دوم: بعد از آن که به حکم عقل و نقل لزوم معاد و روز جزا ثابت شد، بحث در این است که آن چیزی که ارواح در قیامت و روز حساب به آن تعلق می گیرد عین بدن های دنیوی مادی است به این که اجزاء پراکنده همان بدن دنیوی جمع شود به امر خداوند تبارک و تعالی چنان که اعتبار عقلائی همین مطلب را اقتضاء می کند، زیرا که مخالفت فرامین الهی و یا موافقت و اطاعت آن چون با جوارح است پس نیکو است که مجازات و عقوبت هم از برای همان ها باشد. به این بیان که مجازات شونده، همان اطاعت کننده و یا نافرمانی کننده باشد و یا این که چنین نباشد بلکه ارواح به صورت های مجرده تعلیمیه که دارای امتداد هستند مثل قالب های مثالی و صورت های مرآتی منتقل می شوند.
بعد ایشان می فرماید:
آنچه قرآن کریم به آن تصریح دارد قول اول است کما این که در سئوال حضرت ابراهیم(ع) که گفت خدایا! چگونه زنده می گردانی مردگان را و... و قول خداوند که در جواب فرمود: « آیا گمان می کند انسان که ما استخوان های او را هرگز جمع نمی کنیم بلکه جمع می کنیم آن استخوان ها را و حال آن که ما قادریم سرانگشتانش را به حال اول برگردانیم.»
و قول خداوند بلند مرتبه در جواب سئوال (کسی که استخوان پوسیده ای را آورد نزد پیامبر اکرم(ص) و آن را فشرد و گفت:) « کیست که زنده گرداند استخوان های پوسیده را و حال آن که آن ها متلاشی شده اند؟ بگو: ای پیامبر! زنده می گرداند این استخوان های پوسیده را همان کسی که در ابتدا آن ها را خلق کرده و او به هر نوع خلق کردنی (چه از اول چیزی نباشد و یا چیزی باشد و پراکنده شود و بخواهد آن را دوباره مثل روز اول گرداند) دانا و تواناست» و غیر ذلک از آیات قرآن کریم که تصریح با بازگشت همین بدن عنصری دارد.