آفتاب حسن : رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) صفحه 133

صفحه 133

در این هنگام، دیدم رنگ حضرت پرید و حالش بدتر شد و نفس او به شماره افتاد. به گونه ای که ترسیدم امام از دنیا برود. در این لحظه حسین علیه السلام و اسود داخل شدند.(1)

وصیت ها

وصیت ها

امام در آخرین لحظه های زندگانی پربرکت خود به برادرش حسین علیه السلام فرمود:

در این واپسین روز زندگانی ام در این دنیا و آغاز زندگی آخرتی ام، از این که میان من و تو جدایی می افتد ناخرسندم، ولی اینک از دیدار جدم رسول خدا، پدرم علی علیه السلام و مادرم فاطمه و عمویم حمزه و جعفر خشنودم.

آن گاه ودیعه های امامت را که از پدرش و از انبیای الهی به ارث داشت، به او وا گذاشت و فرمود:

ای حسین! به تو وصیت می کنم که در میان بازماندگان و اهل بیت من، خطاکاران را با بزرگواری ببخش و نیکوکاران را پذیرا باش و پس از من برای همگی آنان پدری مهربان باش. مرا در جوار مزار جدم رسول خدا به خاک بسپار که من سزاوارترین فرد برای دفن در جوار مزار اویم، ولی اگر جلوگیری کردند، تو را به آن خدایی که جایگاهی والا در نزد او داری سوگند می دهم که مبادا به اندازه خون حجامت خونی ریخته شود که خود به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روانه ام و نزد او نسبت به آن چه بر من روا داشتند شکایت خواهم برد.(2)

پرواز به ملکوت

پرواز به ملکوت


1- بحارالانوار، ج 44، ص 138.
2- امالی، ج 1، ص 159؛ الارشاد، ج 2، ص 14.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه