- دیباچه 1
- پیشگفتار 3
- فصل اول: کلیات 5
- اشاره 5
- 1. استعمارگر کیست؟ 5
- اشاره 5
- طرح موضوع 5
- اهمیت پژوهش 6
- 2. مستعمره چیست؟ 6
- 4. روشهای استعمارگران چیست؟ 6
- 3. هدف استعمارگران چیست؟ 6
- اشاره 7
- مفاهیم کلیدی 7
- 1. استعمار فرانو 7
- 2. زرسالاران اقتدار طلب 8
- 4. رسالت رسانه ملی 8
- 3. استعمارستیزی اسلامی 8
- هدف پژوهش 8
- پرسشهای پژوهش 9
- فرضیه پژوهش 9
- پیشینه پژوهش 10
- روش پژوهش 10
- کاربرد رسانهای 10
- زمینه تاریخی استعمار فرانو 12
- فصل دوم: استعمار فرانو 12
- اشاره 12
- تحولات جهانی؛ مقدمه استعمار فرانو 15
- اشاره 15
- 2. انقلاب در حوزه دانش و فن آوری اطلاعات و ارتباطات 15
- 1. فروپاشی نظام دو قطبی و حرکت جهان به سوی نظام چند قطبی 15
- ویژگی های استعمار فرانو 17
- معرفی استعمارگر 19
- هم سویی جهانی شدن با استعمار فرانو 22
- نظم نوین جهانی؛ استراتژی جهانی استعمار فرانو 25
- 1. برنامه های اقتصادی 28
- برنامه های استعمار فرانو 28
- اشاره 28
- 2. برنامه های سیاسی 30
- الف) اقدامات پنهانی 30
- اشاره 30
- ب) تهدید ملتها با استفاده از زور و مداخله نظامی 31
- ج) حمایت از سیاستهای هم سو با منافع سرمایهداری 32
- 3. برنامه های فرهنگی 32
- امپریالیسم رسانه ای؛ ابزار استعمار فرانو 35
- اشاره 41
- فصل سوم : استعمار فرانو در مقابله با اسلام 41
- 1. ماهیت تقابل اسلام و زرسالاران اقتدارطلب 41
- اشاره 42
- 2. دلایل تقابل اسلام و استعمار فرانو 42
- الف) ماهیت ایدئولوژی اسلام 43
- ب) نگاه دنیای مسیحیت به اسلام 45
- ج) نگرش نظام سرمایهداری 46
- ب) فرصتطلبان 47
- اشاره 47
- الف) ستون پنجم 47
- 3. مواضع جوامع اسلامی در رویارویی با استعمار فرانو 47
- ه ) بلندهمتان 48
- 4. استعمار فرهنگی؛ استراتژی استعمار فرانو برای مقابله با اسلام 48
- اشاره 48
- د) مدافعان حیثیت 48
- ج) فریبخوردگان 48
- اشاره 50
- 1. تضعیف باورها و اندیشههای اسلامی 50
- برنامه های استعمار فرهنگی برای مبارزه با اسلام 50
- 2. تحریف گرایش های معنوی اسلام 51
- 3. گسترش فساد، فحشا و منکر در جامعههای اسلامی 52
- 4. تخریب و نفی هویت ملی اسلامی 54
- 5. گسترش روحیه سرمایهداری و مادی گری 56
- 6. تخریب و طرد الگوهای اسلامی 57
- 7. خبرپردازی و تصویرسازی منفی از اسلام 58
- 8. تحریک مذاهب اسلامی علیه یکدیگر 59
- 1. ماهیت جوامع اسلامی در مقابله با استعمار فرانو 61
- فصل چهارم: مقابله جوامع اسلامی با استعمار فرانو 61
- اشاره 61
- اشاره 63
- الف) تقویت اندیشههای اسلامی 63
- 2. برنامه های جوامع اسلامی 63
- ب) مبارزه با فساد و منکر 65
- یک _ پناه بردن به قرآن 65
- اشاره 65
- سه _ توجه به امر به معروف و نهی از منکر 66
- دو _ اهمیت دادن به نماز 66
- چهار _ کارآفرینی 67
- پنج _ ازدواج 68
- ج) تقویت هویت ملی اسلامی 69
- د) شناخت غرب و زرسالاران اقتدارطلب و مبارزه با روحیه سرمایهداری 70
- ه_) معرفی الگوهای اسلامی 71
- ز) وحدت مذاهب اسلامی 73
- و) تصویرسازی مثبت از اسلام 73
- اشاره 74
- الف) پیشینه تهاجم فرهنگی غرب در ایران 74
- 3. مقابله نظام جمهوری اسلامی ایران با استعمار فرانو 74
- ب) راه کارهای جمهوری اسلامی در مقابله با استعمار فرهنگی 77
- اشاره 80
- فصل پنجم: همراه با برنامهسازان 80
- جایگاه صدا و سیما در مبارزه با استعمار فرانو 80
- الزامات رسانه صدا و سیما 81
- اشاره 82
- محورهای مهم برنامهسازی 82
- 1. پرورش، گسترش و تفهیم و تبیین فضیلتهای اخلاقی 82
- 2. ارتقای معرفت و ایمان دینی 84
- 3. برنامهریزی برای مراسم دینی 85
- 5. برنامهریزی برای سرگرمی و تفریح 86
- 4. توجه به دانش 86
- 6. توجه به نقش و جایگاه زنان 88
- پرسشهای مردمی 90
- پرسشهای کارشناسی 91
- کتابنامه 93
- پایگاههای اینترنتی 93
- اشاره 93
فصل سوم : استعمار فرانو در مقابله با اسلام
اشاره
فصل سوم : استعمار فرانو در مقابله با اسلام
زیر فصل ها
1. ماهیت تقابل اسلام و زرسالاران اقتدارطلب
2. دلایل تقابل اسلام و استعمار فرانو
3. مواضع جوامع اسلامی در رویارویی با استعمار فرانو
4. استعمار فرهنگی؛ استراتژی استعمار فرانو برای مقابله با اسلام
1. ماهیت تقابل اسلام و زرسالاران اقتدارطلب
1. ماهیت تقابل اسلام و زرسالاران اقتدارطلب
در بررسی سطح رابطه تقابلی «اسلام» و «زرسالاران اقتدارطلب»، نخستین مسئله مهم، غیرموجه و نادرست بودن دو مقوله ای است که در این رابطه تقابلی مطرح می شود؛ زیرا اسلام یک دین است و زرسالاران اقتدارطلب، یک طبقه اجتماعی به شمار می روند. تقابل باید میان دو شیء گوناگون، ولی همجنس صورت بگیرد، مانند تقابل قشر زرسالاران اقتدارطلب با قشر محرومان یا دین اسلام با دین مسیحیت که هر دو از یک جنس هستند. این یک حقیقت و شاید بتوان گفت از بدیهیات است. اگر زمانی عبارتی مانند «شمال و اسلام» یا «جنوب و مسیحیت» را بشنویم، به نظر ما جمع میان این دو مقوله، ناموجه و نامأنوس است. حال این پرسش مطرح است که چرا مردم کشورهای اسلامی و اقشار طبقه زرسالاران اقتدارطلب، نسبت به تقابل یک دین و یک طبقه اجتماعی هیچگونه حساسیتی نشان نمی دهند؟ شاید بتوان گفت که تکرار عبارت «اسلام و زرسالاران اقتدارطلب»، در خو گرفتن و تسلیم شدن در برابر این عبارت مؤثر بوده است، ولی مسئله تکرار در اینجا مبیّن همه چیز نیست. حقیقت آن است که اسلام و زرسالاران اقتدارطلب، هر دو به مفهومی ایدئولوژیک وابستهاند که هر کدام ماهیت نسبیت و چندگانگی خود را پنهان کردهاند. اگرچه