مناظره و تبلیغ: فن مناظره ،مجادله ،مغالطه و خطابه صفحه 170

صفحه 170

می باشد. در این هنگام عمرو بن عثمان به سخن آمد و این مناظره را آغاز کرد:

من هرگز انتظار نداشتم که روزی را ببینم که پدرم عثمان امیرالمؤمنین با آن وضع فجیع به قتل رسد و قاتلینش زنده بمانند. فرزندان عبدالمطلب عثمان را کشتند تا شاید بر روی نعشش، عروس خلافت را در آغوش کشند.

آن گاه فریاد کرد.

شما رجال عرب! اشراف اسلام! به حرف من گوش کنید، شما قضاوت کنید، شما داد مرا بگیرید. آیا سزاوار است حسن بن علی و پسران عبدالمطلب زنده باشند؟ و خون پدرم پایمال شود؟

تنها قتل عثمان نیست. پدر این مرد نوزده تن از اشراف بنی امیه را در لب چاه بدر گردن زد. آیا بنی امیه حق قصاص ندارند؟ آیا نباید فرزندان کسی را که قاتل اشراف بنی امیه است به جرم پدر گردن بزنند؟

آن گاه خاموش شد و عمرو بن عاص شروع به سخن کرد:

گوش کن ای حسن!ای پسر علی! ما تو را به این محفل کشانیده ایم تا به یک سلسله واقعیت ها صریحاً اعتراف کنی.ای پسر ابوتراب! اقرار کن که پدرت ابوبکر صدیق را محرمانه مسموم ساخت و بعد با گروهی از آتش پرستان ایرانی توطئه چید و عمر فاروق را در مسجد به قتل رسانید و سپس عثمان ذوالنورین را هم در نتیجه با تحریکات سیاسی خود از میان برداشت، و این کارها را در آرزوی خلافت انجام داد.

ای حسن! تو و پدرت ابوتراب هر دو از بدترین خلق شمرده می شوید و اگر اکنون تو را از دم شمشیر گذرانیم، در پیشگاه خدا گناهکار نخواهیم بود و ملت اسلام هم ملامتی نخواهد داشت.

عتبه بن ابی سفیان برادر معاویه سخنان او را ادامه داد:

پدرت دشمن قریش و قاتل قریش بود. او علاوه بر نوزده تن قریشی، عثمان را کشت؛ و تو ای حسن در ردیف قتله عثمان به شمار می آیی و قاتل به فرمان قرآن محکوم به قصاص است و ما اگر تو را از میان برداریم، به دستور قرآن رفتار کرده ایم.

تو ای حسن! در طلب خلافت بیهوده زحمت کشیده ای، تو باید می دانستی که مرد این کار نیستی.

سپس زمام سخن را به ولید بن عقبه بن ابی معیط داد.

ولید گفت: شما بنی هاشم همین که عثمان را بر سریر خلافت دیدید، بر وی حسد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه