دروس اعتقادی صفحه 80

صفحه 80

آن قوم را به کیفر کفر شرح دادم.

ولید بر خود لرزید و موی بر تنش راست شد و حضرت را سوگند داد که سکوت کند، و به سوی خانه خود رفت و به دوستان و خویشان خود گفت: از محمّدصلی الله علیه وآله کلامی شنیدم که نه از کلام بشر است و نه از کلام جن و همانا آن را حلاوتی است مخصوص به خود و برای آن زیبایی و جمالی است و آن کلام مانند درختی است که شاخه هایش بارور و ریشه هایش بسیار آب گیرد و همانا او را برتری است و چیزی بر او برتر نیست.

قریش از این جریان مطّلع شدند و گفتند که ولید به دین محمّدصلی الله علیه وآله مایل شده است، اگر این خبر نشر پیدا کند عرب به او تمایل پیدا کند و کار ما دشوار گردد.

ابوجهل که برادر زاده ولید بود گفت من این جریان را کفایت می کنم و نزد ولید رفت و اندوهناک پهلوی وی نشست.

ولید گفت: برادر زاده ام، تو را اندوهناک می بینم.

ابوجهل گفت: قریش بر تو عیب گرفته و می گویند تو به محمّد ایمان آورده ای و ما را رسوا و سر شکسته کرده ای و دشمن را به شماتت ما وادار نموده ای.

ولید گفت: به دینش مایل نشدم، ولی کلامی دشوار شنیدم که بدنها را به لرزه اندازد.

ابوجهل گفت: کلامش خطابه است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه