فمینیسم صفحه 3

صفحه 3

زنان هر قومی در شکل گیری تاریخ، تمدن و فرهنگ آن قوم، جایگاه بسزایی دارند و نقش آنان در زوال و یا ماندگاری تمدن ها بر هیچ کس پوشیده نیست.

بحث از ابعاد مثبت و منفی نقش زنان در حیات مادی و معنوی انسان ها بحثی گسترده است که در اینجا مجال طرح آن نیست.

به طور کلی، گرایش طبیعی زنان به زیبایی، آراستگی، زیور و زینت دنیوی از یک سو موجب دلپذیر شدن محیط خانواده و رونق حیات مادی انسان ها می گردد؛ ولی از سوی دیگر همین گرایش اگر مهار نشود بسان سیلی بنیان کن، تمامیت حیات معنوی انسان ها را دستخوش زوال و نابودی قرار می دهد و آنها را در چارچوب محدود دنیای مادی اسیر می سازد.

تأثیرپذیری شدید مردان، اعم از پدر و پسران، از زن خانواده از یک سو موجب تهییج و تحریک آنها در جهت حرکت در مسیر اهداف متعالی و فداکاری در راه آرمان های والای انسانی می گردد و از سوی دیگر ممکن است موجب بازداشتن آنها از هرگونه فداکاری و گذشت برای حفظ ارزش های انسانی و صیانت از سرمایه های مادی و معنوی اجتماع می گردد.

نقش حساس زنان در اقتصاد خانواده و تعیین الگوی مصرف خانوار، از یک سو ممکن است خانواده را به سوی ساده زیستی، قناعت، دوری از ریخت و پاش و خودداری از مصرف کالاهای غیرضروری هدایت کند؛ ولی از سوی دیگر ممکن است باعث حرکت خانواده به سوی اسراف و تبذیر و روی آوردن آن به استفاده از کالاهای صرفا تجملی و غیرلازم گردد. خواست و توقع زن نسبت به زندگی و تلقی او از زندگی مطلوب، همچنان که می تواند موجب تحرک و پویایی مردان در راه کسب معاش و تلاش آنان برای تأمین شرافتمندانه زندگی شود، چه بسا ممکن است موجب حرکت آنان در مسیر نادرست و دست یازیدن به هر طریق ناصواب برای تأمین خواست و رضایت همسران خود گردد.

نقش حساس مادران در شکل گیری الگوی شخصیتی فرزندان، همچنان که می تواند باعث رشد و تربیت فرزندان شایسته، با اراده، به دور از آلودگی و علاقه مند به سرنوشت قوم و ملت خویش گردد، می تواند موجب پا گرفتن فرزندانی ناشایست، خود باخته و بی اعتنا به فرهنگ و ملیت خود شود.

اینها همه مصادیق مختلفی از نقش حساس زنان در شکل گیری فرهنگ و مدنیت یک قوم است و نشان می دهد که چرا نظریه پردازان فرهنگ جهانی و کسانی که در پی همسان سازی فرهنگ ملت ها هستند، در برنامه ریزی خود، زنان را مورد توجه قرارداده و آنان را به عنوان نقطه ثقل فعالیت های سیاسی _ فرهنگی خود در نظر گرفته اند. آنها به درستی به این نکته پی برده اند که تحقق فرهنگ جهانی بدون ایجاد تحول در فرهنگ زنان کشورهای مختلف امکان پذیر نیست؛ ازاین رو همراه با ترویج و تبلیغ دموکراسی، لیبرالیسم، توسعه، اقتصاد آزاد و... به عنوان نسخه هایی شفابخش برای همه ملل جهان، فمینیسم (زن گرایی) را نیز در سراسر جهان مطرح کرده و به مدد روشن فکران بومی کشورهای شرقی درصدد نشر این اندیشه هستند که زنان کشورهای شرقی نیز، اعم از اسلامی و غیراسلامی، اگر می خواهند به موقعیت مناسب اجتماعی برسند و حقوق از دست رفته خود را بازیابند، چاره ای جز بهره گیری از راهکارها، برنامه ها و طرح هایی که نظریه پردازان فمینیسم در غرب مطرح کرده اند، ندارند. این نظریه پردازان حتی درصدد برآمده اند که با بهره گیری از اهرم سازمان ملل متحد، الگوی واحدی را برای اصلاح وضع حقوقی زنان، به همه کشورهای جهان، با فرهنگ ها و ارزش های متفاوت، تحمیل کنند و همه آنها را مجبور به پذیرش الگوی غربی آزادی و برابری زنان سازند.

نمونه بارز این تلاش، تشکیل چهار کنفرانس جهانی زن در دو دهه گذشته و تدوین کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض علیه زنان است.

امروزه حتی برخی از فمینیست ها نیز به تلاش غربیان برای تحمیل «الگوی زن غربی»به عنوان الگوی ایده ال جهانی اذعان داشته و به مخالفت با آن برخاسته اند. از جمله در کتابی که توسط دو جامعه شناس فمینیست انگلیسی نوشته شده، در این زمینه چنین آمده است:

هر قدر روابط اقتصادی و فرهنگی غرب، همراه با از بین بردن روش های سنتی زندگی و به وجود آوردن اقتصادهای وابسته، در کشورهای جهان سوم نفوذ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه