فمینیسم صفحه 10

صفحه 10

کاتولیک و برخی از کشورهای دیگر را تحت پوشش خود قرار دادند.

فمینیست های دوره اول، اهداف مشخص و محدودی داشتند. ولی فمینیست های جدید تحت عنوان هواداران جنبش آزادی بخش زنان، اهداف سازمان یافته و تنظیم شده ای پیش رو ندارند و در نتیجه اهداف آنها حد و مرزی ندارد. آنها خواستار نابودی گرایش ها و پندارهای سنتی و بنا نهادن جامعه ای بر اساس تقسیم برابر کار و فعالیت ها در جامعه هستند. بعضی از فمینیست ها با اولویت قرار دادن مبنای زیست شناسی (تفاوت های زن و مرد در بدو خلقت) ستمی را که بر زنان می شود تشریح و تبیین می کنندو معقتدند که برای نابودی این تبعیض بایدزنان از باروری و تولید مثل خودداری کنند که اصطلاحا به آنها رادیکال می گویند. برخی نیز فرهنگ و منش جوامع در ارائه نقش ها و ایجادفرصت ها را منشأ تبعیض می دانند.

در هر حال، آنچه در مباحث فمینیستی برجسته تر و مشخص تر است، «مسئله مرد» است. و چه بسا فمینیست هایی هستند که مردان را دشمن سازش ناپذیر زنان قلمداد می کنندو برای رهایی، راهی جداگانه و مستقلانه از مردان را برای برآوردن نیازهای زنان تجویز می کنند. از این نظر، مردان به طور کلی در زندگی زنان جایی ندارند. و گروهی دیگر از فمینیست ها به حضور مردان در مبارزه برای زدودن نابرابری بین دو جنس اعتقاد دارند.

واقعیت این است که فمینیست های افراطی غربی بعضا هدفی جز ایجاد اختلاف و ناسازگاری بین دو جنس و تشدید بحران و عدم تفاهم بین آنها را ندارند. اینان با نادیده گرفتن نقش ها و ماهیت متفاوت زنان و مردان سعی درایجاد همانندی مصنوعی و بعضا انقیاد مردان توسط زنان را دارند.

فمینیست ها غالبا کوشیده اند با خلق نظریه فرهنگی و اجتماعی، وجودتفاوت ها و مظلومیت تاریخی زنان، و تفاوت های رفتاری، ذهنی، روحی و حتی اجتماعی را در چارچوب مفهوم پدرسالاری و مردسالاری تحلیل کنند و در زیر چتر مبارزه با ایدئولوژی ها به اتخاذ مواضع ایدئولوژیک بپردازند.

اگر ایدئولوژی را عبارت از مکتبی سازمان یافته ودارای ارکان مشخص که ارزش ها و آرمان هایی را می آموزد و موضع انسان را در برابر حوادث و پرسش ها مشخص می کند و راهنمای عمل و تعین بخش مواضع سیاسی و اجتماعی و اخلاقی قرار می گیرد، بدانیم، در این صورت نباید در ایدئولوژیک دانستن فمینیسم تردید کنیم. فمینیسم موج دوم برای تعیین نقطه آرمانی برای زنان، تحلیل فرودستی آنان و دست یابی به وضعیت مطلوب تلاش می کرد. اصرار فمینیست های به اصطلاح مسلمان بر غیر ایدئولوژیک بودن فمینیسم و تنها جنبش اجتماعی دانستن آن، شاید به این دلیل است که خود را از اتهام انحراف از ایدئولوژی اسلامی برهانند.

اصولاً اعتقاد به اومانیسم و سکولاریسم، نقطه اشتراک تمام دیدگاه های فمینیستی از جمله موج دومی ها و موج سومی هاست که متأثر از نگرش پست مدرنیستی هستند. تقریبا تمامی گرایش های فمینیستی، نابرابری حقوقی، اقتصادی و سیاسی زن و مرد را غیر طبیعی و ناشی از نادیده انگاری یا ستم علیه زنان می دانند و از خانواده سنتی و نقش های مبتنی بر جنسیت انتقاد می کنند. در حقیقت دفاع از حقوق زنان، مبتنی بر انگاره اومانیسم و سکولاریسم با تأکید بر غیرطبیعی دانستن نابرابری های موجود و حرکت به سمت برابری یا به دست آوردن موقعیت برتر برای زنان از اهداف عالیه آنان است.

فمینیست ها به تفاوت جنس و جنسیت قائلند. اصطلاح جنس بر تفاوت های بیولوژیکی مرد و زن دلالت دارد. اما جنسیت به ویژگی های شخصی و روانی، ناظر است که اجتماع آنها را تعیین می کند. هر جامعه ای تصویری خاص از نقش زن و مرد دارد. مثلاً در اغلب جوامع با این تصور که مردان از زنان قوی ترند، آنها را برای کارهای سخت جسمانی مناسب تر می دانند. ولی برای زنان، برخی ازشغل ها مانند پرستاری و آموزگاری را در نظر می گیرند. به هر حال، مردان و زنان از لحاظ موقعیت اجتماعی متفاوتند و غالبا چنین تصور می شود که این تفاوت ها ناشی از تفاوت های بیولوژیکی مرد و زن باشد و به جنس ارتباط داشته باشد. فمینیست ها در مخالفت با این دیدگاه ها گرچه تا حدی تأثیر تفاوت های بیولوژیکی را می پذیرند؛ ولی بسیاری از تفاوت های اجتماعی را در گرو آن نمی دانند. از نظر آنها بسیاری از تصاویری که جامعه از زنان در برابر مردان ارائه می دهد به تفاوت های بیولوژیکی آنها بستگی ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه