دروس اعتقادی صفحه 158

صفحه 158

به مکتب بطور قطع نسبت داد . و در صورتی که دلیل معتبری داشته باشد بدیهی است که چون ضد عقل نیست باید پذیرفته شود و اگر فرض شود مطلبی ضدِ عقلِ همه عقلا است و نیز فرض شود که قطعاً مستند به مکتب وحی است (با توجه به این که چنین مطلبی نیست و صرفاً فرض است) در این صورت باید توجیه شود و از آنچه ظاهر آن مطلب می فهماند عدول می گردد . (1)

بنابراین مسئله معاد جسمانی آنچنان که صریح قرآن است (و در بحث معاد گفته خواهد شد) و مسئله معراج جسمانی و مسئله طول عمر


1- باید توجه داشت که در متون دین مطالبی که ظاهراً ضد عقل و استنادش هم به مکتب قطعی است وجود دارد ولی مکتب خود آن مطالب را روشن ساخته و توجیهش را بیان نموده است مانند: «جاءَ رَبُّکَ» سوره فجر/22 یعنی خداوند آمد و مانند: «فَاِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیْهِ مِنْ رُوْحِی فَقعُوْا لَهُ ساجِدینَ» سوره ص/72 یعنی هنگامی که دمیدم در آدم از روح خودم پس برای آدم سجده کنید . و مانند «اَمْ تُنَبّؤُنَهُ بِما لا یَعْلَمُ» سوره رعد/33 یعنی آیا خبر می دهید خدا را به چیزی که خداوند نمی داند . استناد و نسبت دادن آمدن و روح برای خداوند و تبعیض و تقسیم آن و نسبت دانا نبودن و ندانستن به خداوند بزرگ ضدِ عقل است ولی در مکتب وحی با بیان صاحبان مکتب کاملاً معنی شده و توجیهش را فرموده اند: در مورد آیه اول مقصود آمدن، امر و فرمان خداوند و در مورد آیه دوم گفته شده است که اضافه تشریفی است یعنی همان طور که به کعبه خانه خدا گفته می شود و بدیهی است که برای خداوند خانه نیست و او بی نیاز از این امور است ولی به خاطر شرافت کعبه، به خدا نسبت داده شده است هم چنین نسبت روح حضرت آدم که مخلوق خداوند متعال است به خاطر شرافت آن روح، خداوند به خود نسبت داده است و الّا روشن است که خداوند دارای روح نمی باشد .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه