- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- اشاره 6
- مقدمه 6
- طرح مسئله 9
- ادبیات تحقیق 10
- اشاره 13
- فصل اول: نقش مایه ها و نمادها 13
- نقش مایه 14
- تعریف مفاهیم 14
- اشاره 14
- نماد 16
- نشانه 20
- واکنش فطری در برابر عناصر هنری 22
- خطوط و نقوش 24
- نقاشی، حجم و صدا 28
- رنگ ها 33
- سازه های معماری 35
- هنرهای تزیینی 47
- فصل دوم:جایگاه نقش مایه ها و نمادها در فرهنگ اسلامی 57
- اشاره 57
- جایگاه نماد در هنر اسلامی 58
- جایگاه نماد در متون عرفانی 68
- معنای نمادین رنگ ها در متون عرفانی 71
- نماد و سمبول در فتوت نامه ها 78
- اشاره 84
- کاربرد نقش مایه ها و نمادها در هنرهای اسلامی ایرانی 84
- کاربرد نمادها و نقش مایه های قرآنی در معماری اسلامی 100
- اشاره 112
- فصل سوم: کارکرد نقش مایه ها و نمادها در رسانه و هنر 112
- جایگاه رسانه ها در انتقال مفاهیم 113
- فلسفه و زیبایی شناسی تلویزیون و رسانه 120
- نسبت میان دین و رسانه 131
- رسانه ها و ضمیر ناخودآگاه 140
- اشاره 149
- فصل چهارم:کاربرد نقش مایه ها و نمادها در تعامل رسانه با هنر اسلامی 149
- کارکرد نمادها و نقش مایه ها در پس زمینه آثار هنری 150
- الگوهای هنر اسلامی و تعلیم رسانه ای 155
- تعادل و تناسب میان نمادها و نقش مایه ها با پیام و محتوای دینی 160
- اقناع مخاطب در بکارگیری نمادها و نقش مایه های اسلامی در رسانه ها 163
- نوآوری و تازگی در کاربرد نمادهای اسلامی در رسانه 166
- مخاطب شناسی در رسانه برای استفاده از سوژه ها و نمادهای اسلامی 167
- رابطه نمادهای اسلامی با رسانه و هنر 171
- نتیجه گیری 175
- کتاب نامه 182
- الف) کتاب 182
- اشاره 182
- ب) مقاله 188
- ج) لاتین 188
رابطه نمادهای اسلامی با رسانه و هنر
رابطه نمادهای اسلامی با رسانه و هنر
در دهه های گذشته، در ساخت برخی از فیلم های نمایشی در سینما و صدا و سیما، کاربرد غیرمنطقی، باورناپذیر و مستقیم مفاهیم دینی چه در متن داستان و چه در عناصر پیرامونی درام همچون دیالوگ ها، نمادها، فضا، دکور، صحنه پردازی و دیگر عناصر فیلم، نه تنها کارکرد خوبی برای ترویج و تبلیغ دینی نداشت، بلکه تأثیر معکوس گذاشت. در واقع، به جای به کارگیری مفاهیم دینی در ضمن داستان و درام و در اهداف فیلم، به حضور مستقیم عناصر دینی پرداخته شد و این عناصر دینی آن قدر باورناپذیر بود که نسبت کلاژوار آن با درام کاملاً برای مخاطب آشکار می گردید. در بخش آثار نمایشی از برنامه های مذهبی باید همه عناصر جانبی از جمله نمادها، رنگ بندی ها، فضا، صحنه، لباس، دیالوگ در خدمت داستان باشد. اگر در ضمن یک داستان قوی که در آن، کشمکش و جذابیت حاصل از متن داستان به چشم می خورد، با دقت از نمادها و نقش مایه ها استفاده شود می توان شاهد تأثیر آنها بر مخاطب به صورت غیر مستقیم و ناآگاهانه بود. اگر داستان قوی نباشد و قوی ترین بخش یک اثر نمایشی، ضعیف باشد، طبیعی است که عناصر پیرامونی برگرفته از متون دینی، بی تأثیر می شود و موجب شعارزدگی و تأثیر منفی خواهد بود. در گذشته و پیش از شکل گیری هنرهای مدرن در سرزمین های اسلامی، مسلمانان از هنرهای نمایشی در تجسم بخشی به خاطرات و وقایع مهم فرهنگی دینی خویش استفاده می کردند. نقالی خوانی، شاهنامه خوانی و تعزیه نمونه هایی از این دست نمایش هاست. بازیگران این دسته از هنرهای نمایشی، توده مردم بودند که در کوچه و بازار و مکان های عمومی به اجرای نمایش های آیینی و مذهبی می پرداختند و در آنها بعضی از مهم ترین رخدادهای تاریخ