- تقدیم به 1
- پیشگفتار 2
- مختصری از زندگی نامه مؤلّف کتاب 4
- تالیفات چاپ شده از مؤلّف. 6
- کتاب های آماده به چاپ و در دست تألیف 9
- مجلس 57 آزمایش 11
- مجلس 58 اعتدال و میانه روی در همه چیز 23
- مجلس 59 درباره انفاق 37
- مجلس 60 انفاق و رهائی از تنگناها 52
- مجلس 61 دست گیری از مستمندان 63
- مجلس 62 نخستین نوشته لوح محفوظ 76
- مجلس 63 پاداش عمل متقابل و عدم تبعیض در اولاد 92
- مجلس 64 احترام به اولاد و عاق نبودن به آنها 102
- مجلس 65 صله رحم با یک جرعه آب یا با یک سلام و عفو و بخش! 118
- مجلس 66 اعلان جنگ به ربا خواران 129
- مجلس 67 ارزش اصالت 146
- مجلس 68 نماز و فواید پزشکی و بهداشتی آن 155
- مجلس 69 روزه و مسایل طبی و منافع آن 174
- مجلس 70 تکلیف به اندازه طاقت 189
- مجلس 71 رسیدن به فضل و کرم خدا با دعا و نیایش 204
- مجلس 72 صلاح بندگان را او می داند 219
- مجلس 73 صفات بندگان خدا 228
- مجلس 74 خوش اخلاقی 245
- مجلس 75 ایثار 260
- مجلس 76 کنگره های اسلامی 271
- مجلس 77 حج مظهر شکوه دین با بیان دیگر 292
- مجلس 78 حسد و اثرات سوء آن. 320
- مجلس 79 سخت گیری بر مقرّبان 335
- مجلس 80 آنها را رها ساز 350
- مجلس 81 بسی در نومیدی امید نهفته است 361
- مجلس 82 دنیاگذرگاه است نه اقامت گاه 368
- مجلس 83 شراب و قمار 383
- مجلس 84 سنجش شخصیت با ثروت 397
- مجلس 85 خطرات دنیای تک قطبی 411
- مجلس 86 پیشگوئی از رادیو و تلویزیون 420
- مجلس 87 سلول های زنده و سخن گفتن آنها 431
- مجلس 88 مطالبی شگفت آور از آیات و اخبار 443
- مجلس 89 نهضت کربلا و نقش امام حسین علیه السلام در احیای اسلام 452
- مجلس 90 عاقبت به خیری 468
- مجلس 91 عجایب خلقت آدمیان 487
- مجلس 92 دو چیز حد و مرز ندارد! 499
- مجلس 93 هر گونه محبتی را بهتر 512
- مجلس 94 خداوند رزق خود را 520
- مجلس 95 زنا 536
- مجلس 96 ادای امانت 543
- مجلس 97 شق القمر 550
- مجلس 98 پنج دستور برای موفقیت 562
- مجلس 99 جعفر بن ابیطالب 572
- مجلس 100 کیفیت خواندن نماز جعفر علیه السلام 586
- مجلس 101 تخریب قبور ائمه علیهم السلام 598
- مجلس 102 راسخون در علم 608
- مجلس 103 کسب معیشت با معصیت! 620
- مجلس 104 نقّاش اوست! 630
- مجلس 105 فوّاره هرچه بلند شود سرنگون شود (برمکیان و امثال آنان). 643
- مجلس 106 دعا و نیایش 661
- مجلس 107 مودت اهل بیت 672
- مجلس 108 ذی القربی 688
- مجلس 109 دنیامیخواهی یاآخرت؟!! 702
- مجلس 110 زندگینامه حضرت سکینه 716
- منابع و مصادر بی واسطه و با واسطه این کتاب 733
طولانی، گذر زمان، به دست آمده و گفته شده است، در جاهای بیشمار و مواقع زیاد، مصداق پیدا کرده و به حقیقت و واقعیت پیوسته است، از جمله آنها طایفه روبه ترقی برمکیان یکی از خاندان های با نفوذ ایرانی بودند که از آن سوی کشور پهناور ایران (بلخ) برخاسته و روی سیر طبیعی تاریخ به این سو آمده و توانستند در مدت کوتاهی به دستگاه خلافت امویان و عباسیان، راه یابند و شکوه و جلال خاصی به این خلافت هاببخشند.
