آفتاب حسن : رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) صفحه 107

صفحه 107

هم احساس امنیت نکند. در آن روزگار، همه مردم به دنیا و دنیا پرستی روی آورده بودند؛ به گونه ای که با دیدن درخشش سکه ها، دست از هرگونه واقعیتی برمی داشتند. نوشته اند، روزی در زمان علی علیه السلام مردی کوفی سوار بر شتری نر وارد دمشق شد. مردی شامی او را دید و افسار شترش را گرفت، گفت: این شتر ماده از آن من است که در صفین او را از من گرفته ای و باید آنرا پس بدهی. میان آن ها درگیری روی داد. سپس نزد معاویه رفتند تا درگیری را حل کند. معاویه گفت: این شتر ماده از آن این مرد شامی است و باید آن را به او برگردانی. مرد کوفی شگفت زده، گفت: ولی این شتر نر است نه ماده. آن گاه معاویه روبه حاضران که نزدیک به پنجاه نفر بودند، کرد و پرسید آیا این شتر نر است یا ماده؟ همه در پاسخ معاویه گفتند: شتر ماده است.

شگفتی مرد کوفی بیش تر شد، ولی به ناچار سخن خلاف واقع را پذیرفت. پس از پایان جلسه و تحویل شتر نر به مرد شامی، معاویه دو برابر قیمت شتر را به مرد کوفی پرداخت و به او گفت: به نزد علی برو و بگو معاویه با صد هزار مرد جنگی به سوی تو می آید که هیچ یک فرق میان شتر نر و ماده را نمی دانند.(1)

آری دنیاگرایی آن گونه در بافت عمومی جامعه رسوخ کرده بود که به سادگی از حق پرستی دست می کشیدند.

2. آشفتگی فرهنگی

اشاره

2. آشفتگی فرهنگی


1- مروج الذهب، ج 2، ص 332.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه