مکتب فلاسفه
در روش فلسفی تنها عقل، میزان شناخت حقایق است و در این مکتب آنچه با تعقل و استدلال بدست نیاید از اعتبار ساقط است و نمی توان آن را پذیرفت و در این روش مانند روش های قبلی، شرع و مکتب وحی نفیاً و اثباتاً مطرح نیست؛ یعنی یک فیلسوف بر اساس برهان و استدلال حرکت می کند و موافقت و مخالفت نتیجه روش او با شرع مورد توجه نمی باشد و در خصوص فلاسفه اسلامی به اختصار نکته ای در همین نوشته آمده است که خواهید خواند.
یکی از اشکالاتی که در مورد روش فلسفی به نظر می رسد این است که گفته می شود، عقل هر کجا راه یابد به معنای واقعی کلمه هر چه را درک نموده و حکم نماید بدون تردید مورد قبول و پذیرش است. اما از طرفی با اعتراف بسیاری از عقلاء و به حکم اختلاف اصولی و اساسی در حد تضاد، آن هم در اکثر مسائل مهم که با مراجعه به هر کتاب فلسفی مشخص است، روشن می شود که عقل در همه مسائل راه ندارد و شعاع روشنگر عقل محدود و بسیاری از مسائل مهم از پوشش نور عقل خارج است.
و نیز بسیاری از مسائل که در محدوده عقل می باشد زمینه های وصولی عقل به آن حقایق بسیار دقیق است تا آنجا که به ندرت توفیق رسیدن به آن ها برای بزرگان بشر دست می دهد، از این جهت به این نتیجه می رسیم که کاربرد عقل، کاربرد محدودی است و نمی توان در همه مسائل از آن استفاده کرد و آن را میزان کامل و کافی دانست.