خالد برمکی در دستگاه خلافت بنی امیه (عبدالملک ببعد) تایحیی برمکی و فرزندانش فضل و جعفر، از معروف ترین افراد این خاندان بودند که در دوره هارون الرشید قدرت زیادی کسب کردند. دوران با عظمت هارون تا حدود زیادی مرهون تلاش های این خاندان مشهور است.(1)
1- جستاری بر تاریخ و خاستگاه برمکیان نام« برمک» با« پَرَمک» که واژه سانسکریتی است، نزدیکی و قرابت بسیار دارد. تقریباً هردو به معنای مهتر، رئیس، و بلند مرتبه، است. اصل برمک« بَرَم» بوده که از واژگان زبان فارسی است؛ ولی بعدها در زبان پشتو به آخر آن« ک» اضافه شد که به معنای عظمت، شکوه و دبدبه است. درست مثل واژه های: ختک، هوتک، لویک، تورک، بارک و ... که همه برای احترام و تجلیل به کار می روند. اکنون نیز واژه برمک همین معانی را در بردارد و در واقع برای تجلیل و احترام خاندان( نه فرد خاص) به کار می رود. برخی از مورخان به این نکته عنایت داشته و در مورد جایگاه اجتماعی و مذهبی برمکیان گفته اند:« برمک، اسم دودمانی است که متولی معبد نوبهار بلخ بودند و هریک از( افراد) این خاندان به منصب سدانت و متولی می رسید، او را برمک می گفتند.»(- تاریخ افغانستان بعد از اسلام، ص 378.) و نیز دهخدا در این مورد می نویسد:« برمک، لقبی است که به رئیس روحانی معبد بودائی [ بهار] بلخ می دادند.»(- لغت نامه دهخدا، ذیل واژه برمک.) تاریخ تولد واژه برمک خاندان برمک در تاریخ به نام های: برامکه، برمکیان و آل برمک شناخته می شوند. به طور کلّی پیرامون زمان تولد واژه« برمک» دو دیدگاه وجود دارد: الف) زمان تولد واژه برمک به قبل از اسلام بر می گردد. بر این اساس، مشهورترین افراد این خاندان را می توان چنین برشمرد: 1. «ضرور»؛ وی نخستین فرد این خانواده بوده که مقام وزارت «شیرویه» را به عهده داشت. 2. «جاماس بن پشتاسف»؛ وی نخستین کسی است که لقب برمک بر او نهاده شد. 3. «جعفر برمکی» سومین فرد مشهور این خاندان است. او با دختر شاه چغانیان ازدواج کرد و سه فرزند بنام های: «حسن، خالد و عمر» حاصل این ازدواج بود. جعفر در عصر ولید بن عبدالملک (86- 96 ق.) زندگی می کرد. او در دمشق، به دربار خلیفه راه یافت و به مقام «سرمنشی» دستگاه خلافت نائل آمد. او بعد از مرگ عبدالملک، به مقام وزارت فرزند او- سلیمان بن عبدالملک (96- 99 ق.) رسید. 4. «خالد» فرزند جعفر برمکی، مرد سیاستمداری بود که در این خاندان صاحب جایگاه رفیع گردید. 5. «یحیی» فرزند خالد شخصیت صاحب نام دیگری این خاندان است. او در شعر و شاعری و کیاست و امور سیاسی مهارت تام داشت. او به خدمت عبدالملک مروان شتافت و نزد او مقام بلند یافت و در عهد هشام بن عبدالملک مسلمان شد. و نیز در زمان هارون الرشید، مقام وزارت دربار را کسب کرد. 6. «فضل» فرزند یحیی از دیگر چهره های نامدار این دودمان بود. وی در 23 ذیحجه سال 148 در مدینه چشم به جهان گشود. او برادر رضاعی هارون الرشید محسوب شده و برای مدتی مقام وزارت او را به دست آورد. و نیز ریاست حرم و دربار خلافت، و مسئولیت تعلیم و تربیت «محمدامین» فرزند خلیفه را به عهده داشت. 7. «جعفر» فرزند دیگر یحیی از دیگر چهره های شناخته شده خاندان برمکی است. او در سال 151 ق. در مدینه به دنیا آمد. از مهم ترین وظایف او به عهده گرفتن تعلیم و تربیت و پرورش «مأمون» فرزند دیگر هارون الرشید بود. 8. «موسی»، سومین فرزند یحیی، از دیگر چهره های صاحب نام این خاندان است. 9. «عمران» فرزند موسی نیز از مشاهیر معروف دودمان برمکی است. او در عصر خلافت مأمون عباسی، در وادی سند به قدرت و حکومت دست یافت و کارهای درخشانی در آن سامان از خود به یادگار گذاشت. (- جهت اطلاع بیشتر: ر. ک: تاریخ افغانستان بعد از اسلام، ص 373- 407 و منابع دیگر.) ب) برخی، زمان تولد واژه برمک را در زمان قیام این خاندان در سال 106 ق. می دانند: در یکی از منابع آمده است: «یوسف بن ابراهیم» که به یوسف البَرَمْ شناخته می شد در سال 106 ق. قیام کرد. و از همان زمان خاندان و بازماندگانش به برمکیان، برامکه و آل برمک شهرت پیدا کردند.» (- جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات آن، ص 89.) خاستگاه برمکیان کجاست؟ در اینکه زادگاه و خاستگاه برمکیان بلخ کهن است؛ تردیدی نیست. برخی از مورخان به این مطلب اشاره کرده اند. دهخدا در ذیل واژه بلخ و بیان توضیحات پیرامون آن می نویسد: «گویند برامکه از آنجا بوده.» (- لغت ناهه دهخدا، ذیل واژه بلخ.) بلخ سرزمین بزرگ و پهناوری است؛ سؤال این است که خاستگاه دقیق برامکه کدام بخش و ناحیه بلخ است؟ در این مورد چند قول است که عبارتند از: 1. برخی قریه «برمک» را در 32 کیلومتری مغرب بلخ می دانند. (- تاریخ افغانستان بعد از اسلام، ص 380- 381؛ به نقل از قاموس جغرافیای افغانستان، ج 1، ص 255.) 2. بعضی قریه «برمک» را در 31 کیلومتری شمال غرب شبرغان معرفی کرده اند. (- جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات آن، ص 89.) 3. عبدالحیّ حبیبی، مورّخ شهیر افغانستان، بعد از نقل مورد نخست و با ارائه مختصات جغرافیایی دقیقِ قریه ای به این نام، در سانچارک، می نویسد: «روستایی بنام برمک، در سانچارک، در 31 کیلومتری شمال غرب تکزار، بطول شرقی 66 درجه و 12 دقیقه و 36 ثانیه؛ و عرض البلد شمالی 35 درجه و 45 دقیقه وجود دارد.» (- 8) تاریخ افغانستان بعد از اسلام، ص 380- 381.) نگارنده به جستجوی این قریه پرداخت و چنین دریافت که نام کنونی این قریه «بَرامُغ» «یا بَرَمُغ» است که بنا بر این فرض، «غ» به «ک» تبدیل شده است. به دیگر عبارت، برمغ، تبدیل شده همان «برمک» به زبان ازبکی، و به معنای «جُغد» (- به اصطلاح اهالی سانچارک، بیلی.) و «بای بچه» می باشد. این قریه کوچک و قدیمی، اکنون در نزدیکی قریه «چارک» و بین قریه های «گرکاب» و «خواجه قلعه» در غرب سانچارک و جنوب بُغاوی و سوزمه قلعه قرار دارد. بنابراین از آنچه گذشت استفاده می شود که برمکیان بعد از مسلمان شدن بلخیان و نقل مکان به دمشق و راه یابی به دستگاه خلافت، با توجه به علم، تجربه و اندوخته های سیاسی و اجتماعی خود در بلخ، یکی از مهم ترین خاندان های مشهور و تأثیرگذار تاریخ اسلام است. بدون تردید این خاندان رمز و راز توفیقات خود را از بلخ کهن آموخته و مدیون این بخش از سرزمین کشور اسلامی افغانستان و خاستگاهشان سانچارک می باشد. -