا*** جزع الخزرج من وقع الاسل 2 لا هلّوا و استهلّوا فرحا*** ثم قالو یا یزید لا تشل 3 قد قتلنا القرم من ساداتهم*** و عدلنا میل بدر فاعتدل ابن اعثم گوید: پس از سه بیت مذکور، یزید بیت زیر را از خود انشاء کرد: 4 لست من عقبه ان لم انتقم*** من بنی احمد ما کان فعل صاحب تذکره خواص الامّه گوید: در جمیع روایات تاریخی این نکته مشهور است که وقتی یزید سر ابا عبدالله الحسین را در برابر خود قرار داد اهل شام را جمع کرد و در حالی که با خیزرانی که در دست داشت به سیر حسین علیه السلام می زد این اشعار ابن زبعری را بر زبان راند: لیت اشیاخی ببدر شهدوا*** جزع الخزرج من وقع الاسل قد قتلنا القرن من ساداتهم*** و عدلنا میل بدر فاعتدل صاحب تذکره از قول شعبی می گوید: که پس از ابیات مذکور، یزید ابیات زیرا را خود بر آن افزود: 5 لعبت هاشم بالملک فلا*** خبر جاء و لا وحی نزل لست من خندف ان لم انتقم*** من بنی احمد ما کان فعل در اینجا ذکر چند نکته ضروری است: الف) اشعار ابن زبعری بسیار مشهور بوده است چنان که راویان، قبل از آنکه یزید به بعضی از آنها تمثل جوید، آنها را ذکر کرده بودند. یزید تنها بیت دوم و چهارم و پنجم را از خود بر آن ابیات افزوده است. البتّه راویان بعدی از او این ابیات را گرفته اند و بر آنچه که اصلًا از ابن زبعری بوده، افزوده اند و در نتیجه این در الفاظ روایات به وجود آمده است. ب) ابیات ابن زبعری در سیره ی ابن هشام (3/ 97) و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (2/ 382) وارد شده است. در فتح ابن اعثم (5/ 241) و تاریخ ابن کثیر (8/ 192) چنین آمده که یزید پس از بیت دوم، به بیت زیر که باز از اشعار ابن زبعری است تمثیل جست: حسین القت بقیاء برکها*** و استحر القتل فی عبد الاشل در مقتل خوارزمی (2/ 48) قبل از بیت اوّل، دو بیت زیر را دارد: - یا غراب البین ما شئت فقل*** انّما تندب امرا قد فعل کل ملک ونعیم زائل*** و بنات الدّهر یلعبن بکل و در کتاب فوق و نیز در کتاب اللهوف، ص 69 پس از بیت چهارم، بیت زیر آمده است. لعب هاشم بالملک فلا*** خبر جاء و لا وحی نزل در تاریخ ابن کثیر (8/ 204) بیت چهارم افتاده است و او آنها را از تاریخ ابن عساکر از قول «ربا» که پرستار یزید در دوران طفولیتش بوده، نقل می کند و تنها به ذکر بیت اوّل اکتفا می کند. همچنین ابو الفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیّین، ص 120 بیت اوّل و سوم را ذکر کرده است. نیز رک به طبقات فحول الشعراء، ص 200 و سمط النجوم العوالی، 3/ 199 و امالی ابوعلی قالی، 1/ 142-

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه