مستضعفان از دیدگاه اسلام صفحه 7

صفحه 7

انسان در آغاز، آن چنان ضعیف است که از نظر جسمانی، از برآوردن ابتدایی ترین نیازهای خود نیز ناتوان است و از نظر فکری و عقلی هیچ نمی داند و حتی اطرافیان و نزدیکان خود را نمی شناسد. کم کم رشد می کند و اندامی نیرومند و فکری پویا و عقلی توانا به دست می آورد، ولی دوباره پس از مدتی که از نگهداری این نیرو و قدرت گذشت، ناتوان می شود و کم کم از فراز قلّه قدرت به قعر دره ضعف و ناتوانی فرو می غلتد.

واژه مستضعف نیز به معنای ضعیف شده یا ضعیف شمرده شده است. راغب اصفهانی، جمله «استَضعَفتُهُ» را به معنای «وَجَدتُهُ ضعیفاً؛ او را ضعیف یافتم» می گیرد. مرحوم طریحی می گوید: «اِستَضعَفَ الشَّی ءَ عدّه ضعیفاً؛ چیزی را مستضعف شمرد؛ یعنی او را ناتوان به شمار آورد.»(1) به طور کلی، «مستضعف» کسی است که ناتوانش ساخته و قدرتش را از او گرفته باشند.(2) چنان که قرآن از زبان هارون _ برادر موسی _ می فرماید: «إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی؛ این قوم مرا در فشار گذاشته و ناتوانم ساختند». (اعراف: 150)

بر این اساس، مستضعف به معنی به ناتوانی کشیده شده است. در نتیجه، این فعل (به ضعف کشیدن) به فاعل نیاز دارد تا عمل به استضعاف کشیدن را انجام دهد.

استکبار و مستکبر

استکبار و مستکبر

استکبار به معنای طلب بزرگی و شوکت کردن است. در قرآن کریم، واژه «مستکبر» در برابر واژه «مستضعف» به کار می رود. مستکبر کسی است که به ضعف می کشاند و خواستار ناتوان کردن شخص ضعیف است. مستضعف با ضعیف فرق دارد. ضعیف کسی است که خود به خود ناتوان است، ولی مستضعف کسی است که بر اثر ستم های دیگران به ضعف کشیده شده است؛ خواه این تضعیف از نظر فکری و فرهنگی باشد یا از نظر


1- فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، قم، مؤسسه البعثه، 1414ه . ق، ماده ضَعَفَ.
2- حسن مصطفوی، التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم، وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامی، الطبعه الاولی، تهران، 1365، ج 7، ص 31.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه