2 از مرحوم شیخ انصاری(اعلی الله مقامه الشریف) نقل شد که: « پرهیز از استدلالات عقلیه در اصول دین لازم است»، در حالی که فقهاء می فرمایند: در اصول دین تقلید جایز نیست.
این دو مطلب را چگونه با یکدیگر جمع نموده و تبیین نماییم.
می گوییم این دو مطلب با یکدیگر منافات ندارد، زیرا اضافه بر این که اجتهاد در بعضی از موارد براساس مدارک نقلی مانند معاد و امامت است منظور از نفی استدلالات عقلیه در اصول دین نفی مستقلات عقلیه نیست بلکه حجت بودن مستقلات عقلیه قطعی و روشن است؛ بنابراین لزوم اجتهاد در اصول دین یکی از این دو معنی است.
الف) اصول دین براساس مستقلات عقلیه و عقل فطری باشد مانند مسأله توحید و نبوت.
ب) اصول دین براساس مدارک معتبره و مستند باشد مانند مسأله معاد و امامت.
در هر حال در اصول دین تقلید و تبعیت از نظر دیگران جایز نیست بلکه خود فهمیدن و رسیدن به مطلب به صورت شکوفایی عقل فطری است. گرچه با تذکر مذکِّر باشد مانند مسائل مربوط به توحید و نبوت و یا به صورت فهمیدن مطالب در سطوح مختلف از کتاب و سنت.
3 اگر گفته شود آنچه در مورد فلاسفه گفته شد که وحی و مدارک شرعی نفیاً و اثباتاً برای آن ها مطرح نیست، نسبت به فلاسفه غیر اسلامی و یا بطور کلی درباره اساس روش فلسفی به معنای خاص کلمه است، همان طور که فیلسوف شهیر حاج ملا هادی سبزواری در شرح منظومه خود، قسمت فلسفه صفحه 68 در تعلیقه ای که برای عبارت:
ضروره القضیه الفعلیه لوازم الاول و المهیه