ناگفته نماند که در بررسی و استفاده از مکتب وحی و گفتار مستند و روشن آن به مطالبی که مخالف عقل فطری باشد برخورد نخواهیم کرد، و اگر در مقابل مطالب مستفاد از قرآن و حدیث استدلالاتی از دانشمندان و فلاسفه (که خود با یکدیگر در آن ها اختلاف دارند)، قرار گیرد؛ بدیهی است آنچه مستفاد از مکتب وحی است بدون هیچ گونه توجیه و تأویلی مورد قبول است. چرا که آنچه به نام استدلالات عقلی در مقابل هم قرارگرفته است ، احتمال خطا در هریک؛ بلکه احیاناً در همه آن ها وجود دارد (1) و به همین حقیقت تعقل و تفکر و تمسک به کتاب و عترت مکتب وحی با توجه به توضیحاتی که قبلا گفته شد مکرر در مکرر در قرآن و حدیث ارشاد شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود: (2)
1 (اَوَلَمْ یَتَفَکَّروا فی أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللهُ السَّمواتِ و الْارضَ و ما بَیْنَهُما إلا بِالْحَقِّ وَ اَجَلً مُسَمّیً و إنَّ کثیراً مِنَ النّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِم لَکافِرونَ.) (3)
1- - و روشن است در مواردی که ظاهر وحی با عقل نظری و مستقلات عقلیه یا آنچه که بر اساس بدیهیات نهاده شده است، مخالف باشد، اگر سندش قطعی باشد توجیه می شود و در چنین مواردی توجیه آن در خود وحی به بهترین صورت آمده است از قبیل آیه شریفه: (إلی رَبِّها ناظِرَه) القیامه/23 . (و نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی) الحجر/29. و اگر سند صحیح نداشته باشد و توجیه روشنی هم برای او نباشد مردود خواهد بود.
2- - شواهد یاد شده بعد از قبول وحی به وسیله عقل است.
3- - روم / 8