آفتاب حسن : رویکردی تحلیلی به زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) صفحه 58

صفحه 58

4. محمد بن حنفیه

وی پس از شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بر مزار ایشان، حاضر می شد و با اندوه می گفت:

خدای تو را رحمت کند، ای ابامحمد. همان گونه که زندگانی ات سبب سربلندی و افتخار ما بود، شهادتت نیز به همان اندازه سنگین و کمرشکن بود. چه روح بزرگواری داشتی و چه پربرکت بود. آن بدن که کفن او را در برگرفت. آری! چگونه چنین نباشد که تو فرزند هدایت بودی و هم پیمان پرهیزکاری. در دامن اسلام پرورش یافته بودی و از سینه ایمان شیر نوشیده بودی. تو آن همه پیشینه درخشان و مراتب بزرگ را به نام خود رقم زدی....(1)

5. عبدالله بن عباس

هرگاه ابن عباس می دید که امام حسن یا امام حسین علیهماالسلام می خواهند بر مرکب خود سوار شوند، جلو می رفت و رکاب ایشان را می گرفت و پارچه روی مرکب و لباس امام را می تکاند و آنان را بدرقه می کرد. مدارک بن زیاد با دیدن این صحنه، او را سرزنش کرد، ولی ابن عباس با تندی گفت:

ای نادان و بی خرد! هیچ می دانی اینان کیستند؟! اینان فرزندان رسول خدایند! آیا این نعمت خدا نیست که بر من ارزانی شده است تا رکاب آن دو بزرگوار را بگیرم و بر مرکب سوارشان سازم و لباس شان را مرتب نمایم.(2)

6. انس ابن مالک

انس ابن مالک نیز درباره امام حسن علیه السلام گفته است:


1- مروج الذهب، ج 2، ص 3؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 200.
2- ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 400.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه