فمینیسم صفحه 79

صفحه 79

1- حسن خجسته، «گفتمان ایدئولوژیکی غالب در رسانه های جمعی...»، پژوهش و سنجش، ش 38، صص 64 _ 69 با تلخیص و گزینش.

را احساس می کند. او از یک تاریخ ستم پرده بر می دارد. ستمی که ریشه اش در طبیعت مؤنث زنانه است. عباراتی که این مرغ، آن هم با مخاطبانی از گروه های سنی «ب»، «د» و «ج» بیان می داردبه قرار زیر است:

این چه سرنوشتی است که ما بایدتا ابد تخم بگذاریم و از آنها مراقبت کنیم، بعد هم وقتی از حیز انتفاع ساقط شدیم و دیگر به درد تخم گذاری نخوردیم ما را به سلاخ خانه ها می برند. سودها و سرمایه ها هم از این روال تاریخی به جیب صاحبان مرغداری سرازیرمی شودکه همه مذکر هستند.

این جریان ادامه دارد تا یک ناجی از راه می رسد. او متفاوت، موفق و قدرتمند است، چون پرواز بلد است؛ راهکاری که می تواند این مرغان را از وضعیت موجود نجات دهد. اگر این ناجی سخاوتمندانه راهکار خود را در اختیار مرغان قرار دهد، آنها می توانند از زندان زنانگی و سرنوشت محتوم خود خلاصی یابند. مرغان تامدتی به تمرین پرواز می پردازند، ولی به زودی در می یابند که اساسا این پرنده هم متعلق به طبقه زیستی مذکر و ذاتا دغل باز و انحصارطلب است. نمی خواهد روش منحصر به فرد زندگی موفقیت آمیز مردانه را در اختیار آنان قرار دهد. نتیجه این که فقط باید به اتکای توانایی های خود، یعنی توانایی های جنس مونث، راه فرار از این زندان را یاد بگیرند. البته ممکن است گمان شود که کودکان دستگاه فکری پیچیده ای ندارند و بین این مفاهیم نمی توانند ربط اساسی و عالمانه ایجاد کنند و در نتیجه مسائل از پیش گفته در آنان بی تأثیر است. ولی با توجه به این که اساس برنامه های رسانه ای بر تکرار و تلقین است، به مرور در اثر تکرار و تلقین، لایه های زیرین هر برنامه بالا می آید و طبعا ولو به صورت ناخودآگاه در مخاطب تأثیر می کند.

مثال دیگر، مجموعه پرستاران است. در این مجموعه، چند طبقه از زنانی که هر کدام نماینده یک تفکر هستند، جمع شده اند. زنی 50 ساله متعلق به جریان فمینیستی دهه 60 و 70 که تفکر و رفتاری رادیکال دارد، از خانواده و ازدواج متنفر است و شخصیتی مستقل با ویژگی های مردانه دارد و زنانی جوان تر متعلق به جریان موج سوم فمینیسم که از تنهایی ناراحتند و میل به ازدواج دارند، به مادر شدن فکر می کنند و یادآوری بچه دار شدن، آنها را خشنود و دل شاد می کند. اما می خواهند بین ازدواج و خانواده از یک سو و شرایط جدید زندگی مدرن و ارتقای شغلی از سوی دیگر تعادل برقرار کنند. به هر حال از این دست موارد در برنامه هایی که با محوریت زنان ساخته می شوند فراوان است.

زن و خانواده در رسانه های ایران

با نظری اجمالی به مجموعه های ایرانی و یا فیلم های اکران شده بر پرده های سینما ملاحظه می شود تنها چیزی که در این برنامه ها تکرار و طبعا تلقین می شود، روابط عاشقانه یک دختر و پسر، آن هم قبل از ازدواج است. عقربه ذهنی مخاطبان با دیدن این برنامه ها متوجه مسائل غریزی می شود؛ نگاهی که در بین اندیشمندان مدافع حقوق زن، حتی در غرب هم مردود است. نگاهی که زن را یک ابزار جنسی می بیند و تمام ابعاد و توان مندی های او را در جلوه زنانگی اش هضم می کند و تحت الشعاع قرار می دهد. با چنین وضعی، توقع تغییر در فرهنگ جامعه و رسیدن به الگوی متعالی زنان بسیار نابه جاست. در برنامه هایی که می خواهند ظاهر دینی خودرا حفظ کنند، آن قدر با مفاهیم ارزشی سطحی برخورد می شود که اصلاً در نگاه بیننده رصد نمی شوند و به این ترتیب، با وجود روابط به ظاهر پاستوریزه و رعایت ظاهری حجاب، سکس پنهان از همه جا سرک می کشد و روابط دختران و پسران آن قدر محوری می شود که موضوعات اصلی را تحت الشعاع قرار می دهد. فیلم پلیسی و جنایی هم که طبعا بیننده آن منتظر صحنه های اکشن و خشن است، از یک قضیه رمانتیک و عاشقانه سر در می آورد. به نظر بیننده، این نه به معنای راهی برای جذب مخاطب، بلکه به معنای دست کم گرفتن مخاطب و عادت دادن او به مسائل سطحی و پیش پا افتاده است. به عبارت دیگر، یک پیش فرض وجود دارد و آن این است که مخاطب بیش از این چیزی نمی فهمد یا نمی خواهد.

متأسفانه این سوژه حتی سرگرمی برخی فیلم سازان در پرداختن به کهنسالان هم شده است، بدون توجه به این که زنان و مردان مسن همواره در جامعه بومی ایرانی منشأ وقار و طمأنینه و کنترل احساسات و عواطف بوده اند. تمام اینها در حالی اعمال می شود که از یک سو با جوان گرایی در انتخاب هنرپیشه ها و غریزه گرایی در تدوین فیلم نامه ها روبه رو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه