فمینیسم صفحه 17

صفحه 17

علیه زنان و برابری واقعی زن و مرد است. طرفداران برابری زن و مرد در میان جوامع امروزی ادله ای علیه تقسیم کار جنسی ارائه داده اند؛ از جمله در بسیاری از ارتش های امروزی، زنان مشاغل زیادی را که در گذشته در انحصار مردان بوده است، عهده دار شده اند. درصد بالایی از ارتش کشورهای چین، کوبا، آمریکا و اسرائیل را زنان تشکیل می دهند. حداقل 12 درصد کارگران ساختمانی در هند را زنان و در برخی از کشورهای آمریکای جنوبی و آسیا حدود یک چهارم معدن چیان را زنان تشکیل می هند.

طرفداران برابری زن و مرد، هم چنین نگرش کارکردگرایانه را زیر سؤال برده و می گویند، تأکیدی که جامعه شناسان کارکردگرا بر نهاد خانواده دارند و نقش هایی که برای زن تعریف می کنند، به هیچ وجه الزامی نیست. آنان از جوامعی یاد می کنند که در آنها فرد دیگری غیر از مادر وظیفه پرورش و تربیت فرزندان را عهده دار است. نظام کیبوتض در مناطقی از جهان وجود دارد. در بخش هایی از مجمع الجزایر اندونزی، مادر دو هفته بعد از تولد نوزاد او را به پدر یا مادر می سپارد و خود برای ادامه کار کشاورزی به منطقه دیگری می رود. بدین ترتیب، شواهد موجود نشان می دهد که کودکان الزاما وابسته به رابطه نزدیک و صمیمانه با مادر نیستند.

الوین تافلر در اثر خود _ شوک آینده _ ایده شبه والدین «Pro - Parents» را پیشنهاد می کند. او پیشنهاد می کند که والدین حرفه ای کار والدین طبیعی را انجام دهند. به این معنا که عده ای برای انجام نقش پدر و مادر تربیت شوند و پرورش کودکان به جای آنکه توسط مادر یا والدینی که معلوم نیست چقدر واقعا صلاحیت تعلیم و تربیت انسان دیگری را دارند، توسط والدین حرفه ای که برای این کار تربیت شده اند، صورت گیرد.

تافلر این والدین حرفه ای را که شامل مادر، پدر، عمو، پدربزرگ و مادربزرگ می شوند شبه والدین می نامد. تخصص این افراد، پرورش کودکان خواهد بود که پس از فراگیری آن را به صورت حرفه ای انجام می دهند و در مقابل خدماتشان حقوق دریافت می کنند. والدین طبیعی بالطبع با فرزندانشان در ارتباط خواهند بود، ولی پرورش کودکان با روش و اسلوب های علمی و تربیتی صورت خواهد گرفت. (1)

گفتنی است عموم جریان های فمینیستی اگر به نابرابری زن و مرد قائل باشند آن را محدود به تفاوت های جنسیتی می دانند و معتقدند:

«بررسی زندگی حیوانات و رجوع به رفتارشناسی جانوران به ما این امکان را می دهد که بتوانیم با شناخت پایه های زیستی، الگویی برای زندگی و روابط اجتماعی در جوامع انسانی پیدا کنیم. اینان عقیده دارند: تفاوت های رفتاری حیوانات در بین دو جنس نر و ماده، عموما در ناحیه انتقال پیام ژنتیکی مربوط به دوگانگی های جنسیتی است و در سایر نواحی و بخش های غیرمرتبط با ریشه های فیزیولوژی و جنسی، اختلافی نیست. از دیدگاه این نظریه پردازان، توجه به پایه های زیستی زن و مرد می تواند این ایده را تقویت کند که همان طور که در زندگی اجتماعی جانوران اینگونه است، ماهیت احکام و قوانین، برای زن و مرد باید یکسان باشد و فقط در محدوده قلمرو مسایل مربوط به نقش ها و رفتارهای جنسی و مسایل مربوط به بقاء نسل تفاوت های رفتاری و اختلاف در قانون خالی از اشکال است». (2)

دو فمینیست جامعه شناس در همین زمینه می نویسند:

«ما به جامعه شناسی احتیاج داریم که این زمینه ها (زمینه تفاوت زنان و مردان) را یافته و در مورد ایشان، نظریه بپردازد. برای نظام جنس و جنسیت علاوه بر طبقه و نژاد و سن، اهمیت قائل شود». (3)

به هر حال، فمینیست ها در عرصه قوانین و تکالیف، برابری و همسانی زن و مرد را اثبات می کنند و تفاوت مشاغل زن و مرد را نتیجه سلطه مردان در جوامع مختلف می دانند.

جای این سؤال باقی می ماند که اگر زنان توانایی انجام کارهایی را که مردان عهده دار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه