گلستان سخنوران - جلد دوم صفحه 97

صفحه 97

آنان می ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.

روزی اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیش آن حضرت به حال مردی که فوت شده بود، غبطه می کردند (خوش به حالش الان در وسط بهشت قرار گرفته و مورد رحمت خدا واقع شده و. و.).

حضرت سؤال نمود از چه کسی این قدر تعریف کرده و به حالش غبطه می خورید؟!. گفتند: فلان شخص از دنیا رفته و هرچه مایملک دارد، در راه خدا وقف نموده و به فقرا بخشیده است، فرمود: ورثه ای نداشت؟ چرا چند تا بچه قد و نیم قد دارد، فرمود: اورا دفن کردید؟ بلی اس رسول خدا، فرمود: لوأعلمتمونی أمره قبل أن تدفنوه، لما ترکتکم أن تدفنوه فی مقابرالمسلمین ترک ذریّه ضعافاً یتکفّفون النّاس اگر جریان او را قبل از دفن به من می گفتید، من نمی گذاشتم اورا در قبرستان مسلمان ها دفن نمائید!! (همه تعجب کردند چرا ای رسول خدا؟! فرمود:) چندتا بچه ناتوان (درجامعه) رهاساخت دست به گدائی بازکنند!!.

در روایتی فرمود: لعنت خدا بروالدینی که اولاد خود را وادار به عاق والدینی بکند یعنی کاری کند که اولاد عاق والدین شود که یک نمونه بارز آن، تبعیض در اولاد است.

جریان اولادیعقوب و آن همه سرگذشت شگفت انگیز در باره یوسف علیه السلام را همه شنیده و می دانند که نتیجه تبعیض در محبت پدر بود.

1- مسعده بن صدقه گوید: جعفر بن محمد علیهما السلام فرمود: قال والدی علیه السلام: والله إنّی لأصانع بعض ولدی واجلسه علی فخذی وأنکز له المخ وأکسر له السکر وإن الحق لغیره من ولدی، ولکن مخالفه علیه منه ومن غیره، لا یصنعوا به ما فعل بیوسف وإخوته وما أنزل الله سوره إلا أمثالا لکن لا یجد بعضنا بعضا کما حسد یوسف إخوته، وبغوا علیه، فجعلها رحمه علی من تولانا، ودان بحبنا، وحجه علی أعدانا: من نصب لنا الحرب والعداوه. پدرم فرمود: به خدا قسم! من گاهی نسبت به بعضی از فرزندانم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه