آیین برنامه سازی درباره ایام محرم صفحه 260

صفحه 260

چون به کربلا می رسد، در محل قتلگاه از اسب پایین می آید و پیش روی تمام لشکریان ضمن حزن و گریه و ماتم از آینده می گوید و به همگان هشدار می دهد. این برنامه برای کوفیانی که اعتقاد قلبی به امام ندارند، به جای آنکه زمینه ایجاد پرسش و جست وجو وعلم و ایمان باشد، باعث شک و تردید و هجو و تمسخر می گردد.

هرثمه

هرثمه بن اعین از حاضران در لشکر صفین و شاهدان سوگواری امیرمؤمنان علی علیه السلام در کربلا بود، ولی او که از شیعیان شهر نبود و اعتقاد قلبی به امام نداشت، به این رویداد به دیده شک و تردید نگریست. با وجود آنکه نبرد صفین یک سال طول کشید، ولی او در بازگشت از صفین، مهم ترین خاطره ای را که برای همسر شیعی خود به قصه هجو امامش ذکر می کند، همان حادثه رویداد کربلاست. همسرش از مقام امام خود دفاع می کند. سال ها می گذرد تا زمان قیام سیدالشهدا علیه السلام فرا می رسد و او که همه چیز را فراموش کرده است، همراه گروه چهار هزار نفری اعزامی با عمر سعد، روز چهارم محرم وارد کربلا می شود. یک روز که می گذرد و می فهمد آنجا کربلاست و در برابر آنها حسین هست، دچار شک و تردیدی عجیب و فراوان می شود که سرانجام او را از لشکر کوفه، راهی لشکرگاه امام می کند. پس از دیدار با امام به یادآوری آن رخداد تاریخی می پردازد. امام از او می پرسد: «اکنون قصد داری چه کنی؟» او می گوید: «دیگر با کوفیان نخواهم بود، ولی طاقت ماندن با شما را هم ندارم. امام می فرماید: «پس چنان از اینجا دور شو که فریاد یاری خواهی ما را نشنوی.» او هم به سرعت پا به فرار می نهد.(1)

از دیگر موارد

شیبان بن مخرم هم از حاضران لشکر کوفه به همراه امیرمؤمنان علی علیه السلام بود که چون رخداد را می بیند و نسبت به سخن امام شک می کند، همان وقت می گردد و استخوان خر مرده ای را می یابد و محل قتلگاه را علامت می نهد. سال ها می گذرد و چون حادثه کربلا در شرف رخداد است، او به آنجا می آید و به انتظار می نشیند تا ماجرا تمام شود.

1- واقعه صفین، ص140.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه